پسته رفسنجان

دسته: آموزش کشاورزی

آموزش کشاورزی

کشاورزی، یکی از قدیمی‌ترین و مهم‌ترین فعالیت‌های انسانی است که از زمان‌های دور، نقش پررنگی در تأمین غذای انسان‌ها و توسعه تمدن‌ها داشته است؛ اما اهمیت کشاورزی فقط به تأمین غذا محدود نمی‌شود.

این فعالیت، یکی از مهم‌ترین بخش‌های اقتصادی کشورها و جهان است و تأثیرات گسترده‌ای بر رونق اقتصادی، اشتغال و حتی سیاست‌های بین‌المللی دارد.

در دنیای امروز با تغییرات آب و هوایی، کاهش منابع آبی و افزایش جمعیت، نیاز به کشاورزی مدرن و بهینه‌سازی شده بیش‌ازپیش احساس می‌شود. ازاین‌رو، آموزش و ارتقاء دانش در زمینه‌های مختلف کشاورزی به یک ضرورت تبدیل شده است.

در این دسته‌بندی آموزش کشاورزی، مقالات متنوعی را خواهید یافت که به موضوعاتی چون آب‌وخاک در کشاورزی، آبیاری درختان، اقتصاد در کشاورزی، پیوند درختان، گلخانه و هرس درختان می‌پردازد. هر یک از این مقالات باهدف ارتقاء دانش و فهم شما از جنبه‌های مختلف کشاورزی نوشته شده‌اند.

آموزش کشاورزی
آموزش و ارتقاء دانش در زمینه‌های مختلف کشاورزی یک ضرورت است.

اهمیت آموزش کشاورزی

آموزش در هر حوزه‌ای نقش مهمی در پیشرفت و توسعه آن حوزه دارد و کشاورزی نیز مستثنی از این قاعده نیست. در ادامه به بررسی نقش آموزش در بهبود و پیشرفت کشاورزی می‌پردازیم.

کشاورزی، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین فعالیت‌های انسانی، نقش بزرگی در تأمین غذا و توسعه اقتصادی جوامع دارد.

با توجه به چالش‌های موجود مانند تغییرات آب و هوایی و کاهش منابع طبیعی، نیاز به کشاورزی مدرن و بهینه‌سازی شده افزایش یافته است.

در این زمینه، آموزش کشاورزی نقش حیاتی دارد. آموزش می‌تواند به کشاورزان کمک کند تا از منابع بهره‌برداری بهینه کنند، تکنولوژی‌های جدید را به کار ببرند، بیماری‌ها و آفات را مدیریت کنند و درنهایت به توسعه پایدار و افزایش بهره‌وری در کشاورزی کمک کند.

آب‌وخاک در کشاورزی

در این زیردسته از بخش آموزش کشاورزی، به بررسی دو عنصر حیاتی و اساسی در کشاورزی یعنی آب و خاک می‌پردازیم. آب‌وخاک، دو مؤلفه‌ای هستند که تأثیر مستقیم و عمده‌ای بر کیفیت و مقدار محصولات کشاورزی دارند.

در این بخش، مقالات متنوعی را می‌توانید مشاهده کنید که به موضوعاتی چون آبیاری انواع درختان، اهمیت آب‌وخاک و روش‌های مدیریت و حفظ این دو منبع حیاتی می‌پردازند.

برخی از مقالات موجود در این زیردسته شامل بهترین روش آبیاری درختان میوه و بسیاری موضوعات دیگر می‌باشد.

آموزش کشاورزی
در این زیردسته از بخش آموزش کشاورزی، به بررسی دو عنصر حیاتی و اساسی در کشاورزی یعنی آب و خاک می‌پردازیم.

آبیاری درختان

در این زیردسته از بخش آموزش کشاورزی، به موضوع مهم آبیاری درختان می‌پردازیم.

آبیاری بهینه یکی از عوامل مهم موفقیت در کشاورزی است و می‌تواند تأثیر بزرگی بر کیفیت و میزان محصولات داشته باشد.

در این بخش، به بررسی موضوعات متنوعی ازجمله زمان‌های مناسب آبیاری، روش‌های مختلف آبیاری، اشتباهات رایج در آبیاری انواع درختان و تکنیک‌های مهم در این زمینه می‌پردازیم.

همچنین، به بررسی اهمیت آبیاری بهینه و نکات مهمی که باید در این زمینه در نظر گرفته شود، می‌پردازیم.

مقالات متنوعی در این زیردسته موجود است که شامل موضوعاتی چون صفر تا صد زمان آبیاری درخت انگور، اشتباهات آبیاری درخت پسته و… می‌شوند.

اقتصاد در کشاورزی

در این زیردسته از بخش آموزش کشاورزی، به بررسی جنبه‌های مختلف اقتصادی کشاورزی می‌پردازیم.

اقتصاد در کشاورزی یکی از حوزه‌های مهم و تأثیرگذار در توسعه پایدار و رشد اقتصادی یک کشور است. در این بخش، مقالات متنوعی را می‌توانید مشاهده کنید که به موضوعاتی چون پرسودترین درختان میوه، قیمت انواع پسته و… می‌پردازند.

همچنین، به بررسی نقش کشاورزی در توسعه پایدار و راه‌های افزایش سودآوری در این حوزه خواهیم پرداخت.

مقالات متنوعی در این زیردسته موجود هستند که شامل موضوعاتی نظیر قیمت پسته، راهنمای خرید پسته و دلایل افت صادرات پسته می‌شوند که به شما کمک می‌کنند تا با جوانب مختلف اقتصادی کشاورزی بیشتر آشنا شوید.

اقتصاد در کشاورزی
در این زیردسته از بخش آموزش کشاورزی، به بررسی جنبه‌های مختلف اقتصادی کشاورزی می‌پردازیم.

پیوند درختان

در این زیردسته از بخش آموزش کشاورزی، به موضوع مهم و تخصصی پیوند درختان می‌پردازیم.

پیوند زدن یکی از روش‌های مهم در افزایش بهره‌وری و موفقیت کشاورزی است. در این بخش، به آموزش جنبه‌های مختلف پیوند درختان ازجمله انواع پیوند‌ها، زمان مناسب برای پیوند زدن و بهترین روش‌های انجام آن خواهیم پرداخت.

با مطالعه مقالات این زیردسته، اطلاعات جامعی در مورد فواید و اهمیت پیوند در کشاورزی و تکنیک‌های مختلف پیوند زدن به دست خواهید آورد.

همچنین، نکات مهمی که باید در نظر داشته باشید هنگام انجام این فرآیند، به تفصیل بررسی می‌شوند.

در این زیردسته، مقالات متنوعی ازجمله نحوه پیوند زدن پسته، پیوند درخت انگور و دیگر موضوعات مرتبط را خواهید یافت که به شما کمک می‌کنند تا دانش عمیق‌تری در این زمینه کسب کنید.

گلخانه

در این زیردسته از بخش آموزش کشاورزی، به موضوع جذاب و مهم گلخانه و به‌ویژه گیاهان آپارتمانی می‌پردازیم.

گلخانه‌ها امکان پرورش گیاهان در شرایط مختلف آب و هوایی را فراهم می‌کنند و با استفاده از آن‌ها می‌توان گیاهانی را پرورش داد که شاید در شرایط طبیعی محلی ما نتوانسته باشند رشد کنند.

در این بخش، مقالات متنوعی را خواهید یافت که به موضوعاتی چون آشنایی با انواع گیاهان آپارتمانی، نحوه و شرایط نگهداری آن‌ها، دلایل مشکلات این گیاهان و کودهای مناسب برای آن‌ها می‌پردازند.

با مطالعه این مقالات، اطلاعات جامعی در مورد مزایا و چالش‌های کشاورزی گلخانه‌ای و نکات مهم برای مدیریت یک گلخانه کسب خواهید کرد.

برخی از مقالات موجود در این زیردسته شامل همه چیز در رابطه با پتوس ارتشی، همه چیز در مورد پتوس حصیری و… می‌باشند.

گلخانه
در این زیردسته از بخش آموزش کشاورزی، به موضوع جذاب و مهم گلخانه و به‌ویژه گیاهان آپارتمانی می‌پردازیم.

هرس درختان

در این زیردسته از بخش آموزش کشاورزی، به موضوع مهم و اساسی هرس درختان می‌پردازیم.

هرس درختان، یکی از فعالیت‌های مهم در مدیریت و نگهداری باغ‌ها و مزارع می‌باشد که به رشد و توسعه بهتر درختان کمک می‌کند.

در این بخش، مقالات متنوعی را خواهید یافت که به آموزش هرس انواع درختان میوه و درختان خشکبار می‌پردازند.

با مطالعه این مقالات، اطلاعات مفیدی در مورد اهمیت هرس، روش‌های مناسب و زمان‌های بهینه برای انجام این فعالیت کسب خواهید کرد.

این مقالات به شما کمک می‌کنند تا با مهارت‌های لازم برای انجام هرس بهینه درختان آشنا شوید و به عنوان یک کشاورز موفق، بهره‌وری باغ‌ها و مزارع خود را افزایش دهید.

مقالاتی که در این زیردسته می‌توانید مشاهده کنید، شامل موضوعاتی مثل نحوه هرس درختان انار، انتخاب بهترین زمان هرس درختان میوه، و بسیاری مقالات دیگر می‌باشند که به شما کمک می‌کنند تا با تکنیک‌های مختلف هرس و نکات مهم آن آشنا شوید.

دعوت به مشارکت

با اتمام این مقاله، ما از شما دعوت می‌کنیم که به جامعه ما بپیوندید و تکنیک‌های مطرح شده در این مقاله را در کشاورزی خود اجرایی کنید.

ما با ایمان به قدرت یادگیری مشترک و تجربه‌ای که از اجرای عملی این تکنیک‌ها به دست می‌آید، امیدواریم که به یک کشاورزی پایدار و موفق نزدیک‌تر شویم.

ما از شما خواهانیم که نتایج، تجربیات و یا حتی چالش‌هایی که در این مسیر با آن‌ها روبرو شده‌اید، با ما و دیگر خوانندگان به اشتراک بگذارید.

این مشارکت می‌تواند به وسعت دانش مشترک ما کمک کند و ما را در راه یافتن به راه‌حل‌های نوآورانه و پایدار درزمینهٔ کشاورزی یاری دهد.

با امید به ایجاد یک جامعه کشاورزی پررونق و پایدار، منتظر مشارکت‌های سازنده شما هستیم.

  • بهترین خاک مناسب برای احداث باغ

    بهترین خاک مناسب برای احداث باغ

    آشنایی با خاک مناسب برای احداث باغ

    قبل از هر اقدامی برای احداث باغ ،انجام مطالعات خاک شناسی توصیه میشود . برای انجام مطالغات خاک شناسی حفر حداقل یک پروفیل در هکتار به ابعاد یک متر عرض دو متر طول و یک تا یک و نیم متر عمق نیاز است .سپس با استفاده از مشخصات ظاهری مانند رنگ خاک ،تغیرات اهک ،تغییرات اهک ،تغییرات رس،مائه عالی ،ساختمان ، سفتی،تراکم خاک و… افق ها و لایه های خاک مشخص خواهند شد. و همچنین سطح اب زیر زمینی و نوسان ان ،درجه مانداب سطح و زمان رخداد انو… تعیین خواهد شد. برای تعیین و شناخت دقیق ویژگی ها و محدودیت های فیزیکی و شیمیایی توصیه میشود از هر لایه یا افق خاک در نیمرخ پروفیل خاک،یک نمونه تهیه میشود .

    این نمونه ها به ازمایشگا ارسال شده و تجزیه های لازم انجام شود و سپس با استفاده از نتایج مطالعات صحرایی و ازمایشگاهی ،تفسیر های لازم برای احداث باغ مرکبات انجام میشود .

    در انتخاب محل احداث باغ،تعیین حاصلخیزی عمومی خاک مانند اندازه گیری pH،مواد عالی و قابلیت استفاده عناصر غذایی مانند پتاسیم ،فسفر ،منیزیم ، آهن ،منگنز ،روی و همچنین کلسیم (در خاک های در معرض تنش مانداب ،خاک های اسیدی …) از اهمیت زیادی برخوردار است .

    در خاک های که قبلا مرکبات یا سبزی و صیفی کشت شده است مقدار مس قابل استفاده خاک نیز باید اندازه گیری شده و مورد برسی قرار گیرد. به علت تحرک بسیار کم مس در خاک فاین عنصر به طور عمده در لایه های سطحی خاک تجمع می یابد و تحت تاثیر شستشو نیر قرار نمیگیرد نبابر این مصرف ریاد قارچ کش های حاوی مس ماننداکسی کلرور  مس و ملول های بردو موجب تجعمع مس در سطح خاک و منطقه ریشه درختان میشود .

    تجمع زیاد مس در ننطقه ریشه درختان مرکبات ،موجب اختلال شدی در جذب اهن ،کلروز و ریزش برگ میشود . اگر خاک درختان مرکبات دارای تجمع مس قابل استفاده در لایه های سطحی باشد pHباید به بالاتر از 6/5 افزایش یابد .

    اما اگر خاک،اهکی باشد برای کاهش pHموثر واقع خواهد شد . معمولا پس از احداث باغ ، اصلاح حاصلخیزی خاک های با اهک زیاد و مواد الی کم ،بسیار مشکل است . هزینه های اضافی احداث ،هواه با هزینه های مدیریت درختان در چنین خاک هایی سبب اخلاف بیشتر بین هزینه و سود ،به ویژه در اوایل دوره بار دهی درختان میشود .

    نوسازی باغ های قدیمی توسط بستر سازی مجدد میتواند اثر زیادی در حاصلخیزی، ظرفیت نگهداری اب و حجم ریشه دهی درختانداشته باد . در اغلب موارد ،نوسازی با بستر سازی مناسب از  سود اقتصاد بیشتری برخوردار خواهد بود اما در برخی موارد اگر مواد pHبالا(اهک زیاد لایه های پایینی )یا رس زیاد از لایه های پاییمی ب منطقه ریشه منتقل شوند ممکن است مشکلاتی برای درختان ایجاد نمایند ،بنابر این باید تلاش شود که تا حد امکان از انتقال اهک یا رس از لایه های زیرین به سطح خاک اجتناب شود.

    خاک

    برسی بافت خاک و تغییرات آن در پروفیل خاک درختان مرکبات

    بافت خاک شامل ذرات شن، سیلت و رس است که به آنها ذرات ریز یا ذرات اولیه نیز اطلاق می شود و قطر کمتر از دو میلی متر دارند. قطر ذرات رس کمتر از 0/002میلی متر (دو میکرون)، قطر ذرات سیلت از 0/002 میلی متر.

    (دو میکرون) تا قطر ذرات شن از0 /02میلی متر (20 میکرون) و 0 / 02 میلی متر (20 میکرون) تا دو میلی متر (2000 میکرون) می باشد. در واقع، بافت خاک مقدار نسبی ذرات شن، سیلت و رس را در خاک های معدنی نشان میدهد اما به ذرات بزرگتر از دو میلی متر، ذرات درشت گویند. بافت خاک بر میزان نگهداری آب در خاک (بعد از زهکشی تقلی) و سرعت تخلیه آب از خاک تاثیر زیادی دارد. برای مثال، بیشتر خاکهای مرکبات که دارای مقدار زیادی شن در منطقه ریشه هستند به علت ظرفیت نگهداری پایین به مدیریت آبیاری فشرده تری نیاز دارند حجم زیاد آب مصرفی در هر آبیاری در یک زمان می تواند موجب آبشویی شدید عناصر غذایی شود.

    اغلب خاکهای بافت درشت، فاقد ظرفیت لازم برای نگهداری آب و عناصر غذایی می باشند و در مقابل، خاکهای بافت ریز نیز اغلب مشکل ساختمانی و زهکشی دارند که موجب کاهش توسعه ریشه، تشدید خشکیدگی سرشاخه ها و زوال مرکبات میشوند . به طور کلی کلاس های بافت خاک در جدول 2-1 نشان داده شده است. کلاس های متوسط و نسبتا درشت، مناسب ترین کلاس های بافت خاک برای کاشت مرکبات هستند. مدیریت آبیاری و تغذیه درختان مرکبات در بافت های با کلاس مختلف، متفاوت است و معمولا در کلاس های بافت درشت به مدیریت آبیاری و تغذیه فشرده تری نیاز است.

     مواد آلی (Organic matter) و تغییرات آن در پروفیل خاک مرکبات

    مواد آلی خاک شامل هر نوع مادهای با اساس کربن آلی از بقایای گیاهی تازه افزوده شده به خاک تا هوموس کاملا تجزیه شده یا کمپوست می باشد. در حالت طبیعی، خاکهای نمادین مرکبات ممکن است شامل بیشتر از 5درصد ماده آلی باشند اما پس از کشت، مواد آلی به تدریج کاهش می یابد و در نهایت در حدود 1 تا 2 درصد در یک باغ بالغ مرکبات ثابت باقی می ماند. به طور کلی، هر چه مواد آلی خاک بیشتر باشد ظرفیت نگهداری آب در خاک نیز بیشتر می باشد.

    در آب و هوای گرم و مرطوب، مواد آلی خاک به سرعت اکسید می شوند ولی به همان مقدار توسط درختان مرکبات جایگزین نمی شوند. همچنین استفاده از علف کشها در زیرسایبان درختان نیز موجب کاهش مواد آلی خاک می شود.

    در خاک های شنی مناطق ساحی و مجاور مناطق ساحلی دریای مازندران مقدار ماده آلی در خاک، یک مولفه بسیار ارزشمند است چرا که ظرفیت نگهداری آب و عناصر غذایی را فراهم می کند و همچنین تجزیه آن بازیافت عناصر غذایی برای گیاهان را امکان پذیر می کند. حد کفایت مواد آلی در خاک، با توجه به بافت خاک متفاوت است و معمولا خاک های با بافت سنگین از حد کفایت بالاتری برخوردار هستند 

    ظرفیت تبادل کاتیونی مواد آلی با تغییرات اسيديته (pH خاک تغییر می کند و در pH تقریبا 100 تا 400 سانتی مول (+) در کیلوگرم می باشد و به طور میانگین حدود 150 سانتی مول (+) در کیلوگرم است. بنابر این مواد آلی، ترکیبات بسیار با ارزشی در خاک هستند. زیرا ظرفیت نگهداری آب و عناصر غذایی در خاک را افزایش می دهند.

    همچنین تجزیه آنهاء عناصر غذایی را برای گیاهان فراهم می کند. بهترین زمان برای افزودن مواد آلی به خاک در باغ های مرکبات، قبل از احداث باغ است چرا که به آسانی می توان آن را با خاک منطقه ریشه درختان مخلوط کرد یا در منطقه ای قرار داد که ریشه درختان به آن برسد.

    به طور کلی برای بهبود حاصلخیزی خاک و افزایش قابلیت استفاده آب و عناصر غذایی، افزودن مواد آلی باید بیشتر مورد توجه قرار گیرد، بنابراین به مدیران وزارت جهاد کشاورزی و شهرداری ها پیشنهاد می شود ترتیبی اتخاذ کنند که محل های دفن زباله، زباله های باغبانی را نپذیرند و در هر منطقه ای، کارگاه های تبدیل زباله به کمپوست با مال احداث نمایند و این مواد آلی با حمایت دولت بدون هیچ هزینه ای، غیر از هزینه حمل و نقل به مصرف کنندگان تحویل گردد.

    کمپوست های تولید شده نیز برای مصرف در خاک مناسب هستند و بیشتر آنها که استانداردها و کیفیت لازم را داشته باشند برای مصرف در باغ های مرکبات توصیه می شوند. اما مواد تولید شده با آماده شده به صورت مالچ، برای استفاده در باغ های مرکبات توصیه نمی شوندرا جذب نمایند.

    بنابراین ده تا تبدیل به کمپوست شوندپوست مواد آلی در خاک وجودزیرا آنها در طی تجزیه ممکن است نیتروژن قابل استفاده درختان را جذب نمایند مالچ ها قبل از مصرف، باید ابتدا در گوشه ای از باغ جمع شده تا تبدیل به کسپس مصرف گردند.

    هیچ حد مشخص و خاصی برای مصرف کمپوست مواد آل ا ندارد. یک قاعده کلی این است که مقدار کم، بیشتر از هیچ است و مقدار زیاد هم بهتمی باشد. تصمیم باغ دار برای مصرف مواد آلی باید بر اساس نزدیکی به یک منبر به علاوه حمل و نقل مناسب، توزیع و هزینه های اختلاط باشد. به علت این که حجم زیادی رسیدن به مقدار بهینه (20 تا 100 تن در هکتار) مورد نیاز است بنابراین، اگر تهیه مواد آل برای باغ دار مشکل است و هزینه زیادی دارد مصرف یکنواخت آنها در کل سطح باغ توص نمی شود. بلکه، باغ دار باید خاکهای ضعیف تر را در باغ مشخص کرده و مقدار بیشتری از مواد آلی در این خاک ها مصرف کند.

    کودهای حیوانی و کمپوست های مصرفی در خاک های کشاورزی باید حداقل ویژگیهای فیزیکی و شیمیایی زیر را داشته باشند و کمپوست هایی که این ویژگی ها را نداشته باشند برای مصرف در فصل رشد توصیه نمی شوند.

    همچنین از بین ویژگیهای زیر، دو ویژگی اهمیت بیشتری دارد که شامل نسبت کربن به نیتروژن (C/ N) و شوری (غلظت نمکهای محلول) می باشد. سطوح پایین تر هر یک از این ویژگی ها نشان میدهد کمپوست برای مصرف در باغ های مرکبات و درختان میوه مناسب تر است. “

    خاک

    فواید کمپوست و کودهای حیوانی به خاک مرکبات

    برخی ویژگی های فیزیکی و شیمیایی لازم برای کمپوستهای مطلوب و استاندارد برای مصرف در باغهای مرکبات و دیگر درختان میوه، به طور خلاصه شامل موارد زیر است:

    1.  کربن آلی 50 درصد یا بیشتر .
    2.  شوری کمتر از 6 دسی زیمنس بر متر (غلظت نمکهای محلول کمتر از میلی گرم در لیتر)
    3.  نسبت کربن به نیتروژن (C/N) از 15:1 تا 25:1
    4.  رطوبت وزنی از 35 تا 55درصد
    5.  pH بین5 تا 8 
    6. ظرفیت نگهداری آب (وزنی) از 20 تا 60 درصد
    7. دانسیته حجمیتازه حدود 300 تا 600 کیلوگرم بر متر مکعب (0/ 3 تا 0/6 سانتی متر مکعب)
    8. اندازه ذرات کمتر از یک اینچ (2/ 5 سانتی متر) 
    9. نداشتن دانه های علفهای هرز زنده (قابل رشد)

    خاک

    برسی کربنات کلسیم (آهک) در خاک درختان میوه

    کربنات کلسیم، یک ترکیب عمده خاکهای آهکی است. برای توصیف مقدار آهک خاکها، مقدار معادل کربنات کلسیم کل را گزارش می کنند که مقدار آن از خیلی کم تا بیشتر از 50 درصد در خاک های آهکی متفاوت است.

    خاک آهکی، خاکی است که بیش از 5درصد وزنی کربنات کلسیم داشته باشد. آهک فعال، معرف بخشی از آهک خاک است که در بخش رس خاک قرار دارد و سطح ویژه بالایی داشته و بسیار واکنش پذیر است. مقدار و شکل کربنات کلسیم (کل و فعال) بر خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک اثر دارد. اگر کربنات کلسیم کل خاک بیشتر از20 درصد و یا کربنات کلسیم فعال بیشتر از 10درصد باشد موجب کاهش رشد و عملکرد بیشتر درختان میوه میشود.

    برای بیشتر درختان میوه از جمله درختان مرکبات، با توجه به نوع پایه، سطوح بحرانی کربنات کلسیم کل، حدود11 تا 30درصد و برای کربناتکلسیم فعال، هفت تا نه درصد گزارش شده است. براساس پژوهش های انجام شده، خاکهای با اقدار کربنات کلسیم کل یکسان، ممکن است کربنات کلسیم فعال متفاوتی داشته باشند. خاک های حاصل از سنگ های آهکی سخت نسبت به خاکهای حاصل از سنگهای آهکی نرمی آهک فعال کمتری دارند.

    اگرچه اغلب، کربنات کلسیم کل در بیان خصوصیات شیمیایی خاک استفاده می شود اما همیشه ارتباط خوبی بین مقدار کربنات کلسیم کل و کاهش رشد و زردی ناشی از کمبود آهن در درختان میوه مشاهده نمی شود. در مقابل، کربنات کلسیم در جزء رس خاک (کربنات کلسیم فعال خاک) که موجب ایجاد و نگهداری غلظت زیاد بی کربنات در محلول خاک می شود، برای پیش بینی پتانسیل توسعه کلروز مناسب تر است.

    بنابراین برای تشخیص حساسیت به کلروز درختان میوه در خاک های آهکی، آهک فعال شاخص مناسب تری می باشد. آهک فعال معمولا یک شاخص غیر مستقیم از توزیع اندازه ذرات یا سطح ویژه کربنات کلسیم است که به طور غیر مستقیم مسئول کاهش رشد و برخی ناهنجاری های فیزیولوژیکی مانند کلروز است.

    مقدار کربنات کلسیم (آهک) و پراکنش آن در لایه سطحی خاک های مناطق مختلف 

    مطالعات شبکه ای خاک های استان مازندران نشان داده است که مقدار کربنات کلسیم کل این خاکها از غرب به طرف شرق، به تدریج افزایش می یابد به طوری که بخش عمده خاکهای مناطق رامسر، نشتارود، سلمان شهر، تازه آباد و کلارآباد تنکابن، چالوس، محمودآباد، کلوده، مرائده، چمستان، فریدونکنار، کار کردمحله، کله بست بابل، امیرکلا، بخش هایی از جویبار، بخش های جنوبی قائم شهر، سنگتراشان و اسلام آباد ساری کمتر از5درصد (0 تا 5 درصد) کربنات کلسیم کل دارند.

    اما بخش عمده خاکهای شرق کتالم، تنکابن، خرم آباد، عباس آباد، علمده، نور، ایزده، جنوب نکا، رستم کلا، بهشهر، علمدار محله و گلوگاه بین 5 تا 10 درصد کربنات کلسیم کل دارند.

    همچنین بخش هایی از نوشهر، علمده، نور و ایزده و بخش های محدودی از مناطق جنوب نکا، رستم کلا، بهشهر، علمدار محله و گلوگاه بین 10 تا 15 درصد کربنات کلسیم کل دارند. بیشتر بخشهای جنوبی آمل، نجارمحله، کیاکلا، بهنمیر، کوهی خیل و گلیرد بین 10تا 20درصد کربنات کلسیم کل دارند. اما بخش های عمده ای از ساری مانند آکند، زرد گاه، تازه آباد ساری، طوس کلا و زاغمرز بین 20تا 30درصد کربنات کلسیم کل دارند 

    کربنات کلسیم و تغییرات آن در نیمرخ پروفیل خاک درختان مرکبات

    در اکثر اراضی شرق مازندران، معمولا خاکهای لایه سطحی (40-0سانتی متر لایه سطحی خاک)، مقدار آهک کمتری دارند و در مقابل در این مناطق، مقدار آهک خاک در لایه های پایین تر به شدت افزایش می یابد که موجب افزایش pH خاک و کاهش حاصلخیزی خاک میشود 

    بنابراین تنها نمونه برداری از لایه سطحی خاک و انتخاب پایه و رقم براساس نتایج تجزیه خاک این لایه، در بیشتر موارد پس از افزایش رشد و سن درختان و رسیدن ریشه ها به لایه های زیرین با آهک بیشتر، ممکن است موجب تشدید کلروز، افزایش نیاز به مصرف کودهای آهن، افزایش هزینه باغدار، افزایش حساسیت به تنش های محیطی، خشکیدگی سرشاخه ها و زوال مرکبات شود. همچنین در بیشتر این مناطق در زیر لایه 4030 سانتی متری، یک لایه فشرده (لایه شخم) وجود دارد که نفوذپذیری بسیار پایینی دارد و نیاز است شکسته شود.

    گاهی اوقات تسطیح زمین، خاک سطحی مناطق مرتفع تر را به مناطق پست تر انتقال می دهد که موجب می شود خاک زیرین نامناسب در سطح قرار گیرد.

    لذا احداث باغ مرکبات در چنین خاکهایی موجب می شود که درختان رشد  بسیار ضعیفی پس ازتسطیح زمین داشته باشند، برای اجتناب از این موارد، قبل از تسطیح زمین، باید خاک سطح زراعی (040، انسانی متن با پیشتیر) برداشته شود و در قسمتی اززمین جمع گردد سپس  عملیات تسطیح زمین انجام شود. پس از اتمام عملیات تسطیح خاک سطحی مجددا سطح مزرعه به صورت یکنواخت پخش شود، سپس پشته های محدب شکل موازی در جهت شمال و جنوب با شیب جانبی مناسب و با فاصله مناسب احداث گردد خاک پشته ها از حفر جوی های ایجاد شده برداشت می شود.

    فاصله عمودی  کف جوی ها تا قسمت اانتها پشته ها معمولا بین 60الی 70 سانتی متر پیشنهاد می شود، اما در زمین های که نیاز به تسطیح ندارد هنگام احداث پشته ها، معمولا خاک سطحی اولیه با خاک لایه های پایین تر پوشش داده می شود که ممکن است ویژگی های فیزیکی و شیمیایی آن به طور معنی دار متفاوت از خاک سطحی باشد، خاک لایه زیرین که پس از احداث پشته، معمولا در روی پشته قرار می گیرد۔ احتمال دارد بافت درشت تر یا ریز تر از خاک سطحی داشته باشد اما تقریبا  در اغلب موارد دارای مواد آلی کمتری است.

    اگر خاک لایه های زیرین دارای اهک زیاد باشد خاک روی پشته ها نیز ممکن است دارای اهک بیشتر شود بنابراین خاک منطقه ریشه در پشته ها حاصلخیز و ظرفيت نگهداری آبکمتری در مقایسه با خاک سطحی دفن شده دارد

    خاک

    برسی عمق خاک درختان مرکبات

    موفقیت یا عدم موفقیت در کشت مرکبات در هر منطقه ای، با عمق خاک همبستگی زیاد دارد و مقدار نسبی رس و شن درشت در بافت خاک از فاکتورهای اصلی موثر در رشد مرکبات هستند. همچنین بین عمق خاک و عملکرد مرکبات، همبستگی مثبت معنی داری وجود دارد

    مطالعات میدانی در باغ های نارنگی انشو نشان داده است که حد بحرانی خاک ( آب و هوا در پروفیل خاک برای رسیدن به عملکرد خوب میوه تقریبا (60-40) : (40-20) .(15- 25) است. در بیشتر این باغ ها، با افزایش وزن مخصوص ظاهری در خاک تحتانی، عملکرد در واحد سطح کاهش نشان داد. در چنین شرایطی انجام شخم عميق موجب کاهش وزنمخصوص و افزایش عملکرد می شود.

    اندازه درختان مرکبات به پایین ترین عمقی که ریشه های ریز در آن می توانند رشد کننده بستگی دارد. رشد ریشه های ریز معمولا در لایه های با 50 درصد یا بیشتر سنگریزه یا لایه های با فشردگی زیاد، محدود می شود. جرم مخصوص ظاهری، یک پارامتر قابل اندازه گیری است که کمترین ضریب تغییرات را در مقایسه با دیگر خصوصیات فیزیکی خاک دارد.

    معمولا عمقی از خاک، که در آن لایه یا لایه های با جرم مخصوص ظاهری بیشتر از حد بحرانی وجود داشته باشد، پتانسیل باروری خاک را تعیین می کند. حد بحرانی جرم مخصوص ظاهری برای خاکهای رسوبی، حدود1 / 60گرم بر سانتیمتر مکعب است. برای رسیدن به عملکرد بالا در خاکهای با بافت ریز و متوسط، جرم مخصوص ظاهری1/ 3 – 1 /1 گرم بر سانتیمتر مکعب با 40- 50درصد ذرات جامد درشت و با عمق حداقل 60-50سانتی متر، نیاز است.

    خاکهای با عمق حداقل2  متر، بافت یکنواخت و زهکشی خوب در لایه های تحتانی، عمق آب زیرزمینی پایین تر از 150 سانتی متر در تمام طول سال، مناسب ترین خاکها برای کشت مرکبات هستند. بیشترین ریشه های مرکبات در عمق 80– 70سانتی متری تجمع می یابند. پژوهش های انجام شده در خاک های عمیق سنگریزه دار نشان داده است که در خاک های با بیشتر از 15درصد سنگریزه، عملکرد مرکبات کمتر از 50درصد خاکهای بدون سنگریزه با عمق یکسان می باشد.

    در باغ های احداث شده، چنانچه فشردگی خاک بیشتر از حد بحرانی باشد شخم عمیق (تا عمق 80-70سانتی متری) در کاهش فشردگی و فراهم کردن محیط مناسب تر برای رشد ریشه ها توصیه می شود. مطالعات انجام شده نشان داده است خاکهای با عمق حداقل 60سانتی متر، بافت درشت با خاک تحتانی سنگین تر، زهکشی خوب و عمق آب زیرزمینی بیشتر از 150سانتی متر در سرتاسر سال برای بیشتر ارقام تجاری مرکبات مناسب هستند و برای حداکثر عملکرد، حداقل عمق خاک باید 180-150سانتی متر باشد.

    تهویه خاک بر تراکم ریشه و تولید درختان مرکبات بسیار موثر است. حد بحرانی تهویه خاک در ظرفیت مزرعه ای، حدود 10درصد برای عمق 25تا 75سانتی متری خاک می باشد. ارتباط بین عمق خاک و عملکرد باغ های مرکبات نشان داده است که یک همبستگی مثبت معنیداری (**0. 80=r) بين عمق خاک و عملکرد میوه درختان مرکبات وجود دارد و حدود 4 تن افزایش عملکرد در هکتار به ازای هر 10 سانتی متر افزایش در عمق خاک (از 25تا 150سانتی متری) وجود دارد.

     سطح آب زیرزمینی و نوسان آن در خاک درختان مرکبات

    تاثیر سطح آب زیرزمینی را بر عمق و تراکم ریشه های تغذیه کننده به صورت زیر می توان خلاصه کرد :

    1.  تهدید اصلی برای سلامت باغ های مرکبات، نوسان سطح آب زیرزمینی و ماندانسطحی است که در بیشتر مناطق شرق مازندران وجود دارد.
    2. نوسان آب زیر زمینی، خسارت شوری را در مناط
    3. ق ساحلی با آب آبیاری شدمانند برخی مناطق کیاکلا، بهنمیر، جنوب ساری و زاغمرز تشدید می کند.
    4.  عمق توسعه ریشه ها وابسته به سطح آب زیر زمینی و نوسان آن است.
    5.  تغییر سطح آب زیرزمینی از 75به 175انتی متری، تعداد ریشه های تغذیه کنندهرا دو برابر می کند در نتیجه، اندازه درختان به طور معنی داری افزایش می یابد.
    6. بیشتر ریشه های تغذیه کننده مرکبات، در عمق 70تا 150سانتیمتری قرار دارندتا در عمق صفر تا 25سانتی متری لایه سطحی خاک.

    مطالعات انجام شده، نشان داده است که در درختان پرتقال واشنگتن ناول با عملکرد حدود 17تن در هکتار در منطقه ای با سطح ایستابی حدود 170انتی متری، هنگامی که سطح آب زیر زمینی به 80انتی متری از سطح خاک رسید، عملکرد تقریبا به صفر کاهش یافت. در شرایط بالا بودن سطح آب زیر زمینی (100-70سانتی متری از سطح خاک)، کاشت مرکبات به شکل جوی و پشتهای توصیه می شود به طوری که نهال های مرکبات روی راس پشته قرار گیرند و ارتفاع پشته ها (از كف جوي تا تاج پشته) حدود 50تا 70سانتی متر پس از نشست خاک پشته باشد (معمولا پشته ها پس از احداث مقداری نشست دارند و این نشست می تواند از 10تا 15سانتی متر با توجه به نوع خاک و روش احداث باشد).

    چنین پشته هایی موجب افزایش عمق خاک حاصلخیز، بهبود تهویه منطقه ریشه، کاهش یا حذف خسارت نوسان آب زیرزمینی، افزایش تراکم ریشه های تغذیه کننده در منطقه پشته و همچنین افزایش راندمان جذب آب و عناصر غذایی خواهند شد. با توجه به این که ریشه های درختان مرکبات معمولا پس از 3 تا 10روز مانداب خسارت خواهند دید بنابراین برای درختان مرکبات، سطح ایستابی در فاصله حدود 180سانتی متری از سطح زمین مناسب است و یا حداقل باید در عمق 120تا 150سانتی متری ثابت نگهداشته شود.

    به هر حال، اگر نوسان سطح آب زیرزمینی وجود داشته باشد و در برخی مواقع از سال تا عمق 60تا 90سانتی متری از سطح خاک بالا بیاید و برای مدتی در این عمق بماند، باغ های مرکبات مناسبی در آن منطقه حاصل نخواهند شد .

    اما اگر سطح آب زیرزمینی ثابت نگهداشته شود امکان رسیدن به عملکرد بالا وجود دارد. مطالعات متعدد نشان داده است که امکان داشتن باغ های مرکبات با عملکرد بالا در مناطقی که سطح ایستابی با استفاده از روش های مهندسی در عمق 60سانتی متری ثابت شده است، وجود دارد.

    از نظر باغ داری آنچه بیشتر اهمیت دارد کنترل سطح آب و توقف نوسان آن در منطقه ریشه است. در این شرایط، درختان مرکبات، سیستم ریشه شان را در منطقه بالای سطح ایستابی توسعه می دهند. بنابراین به طور کلی، زهکشی مناسب یکی از مهمترین فاکتورهای تعیین کننده تناسب اراضی خاک برای کشت و احداث باغ مرکبات است.

    خاک

     برسی فشردگی خاک درختان مرکبات 

    اندازه درختان مرکبات به پایین ترین عمقی که ریشه های ریز در آن می توانند رشد کننده بستگی دارد. رشد ریشه های ریز معمولا در لایه های با 50درصد یا بیشتر سنگریزه یا لایه های با فشردگی زیاد، محدود می شود. جرم مخصوص ظاهری، یک پارامتر قابل اندازه گیری است که کمترین ضریب تغییرات را در مقایسه با دیگر خصوصیات فیزیکی خاک دارد.

    معمولا عمقی از خاک، که در آن لایه یا لایه های با جرم مخصوص ظاهری بیشتر از حد بحرانی وجود داشته باشد، پتانسیل باروری خاک را تعیین می کند. حد بحرانی جرم مخصوص ظاهری برای خاکهای رسوبی، حدود 1 / 60 گرم بر سانتیمتر مکعب است. برای رسیدن به عملکرد بالا در خاکهای با بافت ریز و متوسط، جرم مخصوص ظاهری 1/ 3 – 1/1 گرم بر سانتی متر مکعب با 40- 50درصد ذرات جامد درشت و با عمق حداقل 60-50سانتی متر، نیاز است.

    خاک های با عمق حداقل 2 متر، بافت یکنواخت و زهکشی خوب در لایه های تحتانی، عمق آب زیرزمینی پایین تر از 150سانتی متر در تمام طول سال، مناسب ترین خاکها برای کشت مرکبات هستند. بیشترین ریشه های مرکبات در عمق 80- 70سانتی متری تجمع می یابند. پژوهش های انجام شده در خاک های عمیق سنگریزه دار نشان داده است که در خاک های با بیشتر از 15درصد سنگریزه، عملکرد مرکبات کمتر از 50درصد خاکهای بدون سنگریزه با عمق یکسان می باشد .

    به طور کلی فشردگی خاک یک عامل محدود کننده برای رشد ریشه و عملکرد مرکبات است. در باغ های احداث شده، چنانچه فشردگی خاک بیشتر از حد بحرانی باشد شخم عمیق (تا عمق 80-70 سانتی متری در کاهش فشردگی و فراهم کردن محیط مناسب تر برای رشد ریشه ها توصیه می شود. این شخم عمیق با عمق حدود 80 سانتی متر در فاصله شعاعی مناسب از تنه درختان (100 تا 200 سانتی متری از تنه درخت موجب کاهش فشردگی، افزایش تهویه، افزایش عملکرد و اندازه میوه باغ های مرکبات خواهد شد.

    فشردگی یا مقاومت به نفوذ بیشتر از 2000 کیلو پاسکال در عمق 20 سانتی متری از سطح خاک یا بیشتر، موجب کاهش رشد ریشه، عملکرد و کیفیت میوه میشود. انجام یک بار عملیات شخم می تواند این مقاومت را برای حداقل سه سال کاهش داده و رشد مجدد ریشه ها را در عمق20 تا 80 سانتی متری به شدت افزایش دهد. در بیشتر مناطق مازندران، لایه متراکم و فشرده ای که اغلب کفه شخم یا پن شخم (Plowاستفاده مداوم و طولانی مدت از ماشین های سنگین، انجام عمق یکسان شخم در سال هایمتوالی و همچنین رفت و آمد زیاد دیگر وسایل سنگین تشکیل می شود.

    معمولا اینموجب کاهش نفوذپذیری و کاهش تهویه در خاک می شوند و با محدود کردن نفوذ اب و اکسیژن به خاک منطقه ریشه و همچنین کاهش قابلیت استفاده برخی عناصر غذایی، پتانسیل عملکرد درختان مرکبات را کاهش می دهند (2-13). همچنین حرکت آب آزاد در کفه ها به وسیله کاهش در قطر منافذ به شدتمی یابد. منافذ خاک، فضاهای پر شده از هوا و آب بین ذرات خاک هستند که حرکت آب، تبادلات گازی و رشد ریشه در این فضاها رخ می دهد، بنابراین هر کاهشی در اندازه و کمیت منافذ، به طور مستقیم این فعالیت ها را محدود می کند.

    به علت کاهش در قطر منافذ در کفه ها، آبی که به آنها نفوذ می کند بیشتر به صورت یک لایه خیلی نازک (فیلم) روی سطح ذرات خاک می باشد و نمی تواند به آسانی توسط ریشههای درختان مرکبات استفاده شود. همچنین توانایی ریشه درختان مرکبات برای رشد در پروفیل خاک به اندازه منافذ، جرم مخصوص ظاهری توده خاک و استحکام خاک (Soil strength) بستگی دارد. حداکثر فشار ریشه درختان مرکبات ظاهرا حدود 1500 کیلو پاسكال است بنابراین خاک های با استحکام بیشتر موجب کاهش یا توقف رشد ریشه، کاهش رشد سرشاخه ها و زوال درختان مرکبات خواهند شد ، ریشه های این درختان با دنبال کردن فضای منافذ و کنار زدن ذرات خاک (با فشار ناشی از ریشه)، رشد کرده و طویل میشوند.

    کاهش فضای منافذ، افزایش جرم مخصوص ظاهری و افزایش استحکام خاک در این لایه شخم، موجب افزایش پایداری مکانیکی خاک و کاهش نفوذ ریشه به این لایه ها میشود.به طور معمول رشد ریشه مرکبات در چند سانتی متری بالای سطح ایستایی (آب زیرزمینی) متوقف می شود که به علت فقدان اکسیژن و حضور پاتوژنهای ریشه در وضعیت اشباع خواهد بود. در یک خاک خوب، بدون هیچ لایه فشرده ای، بیشتر ریشه های تغذیه کننده در عمق حدود70 سانتی متری لایه سطحی خاک توزیع می شوند.

    سطح آب زیرزمینی می تواند رشد ریشه ها را به عمق خاک بالای سطح آب زیرزمینی محدود کند. ریشه های تغذیه کننده درختان پرتقال ناول و نارنگی های انشو وقتی به سطح آب زیرزمینی می رسند برای اجتناب از وارد شدن به آن، بیشتر به صورت افقی رشد می کنند تا به صورت عمودی). درختان مرکبات، وقتی با سخت کفه های رسی یا سطح آب زیرزمینی برخورد می کنند معمولا رشد ریشه شان را اصلاح می کنند و نوک ریشه های آنها ممکن است بدشکل و معیوب شود همچنانکه آنها سعی می کنند درون لایه های فشرده خاک نفوذ و رشد کنند.

    شواهدی وجود دارد که نشان میدهد ریشه هایی که در درون لایه های فشرده خاک نفوذ می کنند مقداری عناصر غذایی از سلوله ریشه به درون خاک تراوش یا نشت می کند که معمولا سبب جذب قارچهای بیماریزا میشودکه مجموع این عوامل می توانند موجب کاهش رشد ریشه ها و پوسیدگی آنها شوند. علاوه بر این اثرات مستقیم، سخت کفه های رسی به طور غیر مستقیم نیز به درختان مرکبات صدمه می زنند که ناشی از وضعیت بی هوازی، خشکی، کمبود عناصر غذایی، وضعیت شوری، تجمع مواد شیمیایی سمی و یا بیماریهای ریشه میباشد

    مزایای زهکشی ضعیف و مانداب سطحی خاک

    اماندابی به پوشش آب در سطح اراضی پست با نفوذپذیری کم اطلاق می شود و به علت نفوذپذیری کم این اراضی، آب جمع شده در سطح این خاک ها بیشتر توسط تبخیر، یا تعرق یا ترکیبی از این فرآیندها از محیط خارج می شود. شدت ماندابی خاکها براساس عمق، تناوب، طول دوره و ماههای شروع و پایان پدیده ماندابی طبقه بندی می شود. عمق ماندابی، به طور کلی عمق آب راکد در سطح خاک است که با واژه های کم عمق، متوسط و عمیق توصیف شده و برحسب سانتی متر اندازه گیری و ثبت می شود.

    ریشه های مرکبات به کمبود اکسیژن منطقه ریشه بسیار حساس هستند و نیاز آنها به اکسیژن نیز زیاد است. در خاک های با زهکشی ضعیف، اثر تهویه ضعیف به زودی و به وضوح در سطح ریشه ها قابل مشاهده است. این مشکل به ویژه در مناطق دشت جلگه ای میانه و شرق مازندران (آمل، بابل، قائم شهر، بهنمیر، جویبار، کیاکلا، ساری و نکا)، جدی است و سطح آب در برخی ماه های سال در این مناطق، نوسان شدید دارد و ممکن است در برخی موارد تا عمق 20تا 50سانتی متری از سطح خاک نیز برسد.

    در فصل های بارانی، سطح آب معمولا بالا می آید و برای مدتی، حالت غرقاب یا مانداب در خاک ایجاد می شود. بنابراین زهکشی سطحی و عمقی خاک، قبل از کاشت مرکبات در این مناطق ضروری است. زوال بیشتر درختان مرکبات این منطقه، به علت زهکشی ضعیف خاکهای این منطقه می باشد زیرا این زهکشی ضعیف و مانداب منطقه ریشه، موجب کاهششدید رشد ریشه مرکبات، تخلیه کربوهیدرات های ریشه، پوسیدگی بیشتر ریشه های تغذیه .

    کننده، کاهش شدید غلظت برخی عناصر غذایی، کاهش شدید هدایت هیدرولیکی ریشه ها وخواهد شد. بنابراین عملکرد پایین، خشکیدگی سرشاخه ها و زوال بیشتر باغ های مرکبات این منطقه را می توان ناشی از آن دانست

    خاک

    برسی طول دوره ماندابی خاک درختان مرکبات

    طول دوره ماندابی در واقع میانگین مدت با طول زمان مانداب در هر رخداد آب ماندابی است و به چهار کلاس خیلی کوتاه، کوتاه، طولانی و خیلی طولانی طبقه بندی می شود که در جدول 2-3نشاندادهشدهاست. حد بحرانی طول دوره مانداب در هر رخداد آب ماندگی برای اغلب پایه های مرکبات تقریبا 2 تا 7 روز است و دوره های بیشتر مانداب در منطقه ریشه، ناهنجاری های تغذیه ای، فیزیولوژیکی، متابولیکی و بیوشیمیایی شدیدی برای مرکبات منطقه ایجاد می نماید، بنابراین ایجاد سیستم زهکشی مناسب در باغ های احداث شده جهت خروجاسريع آبهای سطحی و جلوگیری از تجمع آب در منطقه ریشه توصیه می شود

    : تنش ماندابی و غرقابی منطقه ریشه و بیماری ویروسی تریستوا (مهمترین تنش زندهدر شرق مازندران)، از عوامل محدود کننده انتقال کربوهیدرات ها از اندام هوایی به ریشه هستند که موجب تشدید خشکیدگی سرشاخه ها و زوال درختان، افزایش و گل و ریزش میوه چه ها بعد از تشکیل میوه و ریزش فیزیولوژیکی تابستانه میوه چه ها می شود

    : تنش مانداب و غرقاب منجر به کاهش شدید هدایت هیدرولیکی ریشه ها، تخلیه شدید انشاسته و قندهای محلول ریشه، تخلیه برخی عناصر غذایی از جمله کلسیم، منیزییم فسفر و نیتروژن و همچنین تجمع بیش از حد آهن و منگنز (که منجر به سمیت آهن در بافت ریشه میشود) در ریشه ها می گردد که به احتمال زیاد یکی از دلایل اصلی پایین بودن عملکرد، تناوب باردهی، خشکیدگی سرشاخه ها و زوال مرکبات در شرقمازندران است.

    : تنش مانداب و غرقاب موجب از بین رفتن بیشتر ریشه های فیبری در بیشترژنوتیپ های مرکبات می شود و با توجه به این که تنش مانداب و غرقاب در مازندران به طور عمده در فصل زمستان و اوایل بهار اتفاق می افتد، مرگ این ریشه های فیبری سبب کاهش شدید پتانسیل ریشه برای جذب آب و مواد معدنی در فصل زراعی بعد خواهد شد. بنابراین با شروع فصل رشد اندام هوایی و گل دهی، سیستم ریشه صدمه دیده توانایی جذب و انتقال آب، مواد معدنی و تولید مواد هورمونی لازم را نداشته و موجب ریزش شدید گل و میوه چه ها خواهد شد.

    دایره pH مناسب خاک برای احداث باغ مرکبات 

    دایره pH مناسب خاک برای احداث باغ مرکبات به شرح زیر است:

    1. pH کمتراز 4، خیلی اسیدی و برای کشت بیشتر ارقام مرکبات نامناسب است. در این .شرایط، معمولا ریشه های بیشتر ارقام مرکبات، خپل و کوتاه شده و رشد آنها به شدت کاهش می یادث. حلالیت آلومینیوم نیز افزایش می یابد و ممکن است غلظت آن به آستانه سایت برای درختان مرکبات برسد. سمیت آلومینیم، فعالیت ریشه های .مرکبات را به شدت کاهش می دهد. .
    2. pH حدود4 تا 6، برای کشت بیشتر ارقام مركبات مناسب است و آنها به خوبی دراین دامنه رشد می کنند، اما شستشوی عناصر غذایی از منطقه ریشه، بسیار سریع است. به طور کلی pH کمتر از 5 برای رشد ریشه بیشتر ارقام مرکبات نامناسب می-باشد.
    3. pH حدود 6 تا 7، بهترین دامنه pH برای کشت اغلب ارقام مرکبات است.
    4. pH حدود 7 تا  5/8، بیشتر ارقام مرکبات در این دامنه نسبتا خوب رشد می کنند اماقابلیت استفاده بیشتر عناصر غذایی به شدت کاهش می یابد. .
    5. pH بیشتر از 8 / 5، برای کشت بیشتر ارقام مرکبات نامناسب است.

    خاک

    عوامل شوری خاک درختان مرکبات

    مرکبات جزء گلیکوفیتها می باشند و تحمل آنها به شوری با توانایی آنها برای محدود کردن ورود یون های سمی (سدیم، کلر و بور) به سرشاخه ها و برگها همبستگی دارد. اختلاف زیادی

    بین پایه های مختلف مرکبات در تجمع یا رد کردن سدیم و کلر وجود دارد. کلوپاتراماندارین یک رد کننده یون کلر و یک جمع کننده یون سدیم است، در مقابل، نارنج هم سدیم و هم کلر سدیم است. را در برگها جمع می کند. صدمه نمک به مرکبات به طور عمده به علت تجمع زیاد کلر و سدیم است.

    شوری خاک یک مشکل عمده برای کشت مرکبات، به ویژه در مناطق خشک و همچنین مناطقی است که از آبهای شور به عنوان منبع آبیاری مرکبات استفاده می شود. بخش هایی از اراضی زراعی و باغی شرق استان مازندران مانند بخش های زیادی از اراضی بهنمیر، کیاکلا، بابلسر، جویبار، شمال ساری و زاغمرز به علت شوری آبهای زیرزمینی و استفاده از این آبهای شور به عنوان منبع آب آبیاری موجب شور شدن خاک منطقه ریشه، کاهش میانگین عملکرد، خشکیدگی سرشاخه ها و زوال مرکبات در این مناطق شده است .

    بیشتر مطالعات انجام شده نشان داده است که معمولا یک رگرسیون خطی بین عملکرد و متوسط هدایت الکتریکی عصاره اشباع (EC) در دامنه شوری از 1 تا 5 دسی زیمنس بر متر وجود دارد به طوری که به ازای هر واحد افزایش در هدایت الکتریکی عصاره اشباع (EC)، حدود 10 درصد عملکرد میوه کاهش می یابد.

    به طور کلی، تحمل پایه های معمول مرکبات به شوری بسیار متفاوت است. ترتیب پایه ها از متحمل ترین به حساس ترین شامل:

    1.  کلوپاترا ماندارین،
    2.  نارنج،
    3.  سوینگل سیتروملو،
    4.  کاریزوسیترنج و ترویرسیترنج،
    5.  رافلمون است 

    البته این ترتیب با توجه به یون عامل شوری و ویژگیهای خاکی و اقلیمی منطقه می تواند تغییر کند.

    کلاس بندی نسبت جذب سديم (SAR) آب آبیاری برای کشت مرکبات معمولا به صورت 5: خوب، 10-5: متوسط و 15-10: زیاد می باشد و کلاس بندی هدایت الکتریکی عصاره اشباع (EC) شامل: 1-0 / 5 دسی زیمنس بر متر، خوب؛ 1 / 75-1 دسی زیمنس بر متر، متوسط؛ 3185 دسی زیمنس بر متر، زیاد و 6-3 دسی زیمنس بر متر، خیلی زیاد است. آب آبیاری، با غلظت یون کلر بیشتر از 300میلی گرم در لیتر و یون سولفات بیشتر از700 میلی گرم در لیتر به عنوان اعداد آستانه برای آبیاری مرکبات گزارش شده اند.

    علائم ظاهری شوری شامل برنزه شدن برگها، ریزش برگها، کلروز برگها (مشابه کلروز ناشی از آهن)، برگهای کوچک، میوه های کوچک، ریزش برگها و خشکیدگی سرشاخه های جوان است. نتایج آزمایش های مختلف نشان داده که معمولا درصد سدیم تبادلی (ESP) بیشتر از5 درصد موجب توقف رشد مرکبات می شود.

    جذب سدیم و مشکلات سدیم ناشی از آن، معمولا با نسبت جذب سديم (SAR) تعریف می شود، زیرا غلظت كل نمک به علاوه نسبت جذب سديم (SAR)، در تعیین پاسخ محصول به اسدیم بسیار موثر هستند. عامل دیگری که ظاهرا در پاسخ مرکبات به درصد سدیم تبادلی (ESP) نقش دارد ظرفیت تبادل کاتیونی خاک است. دامنه تحمل مرکبات به درصد سدیم تبادلی(ESP) حدود 2 تا 10درصد می باشد.

    ارزیابی تحمل به شوری ژنوتیپهای مختلف مرکبات می تواند بر اساس نتایج آزمون برگ برای غلظت یون های کلر و سدیم در برگ باشد. اما این روش کاستی هایی هم دارد. زیرا تجمع و غلظت این یون ها به سن برگ نیز بستگی دارد. بنابراین نمونه ها باید از برگهای با سن یکسان تهیه شوند.

    همچنین برگهایی که در معرض آب آبیاری شور هستند ممکن است این یون ها را مستقیما توسط اپیدرم شان جذب کنند. از این رو، غلظت این یون ها در برگ ممکن است نشان دهنده جذب خالص به وسیله ریشهها نباشد. بنابراین در ارزیابی تحمل ژنوتیپهای مختلف مرکبات به شوری پیشنهاد میشود تعدادی از پارامترهای فیزیولوژیکی مانند هدایت هیدرولیکی ریشه ها و ظرفیت تبادل کاتیونی ریشه نیز در نظر گرفته شوند

    برای مشاهده اخبار روز صنعت پسته و مطالب مفید کشاورزی و پسته به کانال پسته رفسنجان بپیوندید 

    برای عضویت در کانال بر روی تصویر زیر کلیک کنید:

    [products limit=”12″ columns=”6″ category=”کود”]

  • انواع روش های برداشت ذرت

    انواع روش های برداشت ذرت

    انواع روش های برداشت ذرت

    با توجه به این که ارقام ذرت مورد کشت در کشور اغلب دو منظوره می باشند، بنابراین بسته به نوع مصرف و مرحله نمو گیاه می توان به برداشت علوفه و یا دانه مبادرت نمود. البته با توجه به شرایط مطلوب مناطق کشت در اغلب استان ها و توسعه صنعت مرغداری و گسترش واحدهای دامداری صنعتی و نیمه صنعتی، نیاز به ذرت دانه ای و ذرت علوفه ای همواره وجود دارد و عامل تعیین کننده و تاثیر گذار در انتخاب نوع مصرف ذرت می تواند مقایسه درآمد اقتصادی حاصل از برداشت دانه و یا علوفه ذرت و نیز بازار مصرف محصول در هر منطقه کشور باشد.

    شایان ذکر است که حداکثر عرضه ذرت دانه ای در کشور در آبان ماه است و کمبود عرضه از خرداد تا شهریور ماه وجود دارد. به علاوه اوج مصرف ذرت دانه ای در ماه های اسفند و اردیبهشت و ۴۵ روز قبل از مهر ماه می باشد. البته با توجه باینکه ذرت دانه ای در سال های اخیر در ایالت متحده آمریکا و اروپا در تولید سوخت زیستی اتانول مورد استفاده قرار گرفته است، بنابراین صنعت مذکور نیز به عنوان یک رقیب جدی برای صنعت مرغداری در جهان مطرح شده و منجر به تغییر قیمت جهانی ذرت دانه ای گردیده است.

    با توجه با اینکه کشور ما همه ساله وارد کننده مقادیر متنابهی ذرت دانه ای از خارج کشور می باشد، بنابراین نوسانات قیمت فرآورده های پروتئینی دور از انتظار نیست. در خصوص ذرت علوفه ای نیز حداکثر تولید و برداشت در ماه های شهریور تا آبان ماه می باشد و در صورت بروز سرمای زودرس پاییزه در نیمه مهرماه برداشت و عرضه محصول با محدودیت جدی روبرو خواهد شد.

    برداشت ذرت

     طریقه ی برداشت ذرت دانه ای

    مهم ترین عامل تعیین کننده در برداشت ذرت دانه ای زمان رسیدگی فیزیولوژیکی گیاه و رطوبت مناسب زمان برداشت می باشد. رطوبت مناسب دانه برای برداشت ذرت دانه ای معمولا بین ۱۵ تا ۲۵ درصد می باشد. شایان ذکر است که در رطوبت های بیش از ۲۵ درصد مشکلات خشک کردن افزایش یافته و منجر به افت زیاد کمی و کیفی محصول خواهد گردید. برای برداشت ذرت دانه ای می توان با تعویض هد (دماغه) کمباین برداشت غلات، از آن به عنوان کمباین برداشت ذرت استفاده نمود. شایان ذکر است که پس از برداشت بایستی رطوبت دانه ها در ایستگاه ذرت خشک کنی تقلیل و به حد ۱۴ الی ۱۶ درصد برسد.

    ذرت

     انواع ادوات برداشت ذرت دانه ای

    پیکر ذرت : معمولا برای برداشت ذرت های بذری بکار می رود تا در زمان برداشت خسارت وارده به جنین بذر به حداقل ممکن برسد. پس از برداشت، ذرت های با رطوبت بالا در محوطه بزرگی پهن می شوند و با زیر و رو کردن همه روزه بلال ها رطوبت به حد استاندارد بذری (۱۲ درصد) می رسد. پیکر هاسکر ذرت این دستگاه می تواند علاوه بر برداشت بلال پوشش آن را نیز حذف نماید و معمولا برای برداشت ذرت های بذری بکار رود.

    برداشت ذرت

    پیکر هاسکر-شیلر ذرت : این دستگاه علاوه بر برداشت و حذف پوشش بلال جداسازی دانه های بلال را از سطح چوب انجام می دهد و مشابه کمباین غلات دانه ذرت آماده مصرف را تحویل می نماید. غالبا برای برداشت ذرت دانه ای بکار می رود و استفاده از آن برای مزارع ذرت بذری قابل توصیه نمی باشد.

    شایان ذکر است که در صورت مطلوب بودن شرایط اقلیمی و عدم ریزش باران های پاییزه، می توان محصول ذرت دانه ای را در مزرعه رها کرد تا رطوبت آن در شرایط طبیعی کاهش یابد و این روش به عنوان روش آفتاب خشک در بسیاری از مناطق گرم کشور قابل توصیه و متداول می باشد و در صورت آفتاب خشک شدن ذرت و کاهش رطوبت به ۱۴ الی ۱۶ درصد، هزینه خشک کن ذرت نیز از هزینه های تولید کاسته خواهد شد. لازم به توضیح است که در برخی مناطق کشور نظیر تربت جام در استان خراسان رضوی خسارت موش، ذرت دانه ای را در مزرعه در مرحله برداشت تهدید می نماید، بنابراین ضروریست نسبت به برداشت به هنگام مزرعه اقدام شود.

    تعیین رطوبت دانه ذزت

    تعیین رطوبت دانه ها در مرحله برداشت حائز اهمیت فراوان است. برای تعیین رطوبت دانه ابتدا لازم است نمونه ۱۵۰ الی ۲۰۰ گرمی از دانه یا بذر برداشتی تهیه و سپس توسط دستگاه رطوبت سنج استاندارد، رطوبت آن تعیین می گردد. در زمان برداشت مزارع ذرت دانه ای رطوبت مطلوب دانه ها ۲۰ الی ۲۵ درصد و برای مزارع ذرت بذری حداکثر ۱۸ الی ۲۰ درصد می باشد که پس از خشک کردن دانه ها بایستی رطوبت ذرت دانه ای و بذری به ترتیب به ۱۴ و ۱۲/۵ درصد تقلیل یابد تا مانع از کپک زدن دانه ها و ایجاد آلودگی گردد. لازم به ذکر است که کنسرسیوم ذرت همه ساله مبلغ خشک کردن هر کیلو ذرت دانه ای مرطوب را تعیین و به ایستگاه های ذرت خشک کنی سراسر کشور ابلاغ می کند.

    برداشت ذرت علوفه ای

    روند صعودی افزایش کشت و تولید ذرت علوفه ای در سالهای اخیر قابل توجه و نیازمند توجه و برنامه ریزی می باشد. علیرغم این که کیفیت علوفه ای و سیلویی نیز بایستی در کنار کمیت آن مدنظر قرار گیرد اما تاکنون به دلیل نیاز مبرم واحدهای دامداری کیفیت محصول کمتر مورد توجه بوده است و قیمت محصول بر مبنای کیفیت تعیین و تعریف نشده است. بایستی توجه داشت که حداقل ۳۰ الی ۵۰ درصد وزن بوته ذرت علوفه ای را بایستی بلال تشکیل دهد و این دررشرایطی است که بسیاری از مزارع ذرت علوفه ای کشت تابستانه بوده و درصد بلال علوفه کمتر از ۲۰ درصد می باشد.

    لذا مرحله مناسب برداشت ذرت علوفه ای خمیری شدن دانه ها می باشد که رطوبت دانه ها و بوته ذرت بین ۶۵ تا ۷۰ درصد است. برداشت زودتر از موقع به دلیل نداشتن کیفیت مناسب و از دست دادن پساب فراوان مورد پسند واحدهای دامداری نمی باشد. همچنین برداشت در موقع محصول به دلیل خشک شدن بوته ها در واحدهای دامداری برای حیوانات نشخوار کننده، نظير گاو مشکل آفرین است و معمولا از معده حیوان برمی گردد.

    لذا بایستی آن را با ملاس غنی سازی نموده و سپس در جیره دام وارد نمایند. برای برداشت ذرت علوفه ای نیز می توان از چاپرهای یک ردیفه، دو ردیفه و یا ۴ ردیفه پشت تراکتوری استفاده نمود. همچنین با توسعه و بکارگیری چاپرهای خورشیدی (خودکششی ۶ ردیفه که سرعت بالایی برای برداشت دارند در سالهای اخیر مشکل عمده ای برای برداشت ذرت علوفه ای در کشور وجود ندارد و در صورت توسعه بیشتر کشت، ادوات برداشت از سایر استان های همجوار قابل تامین است.

    سرمای پاییزه در زرت

    معمولا در مزارع ذرت در بسیاری از استان های کشور در نیمه اول مهرماه احتمال بروز سرمای پاییزه وجود دارد. بررسی میانگین داده های هواشناسی موید وقوع اولین سرمای پاییزه در حدود ۲۰۰ الی ۲۱۰ روز از اول فروردین ماه یا حدود ۱۵ الی ۲۵ مهر ماه می باشد. انحراف معیار اعداد حدود ۱۵ روز است.

    این بدین مفهوم است که امکان وقوع اولین یخبندان پاییزه در محدوده زمانی ۱۵ مهر تا ۱۵ آبان با احتمال بیش از ۹۵ درصد وجود دارد. بررسی ها نشان می دهد که تاریخ بروز سرمای زودرس پاییزه برای شهرستان های همدما نظیر بیرجند و قائن در خراسان جنوبی، تربت حیدریه، مشهد و نیشابور در خراسان رضوی، قوچان، شیروان و بجنورد در خراسان شمالی و… تقریبا همزمان می باشد.

    لذا حداکثر فرصت رشد و نمو ذرت با حداقل استرس سرما در کشت تابستانه، حدود ۱۰۰ تا ۱۱۵ روز از ابتدای تابستان می باشد. بنابراین بایستی فقط ارقام زودرس ذرت دانه ای نظیر رقم فجر (KSC260)، رقم دهقان (KSC400)، رقم دابل کراس ۳۷۰ (DC370) و یا ارقام دیررس و میان رس ذرت سیلویی نظير KSC500 و KSC704 در کشت تابستانه کشت شوند.

    کمباین

    انواع تنش سرما در ذرت

    1.  تنش سرمازدگی برگشت پذیر (الاستیک)
    2.  تنش سرمازدگی غیر قابل برگشت (پلاستیک) تنش سرمازدگی برگشت پذیر (الاستیک) در برخی سال ها کاهش ناگهانی درجه حرارت محیط در اوایل فصل پاییز، به محصول ذرت دانه ای یا سیلویی که به مرحله برداشت نرسیده خسارت می زند. سرمازدگی معمولا در درجه حرارت های بالاتر از صفر اما پایین تر از آستانه حداقل تحمل درجه حرارت (۱۰ درجه سانتیگراد)، اتفاق می افتد و گیاه بدون این که یخ زدگی بروز کند، آسیب می بیند.

    از نظر فیزیولوژیکی آثار این تنش الاستیک یا برگشت پذیر خواهد بود و با رفع دوره سرما گیاه مجددا بهبود یافته به رشد خود ادامه می دهد. بروز صدمات ناشی از سرمازدگی نیز با مدت زمانی که گیاه در معرض سرما قرار می گیرد رابطه دارد. به عبارت دیگر در یک درجه ثابت با افزایش زمان، خسارت حاصله از سرما افزایش می یابد. برخی صدمات غیر مستقیم دیگر ناشی از سرمازدگی شامل کمبود مواد غذایی (گرسنگی) گیاه است که در اثر افزایش سریع تنفس و کاهش فتوسنتز خالص پیش می آید و پس از رفع سرما بهبود می یابد.

    تنش سرمازدگی غیر قابل برگشت (پلاستیک)

    چنانچه بروز سرما سریع بروز باشد، صدمات ناشی از آن نیز به سرعت بروز می کند. این حالت که شوک سرمایی نامیده می شود، در هنگام کاهش ناگهانی درجه حرارت در جریان رشد گیاهان پیش می آید و در اثر آن تراوایی غشای سلولی بلافاصله از بین رفته و سلول ها از نظر میکروسکوپی به حالت پلاسمولیز کاذب در می آیند (غشاء از دیواره سلولی جدا می شود).

    به دنبال این حالت ترکیبات داخلی سلول از جمله پتاسیم به سرعت به بیرون سلول نفوذ می کنند و از تجمع این مواد در فضاهای بین سلولی، تاول های آبسوخته ای بوجود می آید که در زیر آن ها آب جمع می شود. این نوع خسارت سرمازدگی غیر قابل برگشت (پلاستیک) بوده و بعد از برطرف شدن سرما بهبود نخواهد یافت.

    خشکی نیز تنش ثانویه ناشی از سرمازدگی محسوب می شود. معمولا در هنگام بروز سرما به علت سرد شدن محیط ریشه، گیاه قادر به جذب آب کافی نخواهد بود، زیرا ریشه برای جذب آب به درجه حرارت خاصی نیاز دارد. تخریب پروتئین ها، از بین رفتن ذخایر و کمبود پروتئین، توقف جریان سیتوپلاسمی، تجمع مواد سمی(آمونیاک، نیترات، پلی فنل ها و سایر مواد حد واسط) از سایر عوارض ناشی از سرما زدگی می باشند.

    شرایط بروز سرما در ذرت

    خسارت ناشی از سرما به شدت دما و مدت زمان دوام آن بستگی دارد. دمای صفر درجه سانتیگراد به مدت ۵ – ۴ ساعت و یا ۲- درجه به مدت حتی چند دقیقه صدمه شدیدی به بافت های برگ و ساقه وارد می سازد. برای ایجاد خسارت سرما در گیاه ذرت لازم نیست الزاما دما به صفر و یا زیر صفر درجه سانتیگراد برسد، بلکه در دمای بین ۲ تا ۴ درجه سانتی گراد هم احتمال سرمازدگی و سبز خشک شدن گیاه وجود دارد.
    در شرایطی که آسمان صاف، بدون ابر و آرام باشد، تلفات دمای تشعشعی داخل مزرعه خیلی سریع بوده و هر ک د ده و سرمازدگی حتی در درجات بالاتر از صفر درجه سانتیگراد نیز به وقوع می پیوندد. در شرایط دمای داخل برگ ها ممکن است به زیر صفر درجه کاهش یابد در دمای نزدیک به یخ زدن، چنانچه مزرعه ذرت در یک منطقه مسطح و کم ارتفاع که محل جمع هوای سرد است قرار گرفته باشد یخ زدگی رخ می دهد، در حالی که در نقاط مرتفع تر همان منطقه ممکن است گیاه از سرما مصون بمانند.

    یک مزرعه متراکم نیز با محبوس کردن دما کمتر صدمه می بیند و بیشتر خسارت سرما در حاشیه های مزرعه که تراکم کمتری دارند، مشاهده می شود. اندام های مختلف بوته نسبت به سرمازدگی حساسیت های متفاوتی دارند. برگ ها حساس ترین اندام ها هستند، زیرا نازکی برگ مانع نگهداری دمای داخلی آن می گردد. اما ساقه، غلاف های اطراف بلال و دانه به خاطر ضخامت بیشتر و نگهداری بهتر دما، کمتر صدمه می بینند. برودت دمای سطح خاک در حدود ۵ درجه بیشتر از دمای هوا بوده و ممکن است یک تا دو روز زودتر رخ دهد. معمولا علائم سرمازدگی در روی برگ و غلاف زودتر مشاهده می گردد.

    ارزیابی خسارت سرما در ذرت

    برای ارزیابی مزرعه سرمازده اولین بازدید در صبح روز بعد از وقوع سرما انجام می گیرد. پس از بالا آمدن خورشید و در اواسط صبح و پس از شروع فعالیت عادی بوته ها، علائم سرمازدگی قابل رویت می باشند. بافت های سرما زده تغییر رنگ داده، خشک شده و محتویات درون سلولی به صورت مایعی قندی در سطح برگ ها و ساقه جاری می شوند . در ارقام متوسط رس و دیررس ذرت ( TWC 647 ، SC 604 ، SC647 ، SC704 ، SC500 )، در اوایل تا اواسط مرحله دندانی شدن (۴۰ – ۳۵ روز بعد از ظهور کاکل بلال) و از اواخر مرحله خمیری دانه برداشت شروع می گردد.

    با شروع این مرحله یک لایه نشاسته سخت در سطح دانه تشکیل شده که به تدریج به طرف انتهای بذر یعنی محل اتصال دانه به چوب بلال حرکت میکند. حد فاصل نشاسته سخت و نرم، از قسمت پشت دانه به صورت خط کمرنگی دیده می شود که به آن خط شیری می گویند. در آخر این مرحله دانه ها به حداکثر وزن رسیده و انتقال مواد غذایی به دانه متوقف می گردد.

    عوارض بروز خسارت سرما در این مرحله بیشتر مواقع محدود به قسمتی از برگ می گردد. وزن برگ معمولا حدود ۲۰ – ۱۵ درصد از کل وزن تر علوفه را تشکیل می دهد. برگ های سرما زده ابتدا از رنگ سبز به خاکستری تغییر رنگ داده و سرانجام خشک و قهوه ای رنگ می شوند. در سرمازدگی خفیف برخی برگ ها پس از مدتی بهبود یافته و فعالیت عادی خود را ادامه می دهند. یک مزرعه نارس ذرت علوفه ای رطوبت بالایی دارد. چنین محصولی اگر سیلو گردد پس آب زیادی ایجاد کرده و تلفات ماده خشک (انرژی) توسط شیرابه زیاد خواهد بود.

    در چنین مزارعی باید به گیاهان اجازه داده شود رشد خود را ادامه داده تا این که میزان ماده خشک بوته به حدود ۳۵ – ۳۰ ٪ برسد و نباید در برداشت عجله نمود. عملکرد یک مزرعه سرما زده نیز می تواند اضافه شود. برداشت زود به معنی کاهش عملکرد ماده خشک و خطر ریسک تخمیر نامناسب در سیلو و تولید یک سیلوی ترش (اسیدی) است.

    در شرایطی که سرمازدگی شدید بوده و تمام بوته صدمه ببیند، سرعت خشک شدن محصول افزایش می یابد. در این مزارع نیز برداشت محصول باید زمانی آغاز شود که میزان ماده خشک بوته به ۳۵ – ۳۰٪ رسیده باشد. به عنوان آخرین راه حل میتوان در زمان سیلو کردن محصول، دانه یا کاه غلات را به منظور کاهش درصد رطوبت و افزایش ماده خشک سیلو اضافه نمود. حدود ۱۴ کیلوگرم کاه یا دانه غلات در هر تن محصول سیلویی، میزان ماده خشک را به میزان یک درصد افزایش می دهد.

    برای تعیین ماده خشک بوته، بهتر است نمونه ای تهیه و به آزمایشگاه ارسال گردد. اگر مزرعه آماده برداشت بوده (۳۰٪ ماده خشک) و سرمازدگی به وقوع پیوندد، مزرعه باید هرچه زودتر واکثر طی ۵ – ۴ روز بعد برداشت و سیلو گردد. چنین مزراعی سریعا خشک می کردند، به خصوص اگر هوا گرم باشد. اگر میزان ماده خشک مزرعه بیشتر از ۳۵٪ باشد، باید دستگاه برداشت طوری تنظیم گردد که اندازه قطعات علوفه برش خورده از ۱۰ – ۸ میلیمتر تجاوز نکند. همچنین در موقع پر کردن سیلو باید فشردن سیلو به خوبی و بقدر کافی انجام گیرد.

    نیترات در محصول سرما زده ذرت

    نیتروژن معمولا به شکل نیترات از طریق ریشه جذب گیاه می گردد. سپس از طریق ساقه به برگ ها منتقل و در آنجا به پروتئین تبدیل می گردد. در شرایط عادی رشد و نمو، همزمان با رسیدن محصول، میزان نیترات در بوته کاهش یافته و به صفر می رسد. بعضی مواقع مقدار نیترات در محصول سرما زده و قبل از سیلو کردن بسیار بالا است. تغذیه چنین محصولی می تواند موجب بروز مسمومیت نیترات در دام شده که گاهی اوقات همراه با تلفات دام نیز می باشد.

    انواع تنش سرما در ذرت

    روش های کاهش خطر مسمومیت نیترات

    1. تاخیر در برداشت مزرعه با توجه به درصد ماده خشک بوته. در صورتی که محیط آفتابی باشد، تاخیر ۴ – ۳ روزه در برداشت می تواند مقدار نیترات را تا حد اطمینان بخشی کاهش دهد.
    2. محصول سرما زده به خاطر خشک بودن بیش از حد، باید سریعا برداشت گردد. لذا ارتفاع برداشت بایستی حداقل از ۳۰ سانتی متری سطح خاک صورت پذیرد. معمولا میزان تجمع نیترات در قاعده ساقه بیشتر از سایر اندام ها است. محصول سرمازده باید قبل از تغذیه حداقل به مدت ۳ هفته در سیلو مانده باشد. بهتر است از مصرف تازه خوری بوته یا علوفه چاپر شده خودداری گردد. تخمیر سیلو موجب کاهش میزان نیترات می گردد. در صورت مصرف تازه خوری محصول سرمازده، آزمون نیترات قبل از تغذیه و یا قبل از پر کردن سیلو ضروری است. اگر میزان نیترات در علوفه بالا باشد بهتر است برداشت محصول از ارتفاع بیشتری انجام گیرد.

    ارزش غذایی ذرت سیلویی سرمازده

    تاثیر سرمازدگی در ارزش غذایی ذرت سیلویی به شدت سرمای حادث شده و مرحله رشدی بوته ذرت بستگی دارد. قابلیت هضم بوته ذرت در اواخر مرحله دندانی شدن (خط شیری در وسط دانه) به حداکثر می رسد، اما تغییرات آن از ابتدا تا انتهای این مرحله (ناپدید شدن خط شیری و رسیدن فیزیولوژیکی دانه)، ناچیز است. دلیل آن این است که در اواخر فصل رشد ذرت، برگ ها و ساقه ذرت سرشار از ترکیبات غیر ساختمانی انرژی زا بوده که به تدریج به دانه منتقل و ذخیره می گردند.

    وقتی بوته کامل ذرت برای سیلو برداشت می گردد چندان مهم نیست که کربوهیدرات ها در دانه و یا در برگ و ساقه ذخیره شده باشند. از این رو مزرعه سرما زده ذرت سیلویی (با در نظر گرفتن ماده خشک بوته)، باید هرچه سریعتر برداشت شود. مقدار پروتئین خام با رسیدن بوته تدریجا کاهش می یابد. در محصول سرما زده نارس میزان پروتئین خام معمولا بیشتر از محصول رسیده است. سرما زدگی، خوش خوراکی ذرت سیلو شده را تا حدودی کاهش می دهد که چندان مهم نیست و می توان با افزودن ملاس چغندرقند در موقع تغذیه بتدریج گاوها را به خوردن تشویق نموده و پس از عادت کردن به طعم غذا، ملاس را از جیره حذف نمود.

    ذرت دانه ای سرما زده

    برآورد خسارت سرما در ذرت دانه ای بستگی به مرحله رشد دانه در زمان وقوع سرما و تعداد های سرما زده دارد. هر چه دانه به مرحله رسیدن فیزیولوژیکی (تشکیل لایه سیاه در با اتصال دانه به چوب بلال)، نزدیکتر باشد، خسارت ناشی از سرما کمتر خواهد بود. و اگر تمام برگ ها در اثر سرما از بین بروند، بخاطر انتقال کربوهیدرات ها از ساقه به بلال ادامه رشد تا رسیدن دانه متوقف نخواهد شد.

    افزایش وزن دانه تا زمانی که برگ سبز روی بوته باشد (به خصوص برگ های بالاتر از بلال) تا تشکیل لایه سیاه ادامه خواهد یافت و حتی در صورت نبودن برگ سالم، اگر غلاف های بلال و ساقه سبز و سالم باشند، این روند ادامه خواهد یافت. اگر در طی دوره پر شدن دانه یخ زدگی رخ ندهد، اما هوای سرد (۱۲ – ۷ درجه سانتیگراد)، به مدت چند روز ادامه داشته باشد، در این صورت رسیدگی پیش از موعد رخ داده و افزایش وزن دانه متوقف می گردد. اگر ذرت در مرحله ۳۰ درصد خط شیری با سرمای شدید مواجه گردد، پتانسیل عملکرد کمی خواهد داشت.

    دانه ها چروکیده شده و لایه خارجی پوست از دانه جدا می گردد. بهتر است این مزرعه را تا فراهم شدن شرایط مناسب برای مصرف سیلو نگهداری نمود و سپس برای مصرف سیلویی برداشت کرد. محصول شدیدا سرما زده به مدت زمان بیشتری برای خشک شدن نیازمند است که خود موجب افزایش خسارت می شود، زیرا نارس بودن بوته موجب افزایش درصد شکستگی ساقه می گردد.

    خسارت قارچ ها و کپک ها در نتیجه کاهش سرعت خشک شدن دانه افزایش یافته و وزن دانه کاهش می یابد. در زمان برداشت با کمباین به خاطر رطوبت بالای بذر درصد شکستگی دانه و چوب بلال افزایش یافته و در نتیجه ضایعات نیز بیشتر شده و پس از خشک شدن و بوجاری محصول سالم کمتری به دست می آید.

    روش های کاهش خسارت سرما در ذرت

    با اعمال برخی اقدامات میتوان خطر ریسک سرمای پاییز را کاهش داد از جمله:

    1. رکنیت بموقع با در نظر گرفتن دوره رشد هیبرید انتخابی و با در نظر گرفتن تاریخ اولین سرمای پاییز.
    2. استفاده از ارقام زودرس تر در کشت تاخیری.
    3.  انتخاب قطعه کشت ذرت در اراضی دارای کمی شیب و ترجیحا در جهت شمال – جنوب بهتر از اراضی است که مسطح بوده و یا محصور در بین ارتفاعات باشند.

     

    برداشت ذرت

    مسائل پس از برداشت ذرت

    یکی از مسائل مهم پس از برداشت ذرت دانه ای از بین بردن بقایای گیاهی می باشد و روش های مختلفی تاکنون مورد استفاده بوده است که مختصرا به آن ها اشاره می شود.

    استفاده از ساقه خرد کن ها: پس از برداشت ذرت دانه ای می تواند با قطعه قطعه کردن ساقه گیاه و کاه و کلش باقی مانده و بازگرداندن آن به خاک مزرعه مناسب و قابل توصیه باشد. به علاوه می تواند به آماده سازی بهتر بستر بذر برای کشت پاییزه نیز کمک کند.

    آتش زدن مزارع پس از برداشت: در مناطقی نظیر استان فارس متداول بوده و به لحاظ علمی پذیرفته نیست، زیرا باعث از بین رفتن بسیاری از میکروارگانیسم ها و موجودات مفید خاک گردد.

    برداشت و جمع آوری بقایای ذرت دانه ای: روش دیگر برداشت بقایای ذرت دانه ای پس از برداشت دانه با کمباین می باشد که بدلیل کمبود مواد آلی خاک های ایران به ویژه در استان های خشک و نیمه خشک نظیر خراسان و کرمان قابل توصیه نیست و بهتر است بقایای محصول به خاک باز گردانده شود.

    مشکلات و مسائل مرتبط با رقم، گروه رسیدن رقم، زمان کاشت، رطوبت برداشت و خشک کن :

    از آنجایی که بالغ بر ۶۵ درصد از مزارع ذرت دانه ای با رطوبت بیش از ۳۰٪ برداشت می شوند و خشک کردن دانه با درجه حرارت ۱۴۰ – ۱۳۰ درجه سانتی گراد انجام می شود، لذا کشت ارقام مناسب با توجه به طول دوره رشد محصول در هر منطقه حائز اهمیت فراوان است خشک کن ها ممکن است خورشیدی (شکل ۷۳) یا الکتریکی (شکل ۷۴) باشند. در خشک کن های خورشیدی بذر در مقابل تابش آفتاب خشک می شود. در خشک کن های الکتریکی ورود هوای گرم به داخل دستگاه سبب خشک شدن دانه ها می گردد.

    در صورت خشک نشدن محصول فاسد شده و انواع قارچ ها به خصوص انفولا توکسین در آن رشد می کند که سبب ضرر می شود. به همین دلیل زارعین مجبورند محصول خود را به قیمت بسیار پایین به واسطه ها بفروشند و سود کمتری ببرند. برای خشک کردن، ابتدا ذرت در منطقه ای که صاف و آسفالت می باشد دپو گردیده سپس توسط بالابر ها وارد سیستم خشک کن شده و عمليات خشک کنی آغاز می شود و پس از پایان به مبادی مصرف انتقال میابد.

    یکی دیگر از مشکلات آن است که ضریب تبدیل دانه در سطح جهانی ۷/۱  و در ایران حدود ۲/۳ است که می تواند متاثر از انتخاب نامناسب رقم مورد کشت به ویژه کشت ارقام دیررس و متوسط رس در مناطق با فصل رشد کوتاه و یا به عنوان کشت تابستانه می باشد. حلقه گمشده دیگر در فرآیند تولید ذرت دانه ای وزن هکتولیتر یعنی وزن دانه در حجم ۱۰۰ لیتر می باشد که این میزان در ذرت مرغوب خارجی بالغ بر ۵۵ کیلوگرم است در صورتی که در کشور ما در حدود ۴۷ کیلوگرم است و می تواند باز هم متأثر از انتخاب نامناسب رقم مورد کشت، پر نشدن کامل دانه ها و بالطبع رطوبت بالای دانه در زمان برداشت باشد. انتظار می رود با آگاهی بخشی به کشاورزان به عنوان حلقه اصلی زنجیره تولید در آینده ای نزدیک شاهد خودکفایی در تولید این محصول استراتژیک در کشور باشیم.

    منبع:

    ذرت ژنتیک، به نژادی، به زراعی و فرآوری

    مولفان:

    دکتر سعید خاوری خراسانی

    مهندس شیرین قاضیان تفریشی

     

    برای مشاهده اخبار روز صنعت پسته و مطالب مفید کشاورزی و پسته به کانال پسته رفسنجان بپیوندید 

    برای عضویت در کانال بر روی تصویر زیر کلیک کنید:

    Convicted Stock Exchange Channel Directors 1

     

    %D8%A8%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85

  • آشنایی با نحوه برداشت، انبارداری و فرآورده های گندم

    آشنایی با نحوه برداشت، انبارداری و فرآورده های گندم

    شناخت و بررسی بهترین زمان برداشت گندم

    در زمان برداشت باید دانه‌ های گندم کاملاً رسیده باشند و از برداشت گندم‌ های نارس خودداری شود. برداشت غلات قبل از رسیدگی کامل بوته باعث پایین آمدن عملکرد و کیفیت محصول می‌ گردد. دانه‌ های گندم که رشد کامل نکرده باشند چروکیده و سبک‌ وزن بوده و مقدار نشاسته آن‌ ها پایین‌ تر از حد معمول است.

    تأخیر در برداشت نیز باعث خشک شدن بیش‌ از حد دانه‌ های گندم شده و در نتیجه درصدی از دانه‌ ها طی خرمن‌ کوبی شکسته می‌ شوند. رها کردن طولانی محصول رسیده در مزرعه باعث ریزش دانه، خوابیدگی بوته‌ ها و افزایش خسارت پرندگان می‌ گردد. در حالت رسیدگی کامل کلش گندم زرد و خشک و دانه گندم نیمه سخت یا سخت می‌ باشد و هنگام پیچیدن ساقه به دوردست ساقه‌ ها شکسته می‌شوند.

    در برداشت با کمباین اگر محصول خیلی زود یا خیلی دیر برداشت شود ممکن است به علت صدمه‌ دیدگی یا تلفات دانه‌ها درآمد حاصله کاهش پیدا کند. رطوبت گندم در زمان برداشت باید بین 12 تا 14 درصد باشد. چنانچه رطوبت محصول بالا باشد عمل جداسازی به‌ خوبی انجام‌ نشده و در صورتی‌ که رطوبت دانه کم باشد، شکستگی دانه‌ها زیاد خواهد بود.

    وجود علف‌ های هرز در مزرعه نیز مشکلات خاصی را در کار با کمباین ایجاد می‌کند. درصورتی‌ که علف‌ های هرز، سبز و مرطوب باشند، مقداری از بافت‌ های سبزینه‌ای آن‌ ها وارد محصول شده، و از کیفیت محصول کاسته و رطوبت دانه برداشتی افزایش می‌ یابد.

    همچنین کمباین در توزیع بذر علف‌ ها نیز نقش بزرگی ایفا می‌ کند. در اینجا می‌ توان به اهمیت مرحله داشت و سم‌ پاشی به‌ موقع مزارع اشاره کرد. برداشت محصول با کمباین و میزان افت و ریزش آن به عواملی چون رطوبت دانه، درجه حرارت هوا، وضعیت مزرعه (تراکم)، نوع گیاه، ژنتیک بذر، خوابیدگی محصول، وضعیت قسمت‌ های مختلف کمباین ( نو یا فرسوده بودن آن) و تجربه راننده بستگی دارد.

    برداشت گندم

    1 – 1 – زمان برداشت محصول گندم

    برداشت محصول به نوع آن وضعیت هوا بستگی دارد و زمانی است که گندم دارای بیشترین عملکرد و بالاترین کیفیت باید. زمان متداول برای برداشت مستقیم گندم با کمباین معمولاً موقعی انجام می‌ شود که میزان رطوبت به زیر 14 درصد برسد. اما، میزان ریزش و تلفات شانه برش در میزان گندمی است که رطوبت آن بالاتر است. از طرف دیگر اگر قرار است دانه‌ های گندم انبار شوند، رطوبت آن باید 14 درصد یا کمتر باشد و یا به‌ طور مصنوعی خشک شوند.

    در رطوبت 14 تا 20 درصد، خوشه‌ها از کاه و کلش مشکل‌ تر جدا خواهند شد. بهترین زمان برداشت گندم در رطوبت بین 12 تا 14 درصد است.

    1 – 2 روش مکانیزه (برداشت با کمباین) گندم

    کمباین ماشینی خود گردان بوده و تمامی اعمال برداشت، کوبیدن، تمیز کردن و انبار کردن دانه را یکجا انجام می‌ دهد. کمباین، محصول را بریده و به مکانیزم کوبنده انتقال می‌ دهد. سپس دانه را از کاه و کلش جدا می‌کند کلش در یک نوار روی زمین و پشت آن باقی می‌ماند و گاه از عقب ماشین به بیرون رانده می‌شود. دانه به مخزن دانه انتقال‌ یافته و از آنجا توسط هلیس تخلیه می‌ گردد.

    1- 2- 1- بررسی انواع کمباین

    1.  کمباین خودرو : در این نوع کمباین، موتور قدرت زیادی برای راندن ماشین در ناهموارترین مزارع را تولید می‌ کند و قدرت مورد نیاز دستگاه‌ های خود را تأمین و محصولات را با عملکرد بالا برداشت می‌ کند. راننده که در قسمت مرتفع کمباین می‌نشیند، دارای دید کافی نسبت به پلات فرم و سایر واحدهای کمباین می‌ باشد و به‌ وسیله محور توان دهی تراکتور و مدل‌ های بزرگ‌ تر به‌ وسیله‌ یک موتور کمکی که بر روی کمباین سوار شده است. به حرکت در می‌ آیند.
    2.  کمباین کششی : کمباین‌ های کششی به‌ وسیله تراکتور کشیده می‌ شوند. انواع کوچک‌ تر به‌ وسیله محور توان دهی تراکتور و مدل‌ های بزرگ‌ تر به‌ وسیله‌ یک موتور کمکی که بر روی کمباین سوار شده است، به حرکت در می‌ آیند.

    برداشت گندم با کمباین

    به جریان افتادن محصول در کمباین دارای 4 مرحله است:

    1.  درو تغذیه
    2.  کوبیدن
    3.  تمیز کردن و انتقال
    4.  برگشت محصول نیم کوب به واحد کوبنده

    1- 2- 2- اعمال اصلی که کمباین‌ ها انجام می دهند: 

    به‌ منظور برداشت محصول و به دست آوردن دانه، تمام کمباین‌ ها 5 عمل اصلی زیر را انجام می‌ دهند که جداگانه به هریک از این بخش ها می پردازیم.

    1. برش و تغذیه (چیدن محصول ایستاده)
    2.  کوبیدن (جدا کردن کاه و کلش از دانه)
    3.  جدا کردن (جدا کردن دانه و خرده کاه از کاه و کلش)
    4. تمیز کردن (تمیز کردن دانه از خرده کاه و سایر بقایای گیاهی)
    5.  جابه‌جا کردن (انتقال دانه‌های تمیز و پس‌مانده‌ها)

    واحد برش و تغذیه در کمباین

    واحد برش و تغذیه از دو بخش تشکیل‌ شده است:

    1.  دستگاهی که محصول را برش داده و آن را به نقاله بالابر منتقل می‌ کند و معمولاً به واحد درو با پلات فرم معروف است.
    2.  قسمت تغذیه که محصول را از هلیس دریافت و به واحد کوبنده تحویل می‌ دهد. هلیس محصول بریده‌ شده را از دو طرف به وسط پلات فرم منتقل می‌ کند. مجموعه پلات فرم واحد تغذیه به‌ وسیله‌ی محوری به‌ طور لولایی به کمباین متصل می‌شود.

    کوبیدن

    عمل کوبیدن محصول به معنی جدا کردن دانه‌ های گندم از خوشه‌ ها می‌ باشد.

    کوبیدن محصول در کمباین در دستگاه کوبنده انجام می‌گیرد. در دستگاه کوبنده تمام محصول کوبیده می‌شود و بین 60 تا 90 درصد دانه‌ها از خوشه جدا می‌ شود.

    قسمت‌ های دستگاه کوبنده از دو قسمت تشکیل می‌ شود:

    • کوبنده
    • ضد کوبنده

    چهار نوع مهم سیستم‌ های کوبنده عبارت‌ اند از:

    • کوبنده و ضد کوبنده سوهانی
    • کوبنده و ضد کوبنده دانه میخی
    • کوبنده و ضد کوبنده ساینده
    • یک گردنده و ضد کوبنده و یا دو گردنده و ضد کوبنده

    کوبنده و ضد کوبنده سوهانی معمول‌ ترین سیستم کوبنده در کمباین محسوب می‌ شود.

    ضد کوبنده

    قطعه‌ ای منحنی و سوراخ‌ دار است. حدود 90% از دانه‌های جدا شده از خوشه، از سوراخ‌ های ضد کوبنده پایین می‌ ریزند تا برای جدا کردن و تمیز نمودن به واحدهای مربوط منتقل شوند.

    کلش کش

    ساقه و برگ محصولات معمولاً تمایل به پیچیدن حول کوبنده دارند. وسیله‌ای که از این کار ممانعت می‌کند یعنی کلش را از کوبنده گرفته و به مسیر درست آن هدایت می‌نماید، کلش کش نامند. این قطعه در پشت و بالای کوبنده تعبیه‌ شده و خلاف کوبنده می‌ چرخد.

    برداشت با کمباین

    بررسی واحد جداکننده در کمباین و عملیات برداشت گندم

    همانند روش دستی برداشت محصول پس از عمل کوبیدن، مخلوطی از دانه، کزل، گلش، کاه و خرده کاه بر جای می‌ماند که باید از یکدیگر جدا شوند. این واحد از اعضا زیر ترکیب می‌یابد:

    الف) غربال‌ ها

    قطعات سوراخ‌ دار شیب‌ داری هستند که دو حرکت رفت و برگشتی و بالا و پایین دارند. این طرز حرکت درست شبیه غربال کردن دستی است. حرکت غربال ضمن آنکه مخلوط دانه و مکش را به عقب می‌ راند، آن‌ها را بالا و پایین نیز می‌ اندازد تا دانه بتواند به‌ راحتی از بقیه مواد جدا شود. دانه از سوراخ‌ های غربال‌ ها به پایین، روی واحد تمیز کننده ریخته می‌ شود. اندازه سوراخ غربال‌ ها ممکن است ثابت یا قابل تنظیم باشند.

    ب) میل‌ لنگ

    دو حرکت رفت و برگشتی و بالا و پایین غربال‌ ها توسط میل‌ لنگی تولید می‌گردد که شکل خاصی دارد. میل‌ لنگ‌ ها در یاتاقان‌ های چوبین می‌گردند. دو میل‌ لنگ در اوایل و اواخر غربال‌ ها نصب می‌ شوند. 

    ج) کلش گیر

    صفحه‌ ای مورب است که کلش‌های پایین ریخته از غربال‌ها را به روی واحد تمیز کننده می‌ نماید.

     

    بررسی عملکرد قسمت تمیز کننده در کمباین و عملیات برداشت گندم

    مرحله نهایی جا کردن دانه از بقایا یعنی خرده کاه و کلش می‌باشد. این واحد شامل قطعات و اندام‌ های زیر است.

    الف) الک رویی

    شبیه الک رویی است و همراه آن ولی در جهت مخالف، حرکت رفت و برگشتی دارد. سوراخ‌ های این الک نیز قابل تنظیم هستند.

    ب) باد زن یا دمنده

    در زیر و کنار الک‌ ها دمنده‌ای نصب‌ شده است که با وزش باد به زیر الک‌ ها، خرده کاه را جدا کرده و از عقب کمباین بیرون می‌ریزد. بنابراین اگر به عقب کمباین نگاه کنیم، پس‌ مانده‌ها از دو قسمت آن بیرون می‌ریزند. ساقه‌های خرد شده درشت یا کلش که از روی غربال‌ها بیرون می‌ آیند و مقدار آن‌ ها زیاد هستند و دوم خرده کاه که از روی الک‌ ها خارج‌شده و مقدار آن نسبتاً کم است.

    ج) کلش برگردان

    ما مسلماً  نمی‌خواهیم که کلش یعنی قطعات نکوبیده حاوی دانه از کمباین خارج شود بلکه باید جمع‌ آوری‌ شده و برای دوباره کوبیدن برگردانده شود. در زیر و پایین قسمت کمباین دو محفظه وجود دارد که در هر یک وسیله‌ای برای انتقال وجود دارد، یکی از این‌ها کزل برگردان است که کلش را به کوبنده برمی‌گرداند.

     

    نحوه ی عملکرد و بخش های واحد ذخیره و تخلیه در کمباین و عملیات برداشت گندم

    دانه‌های تمیز را باید پس از پایین ریختن از الک‌ها از کمباین گرفته و در وسایل نقلیه همچون تریلر با کامیون بارگیری نمود تا از مزرعه به سیلو یا بازار فروش برده شوند. کمباین قدیمی از نوع کیسه‌ای بودند ولی امروزه بیشتر انباره‌ای هستند. در نوع قدیمی، محلی برای اتصال 3 گونی وجود داشت.

    دانه‌ های تمیز بوجاری با درجه‌ بندی‌شده طوری که دانه‌ های سالم دریکی، خرد شده و در دومی و کلش را در سومی بارگیری می‌شدند. در کمباین انباره‌ای، محفظه‌ای در بالای کمباین تعبیه‌ شده است که گنجایش 7-1000 کیلوگرم دانه را دارد. دانه تمیز با نقاله از پایین کمباین به این مخزن منتقل می‌شود. پس از پر شدن مخزن، دانه در تریلر با کامیون تخلیه می‌ گردد. واحد ذخیره و تخلیه دارای بخش زیر است:

    • بالابر دانه تمیز
    • انباره
    • لوله تخلیه

    الف) بالابر دانه تمیز

    به‌ صورت محفظه‌ ای مکعب مستطیلی و عمودی دیده می‌ شود. نقاله‌ها از نوع زنجیره‌ای که پره‌ هایی در فواصل معین روی آن نصب‌ شده‌اند. پره‌ها وظیفه انتقال دانه را از واحد تمیزکننده به مخزن به عهده‌ دارند. در بعضی از کمباین‌ها، این نقاله مارپیچی (هلیسی) می‌باشد.

    ب) انباره

    مخزنی در بالای کمباین است که به شکل خاصی طراحی‌ شده است. معمولاً نقاله‌ هایی درون آن تعبیه‌ شده‌اند تا بتوانند دانه را برای تخلیه آماده نمایند.

    ج) لوله تخلیه

    لوله‌ای نسبتاً طویل است که به‌ طور ثابت یا گردان در پهلوی کمباین نصب می‌شود.

     

    بررسی انبارداری گندم، مراکز نگهداری(سیلوها) و نحوه ی ضدعفونی کردن سیلو

    2- 1- مراکز نگهداری گندم

    روش نگهداری غلات بستگی به شرایط آب‌ و هوایی، موقعیت جغرافیایی، وضعیت اقتصادی و سیاست‌ های کشاورزی دارد. امروزه غلات به روش‌ های مختلف نگهداری و ذخیره‌ سازی می‌ گردند که عبارت است از:

    • انبارهای ساده
    • انبارهای مکانیزه
    • نگهداری غله در فضای باز Bunker storage

    عمدتاً برای ذخیره‌ سازی موقت به کار می‌ رود. پس‌ از اینکه گندم تخلیه می‌گردد روی آن با چادر مخصوص که جنس آنپلی اتیلن است پوشش داده می‌شود.

    • سیلو های بتنی: یکی از روش‌ های مطمئن ذخیره‌ سازی غلات است.
    •  سیلو های عمودی فلزی: در مهر و موم‌ های اخیر متداول شده است.

    شرکت بازرگانی دولتی ایران در بخش غله دارای 74 سیلوی بتنی به ظرفیت 2431000 تن 20 واحد انبار مکانیزه به ظرفیت 450 هزار تن 17 واحد انبار روباز به ظرفیت 1690000 تن 40 واحد انبار سوله به ظرفیت 520 هزار تن می‌باشد.

    2 – 2- تاریخچه نگهداری و ذخیره‌ سازی گندم

    از زمان‌ های قدیم متداول بوده مردم ایران، یونان و مصر باستان برای نگهداری غلات خود از خمره‌ های سفالین استفاده می‌کردند و معمولاً این خمره‌ها را یا درون زمین کار می‌ گذاشتند و یا در اتاق‌ های خشت و گلی کنار هم می‌چیدند. به‌ مرور زمان با افزایش جمعیت و افزایش تولید و مصرف استفاده از اتاق‌ های گندم (انبار) متداول شد. از حدود آغاز قرن اخیر با توجه به پیشرفت‌ هایی که بشر در زمینهٔ راه و ساختمان و مهندسی داشت از تکنیک‌ های ساختمانی پیشرفته جهت ساخت سیلوهای بلند استفاده نموده است.

    سیلو گندم

    2 – 3 –  بررسی جریان غله از تولید به مصرف

    به‌ طور کلی برداشت غله در زمان کوتاهی کلاً 1 الى 2 هفته انجام می‌شود. ذخیره‌ سازی گندم برای محلی دیگر و نیز برای مصرف بلندمدت در سیلو انجام می‌ شود. در عمل 5 نوع سیلو شناسایی‌ شده است.

    1. سیلوی مزرعه
    2. سیلوی محلی
    3. سیلوی منطقه‌ای
    4. سیلوی صادراتی
    5. سیلوی وارداتی

    2- کندوها: تخلیه گندم ممکن است از کشتی، قطار یا کامیون صورت گیرد. در دو مورد اول نوار نقاله‌ ها کار انتقال را انجام داده ولی در کامیون معمولاً از جک تخلیه کامیون استفاده می‌ شود که غیر از جک خود کامیون است و با سیستم هیدرولیک جک بالا می‌ رود.

    پس از تخلیه گندم‌ ها به بونکر توسط بالابر ها این گندم‌ها به بالای برج کار ریخته می‌ شوند. در بالای برج کاره دستگاه‌ های مختلف بوجاری و دستگاه مگنت (آهن‌ ربایی) وجود دارد.

    فضای داخل سیلو

    بوجاری کننده مقدماتی(غربال گری گندم)

    از دو ردیف توری ساخته‌ شده‌اند که قطر این توری‌ ها کاملاً محاسبه‌ شده است و یک حرکت غیر یکنواخت روی‌ هم دارند. قطر سوراخ‌ های توری بالائی به شکلی است که فضولات بزرگ‌ تر از گندم از آن عبور نمی‌ کنند. گندم‌ ها و فضولات کوچک‌ تر که عبور کرده در توری دوم گندم باقی می‌ ماند و فقط فضولات کوچک‌ تر عبور کرده حداکثر 5% ناخالصی‌ های گندم‌ ها را بوجاری مقدماتی می‌ گیرد.

    در طی این عملیات گرد و غبار ایجاد شده که توسط سیستم سیکلون جمع‌ آوری‌ شده بود، بوجاری ثانوی شروع‌ شده، که در اینجا دستگاه‌ هایی مانند شن گیر، بوگیر، سیاه‌ دانه گیر و مانند آن قرار دارند. در دستگاه شن گیر با ایجاد مکش و هم‌ زمان لرزش مختصری که دستگاه دارد چون دانه‌ های شن نسبت به دانه‌های گندم سنگین‌ ترند لذا بر اساس اختلاف وزن سنگریزه‌ ها و شن‌ ها از یک‌ طرف خارج‌ شده و گندم‌ های تمیز شده از طرف دیگر خارج می‌ شود.

    در سیاه‌ دانه گیر عمل جداسازی بر اساس اختلاف ابعاد دانه‌ های گندم، سیاه‌دانه و سایر نباتات انجام می‌ گیرد. بعد از این عملیات گندم‌ های تمیز شده توسط نوار نقاله به قسمت بالا رفته و از آنجا وارد کندو ها می‌ شود..

    غربالگری گندم

    ضدعفونی غله و کندو گندم

    معمولاً به‌ منظور جلوگیری از ضایعات در غلات بایستی آن‌ ها را ضد عفونی کرد در ایران حدود 12 – 10 درصد گندم تولیدی کشورمان به دلیل ضایعات از بین می‌ رود.

    ضدعفونی کندوها و گندم‌ های درون معمولاً از قرص‌ هایی با نام تجارتی phosphotoxin استفاده کرد. اسم علمی آن فسفر آلومینیوم می‌ باشد. نحوه کارگزاری آن‌ ها بدین‌ صورت است که هر 4 ساعت 8 تا 12 عدد از این قرص‌ ها روی نوار نقاله بالائی کندوها گذاشته به‌ مرور تا می‌آید گندم‌ ها تخليه شوند قرص تبخیر شده و اثرات خودش را گذاشته است.

    ترکیب دیگر متيل بروماید می‌باشد گازی شکل است و گاز را داخل توده گندم می‌ فرستد که سرطان‌ زا است حتماً بعد از استفاده از آن باید هوادهی کرد و اگر بخواهیم گندم را برای جوانه‌ زنی استفاده کنیم نباید از متیل بروماید استفاده کرد.

    عملیات هوا دهی گندم

    برای جلوگیری از عمل کندانس رطوبت باید دائماً سیلو را هوا دهی کرد که این عمل هوا دهی را از پایین سیلو انجام می‌ دهند که ضمن این‌ که هوا از پایین به بالا حرکت می‌ کند تمام‌ دانه‌ ها هوا را به‌ طور مناسب دریافت کرده عمل هوا دهی توسط فنرهای سانتریفوژی با فشار معین و با محاسبه افت فشار صورت می‌ گیرد و در نهایت از بالای سیلوها در نقاط خاصی سیکلون ها قرار گرفته‌ اند که گرد و غبار را جمع‌ آوری کرده و نیز هوا را خارج کرده همچنین داخل کندوها سیستم‌ های حرارت سنجی وجود دارد که الکتریکی می‌ باشند و اگر حرارت زیاد شد مثلاً زنگ می‌ زند که ما باید هوا دهی کنیم.

    2 – 5 – عوامل موثر در نگهداری غلات در سیلوها و انبارها

    عوامل موثر در نگهداری غلات در سیلوها و انبارها عبارت‌ اند از:

    1.  رطوبت: به دلایل تنفس غلات به‌ خصوص اگر به آفات انباری آلوده شوند رطوبت افزایش‌ یافته که تا یک حدی مشکلی نیست ولی اگر رطوبت از آن حد بیشتر شود محصول ما دچار فساد می‌ شود. این رطوبت را رطوبت بحرانی گویند. برای گندم رطوبت بحرانی 14.6% می‌باشد. اگر بیشتر شد گندم‌ ها فاسد می‌ شوند.
    2.  حرارت: در اثر تنفس گندم‌ها، حرارت نیز بالا می‌ رود که باید تهویه و هوادهی کرد.
    3.  تهویه
    4.  کیفیت دانه: نوع دانه، نحوه خرمن‌ کوبی و بوجاری هست.

    معمولاً گندم‌ های سخت که مقطع شفاف دارند در شرایط مساوی حرارت و رطوبت تنفس کم‌ تری نسبت به گندم‌ های نرم دارند و دیرتر آلوده می‌ شوند و طول عمر بیشتری دارند.

    گاهی پوشش دانه یا در اثر عوامل مکانیکی یا در موقع خرمن‌ کوبی یا بوجاری یا حمل‌ و نقل با بالابر آسیب‌ دیده و یا مورد هجوم حمله حشره‌ای یا یک جونده قرار گرفته باشد.

    دانه‌ های شکسته شده به‌ مراتب بیشتر از دانه‌ های سالم تنفس می‌کنند و راحت‌ تر نیز محتویات محصول را در اختیار میکروارگانیسم‌ها و حشرات قرار می‌ دهند.

    2 – 6 – آفات انباری گندم

    آفات انباری عبارت‌ اند از:

    1. حشرات
    2.  کنه‌ ها
    3.  موش‌ ها
    4.  قارچ‌ ها و کپک‌ ها

    زیان‌ ها و خسارت‌ ها یا کمی می‌ باشد یا کیفی یا بهداشتی، مثلاً سن که علاوه بر ضرر کمی ضرر کیفی نیز دارد. سن روی بزاقش آنزیم پروتئاز دارد که گلوتن (پروتئین گندم را هضم کرده و خورده وقتی‌ که روی گندم بریزد یک مقدار از بزاقش روی گندم می‌ ماند و باعث می‌شود گندم فاقد ارزش شود و محصولات آن گندم از جمله نان ارزش غذایی و کیفیت خوبی نداشته باشد.

     

    شناخت ترکیبات شیمیایی و فراورده‌ های گندم

    3 – 1- بررسی ساختمان گندم

    غلات از اعضاء خانواده گرامينه هستند و تولید میوه‌ های خشک و تک‌ دانه می‌ کنند. که شامل سه قسمت اصلی زیر می‌ باشند:

    1.  پوشش دانه که دور دانه را احاطه کرده (پریکارپ)
    2.  آندوسپرم (مغزدانه)
    3.  جنین یا جوانه

    در مورد غلاتی مانند گندم، پوسته یک فرم تغییر شکل یافته از برگ‌ هاست و اصطلاحاً کاه یا پوشال می‌ گویند. لازم به ذکر است بعد از پریکارپ به لایه آلورون می‌ رسیم که لایه‌ ای است تقریباً به ضخامت یک سلول و سراسر دانه اعم از آندوسپرم و جوانه را فرا گرفته و در واقع لایه خارجی آندوسپرم می‌ باشد. پریکارپ شامل 6 پروتئین، 2% خاکستر، 20% سلولز و 0.05% چربی و باقیمانده آن‌ هم پنتوزان‌ ها می‌ باشند.

    لایه آلورون شامل:

    خاکستر. پروتئین، سلولز، فسفات‌ها، فیتات، چربی، نیاسین، تیامین و ریبو فلاوین می‌باشد.

    سبوس شامل:

    لایه آلورون + پری کارپ می‌باشد.

    فيتات یا فایتیک اسید (Phytic Acid) در سبوس گندم وجود دارد و در آردهایی که سبوس آن به‌ طور کامل گرفته نمی‌ شود وجود دارد و به دلیل خاصیت کلیت آن‌ کسانی که از آن استفاده می‌ کنند در صورتی‌ که زمان تخمير خمیر این آرد پایین می‌ باشد دچار کمبود آهن می‌ شوند پس باید زمان تخمیر را طولانی کرد تا آنزیم فتیاز را فعال کرده و روی فیتات اثر کرده از فعالیت آن جلوگیری تا آهن را جذب نکند. مثلاً مردم نواحی سمیرم نان تیری تهیه می‌ کنند و این نان فتیر است لذا مردم آن نواحی اکثر بیماری کم‌ خونی می‌ گیرند.

    آندوسپرم

    در آندوسپرم سلولز دیده نمی‌شود. نشاسته‌ ها به‌ صورت بزرگ، کوچک و عدسی مانند هستند. ضخامت دیواره سلول‌های آندوسپرم باعث به وجود آمدن دو نوع گندم 1- گندم سخت و 2- گندم نرم می‌شود که آرد حاصل از گندم سخت دارای میزان آب زیادی نسبت به آرد حاصل از گندم نرم معمولاً دانه‌ های نرم ظاهری آردی یا مات دارند ولی دانه‌ های سخت ظاهری شیشه‌ ای دارند.

    جوانه

    25% پروتئین، 18% قند. 32 – 16% چربی و 5% خاکستر و از نظر ویتامین‌ های E و B غنی قند در گندم بیش‌تر رافینوز و ساکارز می‌ باشد.

    گندم نرم میزان پروتئین آن کم‌تر و آرد ضعیفی دارد و بیش‌تر برای ساخت کیک و شیرینی به کار می‌ رود ولی گندم سخت میزان پروتئین آن بیش‌ تر و آرد قوی از آن به دست می‌ آید و در تولید نان مصرف می‌ شود. اکثر گندم‌ های قرمز سخت و اکثر گندم‌ های سفید، نرمند.

    لازم به ذکر است رنگ در گندم تحت تأثیر پوسته دانه می‌باشد که وجود رنگ‌دانه دردانه تحت تأثیر عوامل ژنتیکی می‌ باشد و می‌توان تغییراتی در آن ایجاد کرد.

    آردی که از قسمت داخلی مغز دانه حاصل می‌شود کیفیت پخت بهتری دارد. آردی که از قسمت خارجی مغز دانه حاصل می‌شود کیفیت غذائی بهتری دارد و دارای مواد معدنی ویتامین‌ های بیش‌ تری است، اما کیفیت پخت کمتری دارد.

    گندم

    3 – 2 – ترکیبات شیمیایی دانه گندم

    اهمیت گندم بیشتر مربوط به خواص فیزیکی و شیمیایی گلوتن دردانه گندم می‌باشد. گندم یکی از مهم‌ترین غلات برای تغذیه انسان است که می‌تواند حدود 60 تا 70 درصد انرژی غذایی را تأمین کند و به علت دارا بودن نشاسته زیاد برای تغذیه دام و همچنین در صنعت برای تولید نشاسته مورد استفاده قرار می‌گیرد. مهم‌ ترین موادی که دردانه گندم قرار دارند، عبارت‌ اند از:

    الف – رطوبت: مقدار رطوبت موجود در گندم یکی از مهم‌ترین عوامل موثر در کیفیت آن است. در نقاط مرطوب معمولاً رطوبت گندم حدود 14% و در نقاط خشک حدود 8% است.

    ب- نشاسته: دانه‌های غلات انرژی را به‌صورت نشاسته ذخیره می‌کنند. نشاسته 60 تا 75 % از مجموع وزن خشک دانه را تشکیل می‌ دهد. نشاسته در گندم به‌ صورت گرانول ذخیره می‌ شود. این گرانول‌ها به دو صورت هستند: بزرگ و عدسی شکل (25 الی 40 میکرون) و کوچک و کروی (5 الی 10 میکرون) گرانول‌ های عدسی شکل در طی 15 روز پس از گرده‌ افشانی تشکیل می‌ شوند.

    گرانول‌ های کروی که حدود ٪88 از مجموع تعداد گرانول‌ها را تشکیل داده‌اند، طی روزهای دهم تا سی‌ ام پس از گرده‌ افشانی به وجود می‌آیند. نشاسته اساساً پلیمری از گلوکز است. حداقل 2 نوع پلیمر شناخته‌ شده‌اند: آمیلوز، که عمدتاً یک پلیمر خطی است و آمیلوپکتین که یک پلیمر شاخه‌ ای بزرگ است.

    ج- سلولز: این ماده 1 تا 3 درصد از وزن دانه را تشکیل می‌دهد و بیشتر در پوسته دانه و قسمت آلرون وجود دارد و غیر قابل‌ هضم برای بشر می‌ باشد.

    د- چربی: این ماده در گیاه و یا جنین دانه وجود دارد و حاوی ویتامین E می‌باشد.

    ه- پروتئین: پروتئین‌ های گندم بر اساس قابلیت حل در حلال‌ های مختلف طبقه‌ بندی‌ شده‌اند. بر اساس طبقه‌ بندی آزبورن( 1907) پروتئین‌ های گندم به چهار دسته زیر تقسیم می‌ شوند.

    1.  آلبومین‌ ها که در آب محلول می‌ باشند.
    2.  گلوبولین ها که در آب خالص غیرقابل‌ حل هستند، ولی در محلول‌ های رقیق نمک قابل‌ حل هستند هر چند که در محلول‌ های غلیظ نمک غیرقابل‌ حل هستند.
    3.  گلیادین ها در الکل اتیل 70% قابل‌حل هستند.
    4.  گلوتئین ها در محلول‌های اسیدی رقیق و هیدروکسید سدیم قابل‌حل هستند.

    و- آنزیم‌ها: آنزیم‌های غلات شامل موارد زیر می‌باشند:

    1.  اکسیدوردوکتازها: اکسیدوردوکتازها موجبات کاتالیزه شدن اکسیداسیون بیولوژیکی را فراهم می‌کنند.
    2.  لیپازها: باعث تجزیه چربی‌ها می‌شوند.
    3.  ترانسفرازها: در غلات اهمیت کمی دارند.
    4.  هیدرولازها: در این گروه، کربوهیدرازها قرار می‌گیرند که به علت اینکه غلات انرژی اضافی خود را به‌ صورت کربوهیدرات‌ ها( نشاسته) ذخیره می‌کنند و حاوی سطوح نسبتاً بالا از این ماده هستند، به‌ طور وسیعی مورد مطالعه قرار می‌ گیرند. آنزیم‌ های تجزیه‌ کننده نشاسته (کربوهیدرازها) شامل آلفا و بتا آمیلاز، مالتاز و سلولاز می‌باشند. آلفا آمیلاز نشاسته را به دکسترین وبتا آمیلاز نشاسته را به مالتوز و مالتاز، مالتوز را به گلوکز تبدیل می‌کند و سلولاز نیز، سلولز را تجزیه می‌کند.

    از مواد معدنی بیشتر در سبوس و گیاه دانه وجود دارد و شامل پتاسیم، فسفر، آهن، گوگرد و منیزیم می‌باشند.

    ح- ویتامین‌ ها: دانه غلات از ویتامین‌ های مختلفی تشکیل‌ شده است، که مهم‌ ترین آن‌ ها عبارت از: گروه ویتامین‌ های B مانند BI (تیامین)، B2 (ریبوفلاوین) ویتامین B6 (پیریدوکسین) ویتامین E (توکوفرول) هستند.

     

    3 – 3 – موارد مصرف گندم و مواد مغذی آن

    برخلاف سایر غلات، گندم را می‌توان از طرق مختلف از جمله در تهیه نان، بیسکویت، شیرینی، کیک، اسپاگتی، ماکارونی و … مورد مصرف قرارداد. از گندم در صنایع کاغذسازی، چسب سازی و همچنین در تهیه پودرهای لباسشویی هم استفاده می‌ گردد. از سبوس و کاه آن نیز به‌عنوان خوراک دام استفاده می‌ کنند.

    انواع مختلف گندم برای مصارف مختلف مورد استفاده قرار می‌ گیرند. مثلاً گندم‌ های نرم بهاره یا پاییزه برای مصرف در صنایع بیسکویت‌ سازی، شیرینی‌ پزی و کیک پزی مناسب‌ اند. در حالی‌ که از گندم‌ های سخت پاییزه و بهاره در نانوایی استفاده بیشتری دارند.

    3 – 4- نقش و اهمیت فیزیولوژی تغذیه نان و سایر محصولات صنایع پخت کیک و کلوچه و…

    نان غذای اصلی و پایه مردم بسیاری از کشورهای جهان را تشکیل داده و روزانه قسمت اعظمی از انرژی، پروتئین، املاح معدنی ویتامین‌ های گروه B موردنیاز آن‌ها را تأمین می‌ نماید. در ایران نیز حدود 65-60% پروتئین و کالری و حدود 3-2 گرم املاح معدنی و قسمت اعظم نمک طعام مورد نیاز روزانه از خوردن نان تأمین می‌ گردد.

    کربوهیدرات وارد شده در بدن قسمت اعظمش از پلی ساکارید نشاسته تشکیل‌ شده است. تجزیه آنزیماتیکی پلی ساکارید ابتدا در اثر فرآیند جویدن و تمام آنزیم شروع‌ شده و به‌ محض تماس اسید معده با آن قطع می‌ گردد. ابتدا نشاسته در اثر تماس شیره قلیایی دوازدهه و فعالیت آمیلازی آنزیم لوزالمعده به گلوکز تجزیه‌ شده و از طریق دیواره روده جذب می‌گردد.

    از طرف دیگر نشاسته قبل از آن‌ که از طریق روده جذب شود، باید هیدرولیز شود که این در معده انجام می‌گیرد. از سوی دیگر پلی ساکاریدها تأثیر فیزیولوژیکی در روده داشته و باعث تحریک حرکات دودی می‌ گردند.

    نان در دستگاه گوارش نیز نقش مهم دیگری را ایفا می‌ نماید. به علت ساختار اسفنجی، سطح بزرگ را اشغال کرده و همین امر موجب می‌گردد که مواد غذایی که همراه نان خورده می‌ شوند مانند چربی، گوشت یا پنیر به‌ صورت جذب سطحی با یکدیگر پیوند برقرار نمایند که البته در اثر آن‌ یک پراکندگی خوبی برقرار شده و سطح بیشتری را اشغال می‌ کنند. بنابراین شرایط لازم برای تجزیه مواد در دستگاه گوارش فراهم می‌ گردد.

    3 – 5 – نام‌ گذاری و طبقه‌ بندی آرد گندم

    1. آرد مغز دانه: این آرد دارای پایین‌ ترین درجه استخراج است و جهت کیک و شیرینی‌ها مناسب است. این آرد در ایران آرد سه صفر نامیده می‌شود. میزان خاکستر این آرد 0.46 –  0.38 گرم درصد است.
    2.  آرد 500 و 600 (آرد روشن 1 و 2): این آرد برای تهیه کیک. نان‌های مخلوط روشن و نان‌های روشن اروپایی به کار می‌رود. درجه استخراج این آرد کمی بیش‌تر از آرد سه صفر می‌ باشد سابق این آرد روشن 1 را آرد دو صفر و آرد روشن 2 را آرد صفر می‌نامیدند. خاکستر این آرد 0.7 – 0.6 گرم درصد است.
    3.  آرد کامل آندوسپرم: آرد نسبتاً روشنی است. ذرات سبوس آرد در سطح پایین قرار دارد جهت نان‌ های نسبتاً روشن اروپائی و مخلوط، ساندویچی و پربری مناسب است. در ایران این آرد را آرد ستاره می‌نامیدند. خاکستر این آرد 0.8 – 0.75 گرم درصد است.
    4.  آرد میانی 1 و 2: برای نان‌های تیره و تافتون مناسب است. خواص نانوائی این آرد از آرد کامل آندوسپرم کم‌ تر است، از قسمت‌ های اطراف آندوسپرم به دست می‌ آید و حدود 1.2-1 گرم درصد خاکستر دارد.
    5.  آرد تیره یا آرد سنگی: جهت نان‌ های تیره اروپائی و نان سنگک مناسب است. عمل خمیر آوری خمیر حاصل از آن نسبتاً مشکل است حاوی قسمت اعظم دانه می‌باشد. خاکستر این آرد 45 / 1 – 35/ 1 گرم درصد است. این آرد را حداکثر بدون تغییرات عمده می‌توان 2 هفته نگهداری نمود. در صورت نگهداری بیش‌ تر، ویتامین‌ها کاهش‌ یافته و در اثر فعالیت آنزیمی جوانه تغییرات عمده به وجود می‌آید. ضمناً کیفیت نانوایی در اثر نگهداری طولانی آن، تقلیل یافته و از طرفی مزه شدیداً تغییر کرده و نامطلوب می‌گردد.
    6.  آردی که از تمام قسمت‌ های گندم تهیه‌ شده است، خاکستر این آرد 1.9- 1.6 گرم درصد است.
    7.  آرد مرحله آخر: از لایه‌های خارجی دانه استحصال می‌شود و به‌ تنهایی قابل پخت نمی‌ باشد. جهت نان‌ های رژیمی می‌تواند مورد استفاده قرار گیرد. خاکستر این آرد 2.20- 1.85گرم در صد است. بیش‌ تر جهت مصرف دام به کار می‌ رود.

    انواع آرد

    مقدار آرد استحصال‌ شده از 100 کیلوگرم گندم پاک‌ شده را درجه استخراج آرد می‌ نامند. هرچه درجه استخراج آرد پایین تر باشد، میزان پروتئین آن پایین تر است، با افزایش درجه استخراج آرد کیفیت پروتئین یا به‌ عبارت‌ دیگر کیفیت پخت کاهش می‌ یابد.

    آردهای تیره از نظر میزان پروتئین در سطح بالاتری نسبت به آردهای روشن قرار دارند در حالی‌ که کیفیت و قابلیت پخت آن‌ها به‌ مراتب پایین تر از آردهای روشن می‌ باشد.

    آردهایی که از لایه‌ های خارجی‌ تر استحصال می‌ شوند مانند آرد میانی یا آرد سبوس گرفته دارای الاستیسیته کم‌ تری بوده و در هنگام عمل‌ آوری و فرم دادن آسان‌ تر پاره می‌ شوند. به همین دلیل این نوع آردها را اصطلاحاً آرد گلوتن ضعیف می‌ نامند.

    آرد هایی که از مغز دانه گرفته می‌شوند دارای الاستیسیته زیادی بوده و در مقابل کشش از خود مقاومت نشان می‌ دهند. این آردها از نظر قابلیت پخت و خواص گلوتن قوی می‌ باشند درحالی‌ که آردهای تیره‌ تر از الاستیسیته کم‌ تری برخوردار بوده و در مقابل کشش از خود مقاومت کمتری نشان می‌ دهند.

    این آردها از نظر قابلیت پخت و خواص گلوتن قوی می‌باشند، به‌ عبارت‌ دیگر آردهای استحصال‌ شده از مغز دانه قوی‌ تر از آردهای لایه‌ های خارجی می‌ باشند.

    نانوا اولین سوالی را که در مورد آرد مطرح می‌ سازد کیفیت و ارزش نانوائی و قابلیت پخت آرد و بازدهی نان می‌ باشد. در صنایع نانوایی می‌ توان ویژگی و قابلیت پخت آرد گندم و عمل‌ آوری و ثبات خمیر و تلورانس آن را از طریق افزودن مواد تغییر داده و یا اصلاح نمود.

    [products limit=”12″ columns=”6″ category=”کود”]

  • همه چیز درباره بیماری های پنبه و راه های مقابله با آن ها

    همه چیز درباره بیماری های پنبه و راه های مقابله با آن ها

    همه چیز درباره بیماری های پنبه و راه های مقابله یا آن ها

    پنبه در  مناطق گرمسیری و نیمه‌گرمسیری سراسر جهان شامل مثل قاره آمریکا،آفریقا و هند یافت می شود. تنوع پنبه‌های وحشی بیشتر در  مکزیک، و بعد  در استرالیا و آفریقا یافت می‌شود. پنبه توسط ساکناناین کشور ها اهلی شد. بخش‌هایی از رشته های پنبه در پژوهش های باستان‌شناسان مربوط به مکزیک در ۵۰۰۰ پیش از میلاد در مکزیک و تمدن دره سند (پاکستان امروزی) پیدا شده‌اند. در این مطلب به بررسی مهمترین بیماری های پنبه و راه مقابله با آن ها می پردازیم.

    همه چیز درباره بیماری های پنبه و راه های مقابله یا آن ها

    بیماری پژمردگی ورتیسیلیوم پنبه (Verticillium Wilt) و راه مبارزه با آن

    Verticillium dahliae Verticillium albo-atrum

    COTTON

    نکاتی در مورد بیماری

    ١- علائم این نوع از بیماری های پنبه یک تا یک ونیم ماه پس از کاشت دیده میشود.

    ۲- این قارچ در شرایط مرطوب، قلیایی و خاک سنگین و رسی، فعالیت بیشتر و بهتری دارد.

    ۳- در مناطق خنک بیشتر دیده می شود (برعکس پی تیوم، فیتوفترا وپژمردگی فوزاریومی پنبه).

    ۴- در این قارچ کنیدیوفور در طول خود، یک یا چند فیالید را از یک محل (فراهم) تولید می کند که در نوک خود، دارای کنیدیوم های تک سلولی است و به حالت مجتمع است.

    ۵- زمستان گذرانی به صورت میکرواسکلرت (گونه ی اول) یا ریسه های تیره رنگ (گوندی دوم) در بافت آلوده یا در خاک نزدیک به بافت آلوده (گونه ی اول، گرما دوست تر است نسبت به گونه ی دوم).

    ۶- گونه ی اول دارای دو نژاد است: نژاد ایانژاد معمولی، این استرین، زیاد خسارت نمی زند و علائم؛ شامل خشکیدگی، پژمردگی، v شکل شدن برگها، نکروز شدن و در نهایت مرگ گیاه است (قهوه ای شدن مغز ساقه یا آوند چوبی دیده می شود).

    ۷- نژاد ۲ یا نژاد برگریز ، این استرین باعث ریزش برگها در حالت سبز بودن و فعال شدن جوانه های جانبی (برای تولید برگ جدید)، امکان ایجاد اپی ناستی (روخمشی برگهای انتهایی)، ایجاد پاجوش در اثر پنجه زنی زیاد، ریزش غوزه و لخت شدن ساقه میشود. این استرین در حرارتهای بالا و در زمان نزدیک به گل دهی دیده می شود.

    ۸- باید توجه نمود که در عوامل پوسیدگی ریشه، روی قسمت های آلوده (ریشه) تغییر رنگ و پوسیدگی ایجاد می شود ولی در این بیماری به دلیل تخریب آوندها، ریشه و طوقه سالم به نظر می رسد.

    ۹- این بیماری مونوسیکل بالفعل، پلی سیکل بالقوه و پلی اتیک می باشد؟

    عوامل بیماریزای مونوسیکل را می توان به دو گروه تقسیم کرد:

    در عوامل بیماریزای مونوسیکل یا بیمارگر ذات تک چرخه می باشد که این چرخه طولانی می باشد و قدرت اینکه چرخه ی جدید و اینوکلوم جدید را تولید کند را ندارد(اشکال از بیمارگر) مانند سیاهکهای غلات، نماتد گال گندم.

    در بعضی عوامل بیماریزای مونوسیکل عامل بیماری الزاما به یک فصل کامل زراعی برای تکمیل سیکل بیماریزایی نیاز نداشته و در طی همان فصل زراعی اینو کلوم ثانویه (جدید) نیز تولید می کند ولی این زادمایه کارایی لازم جهت سیکل جدید بیماریزایی را نداشته.

    به دلایلی مانند طی شدن مرحله ی حساس میزبان و یا در بیماری پژمردگی ورتیسیلیومی پنبه بعد از اینکه میکرواسکلرت های جدید(اینوکلوم ثانویه) درون بافتهای آوندی میزبان تشکیل می شوند تا زمانیکه وارد خاک نشوند امکان ایجاد آلودگی جدید وجود ندارد(اشکال از میزبان). که این جنین بیمارگرها را به دلیل تولید اینو کلوم ثانویه و کوتاه بودن سیکل بیماریزایی می توان به عنوان مونوسیکل بالفعل و پلی سیکل بالقوه نام برد.

    لازم به ذکر است چون این بیماری را می توان در یک بازه زمانی طولانی تر از یک فصل زراعی بررسی نمود می تواند پلی اتیک نیز باشد.دقت شود.

    روش مبارزه

    و چون بیماری مونوسیکل است، پایین آوردن مقدار اینوکلوم اولیه موثر است. با دقت در رفتار و اپیدمی بیمارگرها در مورد مونویسکل یا پلی سیکل بودن به این نتیجه میرسیم که در تک چرخه ایها استراتژی ما باید در جهت کاهش جمعیت بیمارگرها باشد و در پرچرخه ایها استراتژی ما باید در کاهش تعداد چرخه ها باشد.

    استفاده از ارقام متحمل کاربردی است ولی باید توجه کرد که اگر مقدار قارچ در خاک زیاد باشد، تحمل، به حساسیت تبدیل می شود.

    • در این بیماری تناوب بهتر از آیش است چون خاک را فقال و آنتاگونیستها را زیاد می۔ کند.
    • چون ورتیسیلیوم به تک لپه ها نمی زند (ولی دامنه میزبانی وسیعی دارد) بهتر است در تناوب قرار گیرند.
    • ممانعت از تجمع رطوبت در مزرعه، آفتاب دهی، کشت روی پشته ها (گرمتر است) و شخم در کنترل بیماری موثر است.
    • استفاده از کود پتاس (حرکت آب را در آوند چوبی تسهیل می کند) و ازت به فرم آمونیوم مناسب تر است.

    بیماری پژمردگی فوزاریومی پنبه (Fusarium Wilt) و روش مبارزه با آن

    Fusarium oxysporum f.sp. vasinfectum

    بیماری پژمردگی فوزاریومی پنبه (Fusarium Wilt) و روش مبارزه با آن

    نکاتی در مورد بیماری

    ۱- این قارچ در دمای نسبتا بالا، خاک اسیدی و سبک و رطوبت پایین فعالیت دارد (برعکس ورتیسیلیوم).

    ۲- چون خاکهای ایران بیشتر سنگین و قلیایی هستند، ورتیسیلیوم مهم تر است.

    ۳- در ورتیسیلیوم، زردی کمتر از فوزاریوم است یا اصلا وجود ندارد. در فوزاریوم، قهوه ای شدن آوند چوبی محدود بوده و حلقه ای شکل و کامل است؛ ولی در ورتیسیلیوم به مغز ساقه هم می رسد و حالت بریده بریده دارد (کامل نیست). فوزاریوم، گیاه را از بالا به پایین از بین می برد (برعکس ورتیسیلیوم).در فوزاریوم علائم را از گیاهچه تا گیاه بالغ می توانیم ببینیم؛ ولی ورتیسیلیوم روی گیاهچه دیده نشده است.

    ۴- مهم ترین و دقیق ترین راه تشخیص این دو جنس از یکدیگر، کشت دادن آوندها است (چون اغلب فوزاریوم های غیر بیمارگر درون خاک یعنی ساپروفیتها روی ریشه نیز هستند، برای تفکیک باید غیر از ریشه را کشت داد).

    ۵- پژمردگی از حاشیه برگها شروع و به تمام برگها می رسد. پژمردگی در این بیماری بود از یک دوره خشکی ودر فصل تابستان رخ می دهد و در صورت ایجاد تنش اتفاق می افتد.

    ۶- بقا به صورت کلامیداسپور در خاک، روی بقایا پنبه یا مواد آلی.

    ۷- وجود نماتد مولد گره در خاک باعث افزایش بیماری می شود.

    مدیریت بیماری

    • تناوب ۲-۳ ساله با غلات (تناوب به دلیل داشتن فرمهای مخصوص مهم است).

    • جلوگیری از ایجاد هرگونه تنش به گیاه براساس نظم در دوره های آبیاری.

    • عدم کاشت در خاک های سبک و مستعد حضور فوزاریوم.

    بیماری پوسیدگی زغالی پنبه (Charcoa IRot) و راه مبارزه با آن ها

    Macrophomina phaseolinaAscomycota Phyllum: Subphylum: PezizomycotinaDotidiomycetes Class:Incetae sedis Subclass:Botryosphaeriales Order:Botryosphaeriaceae Fam:MacrophominaGenus:

    بیماری پوسیدگی زغالی پنبه (Charcoa IRot) و راه مبارزه با آن ها

    نکاتی در مورد بیماری

    1- جزء آن دسته از بیماری های پنبه است که تنش به خشکی باعث افزایش بیماری می شود.

    ۲- از علائم مشخص، ایجاد پژمردگی و سیاه شدن ساقه است.

    ۳- در شرایط آب و هوایی گرم و خشک دیده میشود.

    ۴- زمستان گذرانی به صورت اسکلرتهای سیاه رنگ روی بافت آلوده است.

    ۵- بیماری در مزارعی که هرساله زیر کشت پنبه و دچار تنش آبی هستند بیشتر است.

    ۶- اندام های تولید مثل جنسی در این قارچ دیده نشده و تنها فرم های میسیلیوم، اسکلر و پیکنید شناخته شده است.

    مدیریت بیماری

    • جلوگیری از تنش آبی و ایجاد تناوب با غیرمیزبان.

    بیماری لکه زاویه ای یا ساق سیاه (پاسوزک) یا بلایت باکتریایی غوزه پنبه و راه مبارزه با آن

    war Leaf Spot/Black Arm/Boll Blight/ Bacterial Blight)(Angular Leaf Spotiomonas axonopodis pv.malvacearumXanthomonas

    بیماری لکه زاویه ای یا ساق سیاه (پاسوزک) یا بلایت باکتریایی غوزه پنبه و راه مبارزه با آن

    نکاتی در مورد بیماری

    ١- این نوع از بیماری های پنبه در شرایط خشک و کویری و کشت کرتی و غرقابی، مشکل ساز است.

    ۲- اگر بذر آلوده کاشته شود، اولین جایی که آلوده می شود برگ لپه ها (کوتیلدونها) هستند که اگر رطوبت زیاد باشد (وجود باران با آبیاری بارانی)، باعث مرگ گیاهچه میشود.

    ۳- روی برگها، نقاط ریز نکروزهای ایجاد می شود که بتدریج گسترش می یابند؛ ولی به دلیل وجود بافت استحکامی اسکلرانشیم محدوده به رگبرگها می شود (لکه زاویه ای).

    ۴- آبیاری غرقابی باعث می شود که باکتری به طوقه بزند و روی ساقه ایجاد شانکر کند (پاسوزک).

    ۵- چون باکتری به غوزه نیز می زند (در هوایی مرطوب از برگ به غوزه انتقال می یابد)؛ بنابراین می تواند بذرزاد شود (روی غوزه زخم های فرورفته ای ایجاد می کند).

    ۶- باکتری باعث ایجاد یک لایه جدا کننده در انتهای دمبرگها نیز می شود؛ بنابراین باعث ریزش برگ ها هم می شود.

    ۷- باکتری در بذر یا بقایا گیاهی آلوده در خاک باقی می مانند (در خاک بیش از ۱-۲ سال زنده نیست).

    مدیریت تلفیقی بیماری

    • تیمار بذر با اسید سولفوریک که باعث زدودن کرک ها می شود (راحت تر می توان بذر را کاشت)؛ همچنین باعث از بین رفتن باکتری می شود (بیشتر باکتری ها در محیطهای اسیدی رشد نمی کنند).
    • شخم عمیق برای از بین بردن بقایا۔

    انجام ندادن آبیاری غرقابی و بارانی.

    بیماری پوسیدگی غوزه و الیاف پنبه (Lint and Boll Rot) و راه مبارزه با آن

    (پوسیدگی زرد) Aspergillus flavus(پوسیدگی سیاه) Aspergillus niger(پوسیدگی خاکستری) Nigrospora oryzae(پوسیدگی نرم).Nematospora sppبیماری پوسیدگی غوزه و الیاف پنبه (Lint and Boll Rot) و راه مبارزه با آن

    نکاتی در مورد بیماری

    ۱- اگر هنگام تشکیل غوزه، بارندگی شود خسارت زیاد می باشد.

    ۲- در مزرعه و انبار، خسارت می زند. در شرایط مرطوب اگر دیر برداشت کنیم خسارت می زند.

    ٣- قارچ مولد پوسیدگی خاکستری توسط کنه منتقل می شود؛ ولی در غیاب کنه نیز ایجاد بیماری می کند. غوزه معمولا به وسیله ی حشرات یا عوامل طبیعی مانند تگرگ زخمی می شود.

    ۴- در اثر فعالیت عوامل ساپروفیت (جنس های یک تا سه) الياف آلوده، بد رنگ و کپک می زند.

    مدیریت بیماری

    • توجه به فاصله ی بین بوته ها، یک ردیف در میان کاشتن و توجه به سمت باد غالب منطقه به منظور گردش باد به داخل کرتها (عمود بر جهت باد نکاریم).
    • کاهش مقدار مصرف کود ازته (برای کاهش رشد اندام های رویشی و به تبع آن افزایش رطویت).

    و بعد از تشکیل غوزه در آخر فصل، از مواد برگ ریز برای ریزش برگها بهره جوییم.

    • مبارزهی کنه ها و سایر حشرات

    • برداشت قبل از بارندگی

    • استفاده از ارقام با برگ های ریزتر.

    بیماری نماتد مولد گره ریشه پنبه (Root – knot Nematodes) و راه مبارزه با آن

    Meloidogyne javanica

    بیماری نماتد مولد گره ریشه پنبه (Root - knot Nematodes) و راه مبارزه با آن

    نکاتی در مورد بیماری

    ١- لارو نماتد پس از خروج از تخم (لارو سن ۲) تحت تاثیر ترشحات ریشهی میزبان، به سمت میزبان جذب شده و پس از استقرار روی میزبان ایجاد سلول غول آسا کرده و به تغذیه ادامه می دهد.

    ۲-این نماتد علاوه بر تاثیری که به صورت مستقیم روی میزبان دارد در بسیاری از موارد سایر عوامل بیماری زا همکاری دارد.

    ٣- نماتد ماده تعداد کمی از تخمها را درون خاک قرار میدهد و اکثر تخمها را در یک پوشش ژلاتینی روی سطح گال های قرار می دهد (عامل پایداری)

    ۴- نماتد باعث ایجاد پژمردگی در بوته ها با وجود رطوبت در مزرعه می شود. بیماری مزرعه به صورت لکهای دیده می شود. نماند بسیار پلیفاژ است.

    مدیریت بیماری

    • آیش و غرقاب کردن (در مزارع برنح در حالت غرقاب ترکیبی به نام ,SHتولید می شود که برای نماتد، کشنده است).

    آفتاب دهی توسط پوشش های نایلونی

    • تناوب زراعی با گرامينه ها و خانواده کمپوزیته تناوب با ذرت و گندم (گرامينه)
    • کاشت گل جعفری همراه با محصول اصلی (بخصوص گوجه فرنگی) و ارقام مقاوم

    بیماری زنگ کتان (Fiber Flax Rust) و راه مبارزه با آن

    Melampsora liniBasidiomycota Phyllum:Pucciniomycotina Subphylum:Pucciniomycetes Class:Pucciniales Order:Melampsoraceae Fam:

    Melampsora Genus:

    بیماری زنگ کتان (Fiber Flax Rust) و راه مبارزه با آن

    نکاتی در مورد بیماری

    ١- بلندچرخه و جور میزبانه (اتوئیک). زمستان گذرانی به صورت تلیوسپور در بقایای گیاهی

    ۲- تلیوسپورها، تک سلولی و بدون پایه هستند.

    ۳- به تمام قسمت هوایی حمله می کند و امکان برگریزی نیز وجود دارد.

    مدیریت بیماری

    ارقام مقاوم، از بین بردن بقایا، استفاده از بذر سالم و تیمار بذر

    منبع:

    بیماری های زراعی ایران و راهنمای تشخیص در مزرعه (محسن امانی مهر)

    برای مشاهده اخبار روز صنعت پسته و مطالب مفید کشاورزی و پسته به کانال پسته رفسنجان بپیوندید 

    برای عضویت در کانال بر روی تصویر زیر کلیک کنید:

    Convicted Stock Exchange Channel Directors 1

    %D8%A8%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%B3%D8%AA%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%85

  • چالش های تغذیه ای پسته در خاک های شور

    چالش های تغذیه ای پسته در خاک های شور

    چالش های تغذیه ای پسته در خاک های شور

    تغذیه یکی از اصولی ترین و مهم ترین برنامه های مدیریتی باغ پسته است.

    تقریبا تمام تنش های زیستی و غیر زیستی به شکل تنش تغذیه ای (کمبود یا مسمومیت عناصر) در گیاه ظاهر می شود.

    به عنوان مثال زمانی که گیاه تحت تأثیر تنش شوری می باشد، فراوانی یک یا چند عنصر غیر ضروری، مانع جذب یک عنصر (عناصر ضروری) خواهد شد.

    همچنین زمانی که گیاه متأثر از تنش رطوبتی است، زمینه جذب عناصر غذایی محدود شده و در نهایت منجر به بروز تنش تغذیه ای خواهد شد.

    پس با این توصیف، اهمیت داشتن برنامه علمی و همه جانبه برای رفع کمبودها و جلوگیری از مسمومیت های غذایی درخت پسته در اراضی شور دو چندان می شود.

    درختان پسته برای داشتن رشد مناسب و تولید محصول خوب به 14 عنصر غذایی نیاز دارند. این عناصر ضروری به عناصر پرمصرف (ازت، پتاس، فسفر، کلسیم، منیزیم و گوگرد) و عناصر  ریز مغذی و کم مصرف (آهن، منگنز، کلر، بور، مس، روی، نیکل و مولیبدن) طبقه بندی می شوند (صداقتی و همکاران، 1388).

    برای تفسیر مقدار عناصر غذایی در برگ از دو معیار «حد بحرانی» و «مقدار مناسب» استفاده می شود. حد بحرانی به غلظتی از عناصر غذایی برگ اطلاق می شود که در آن شرایط گیاه قادر باشد حداکثر 95 درصد محصول ممکن را تولید نماید و پایین تر از آن موجب کاهش رشد و تولید محصول می شود.

    مقدار مناسب ماده غذایی به غلظتی اطلاق می شود که رشد گیاه در حد بهینه باشد. غلظت های بالاتر از این حد، ممکن است موجب ایجاد مسمومیت در گیاه شود. در جدول زیر حد بحرانی و پیشنهادی عناصر غذایی برگ پسته آورده شده است.

    جدول 11 1

    نقش عناصر غذایی در شرایط شور به چه صورت است

    موقعیت، مقدار و نقش عناصر غذایی ضروری برای رشد پسته، در شرایط شور کاملا تغییر می کند.

    ممکن است مقدار یک عنصر به سطحی برسد که غیر قابل تحمل برای درخت پسته باشد و در نتیجه موجب بروز مسمومیت برای اندام های آن شود و یا در اثر تنش شوری، حد ضروری آن برای پسته تأمین نشود.

    به عنوان مثال بالا بودن مقدار بر در آب، موجب خروج صمغ از انتهای میوه در حال رشد شده و زمینه ریزش آن را فراهم می کند.

    از طرفی این امکان وجود دارد که علیرغم بالا بودن مقدار یک عنصر ضروری در خاک، اما به دلیل رسوب و تثبیت توسط کلوئیدهای خاک، قابل جذب برای گیاه نباشد. بارزترین مثال در این ارتباط فسفر خاک است که در خاکهای شور عمدتا به شکل فسفات کلسیم رسوب کرده و از طریق ریشه قابل جذب نیست.

    اینکه کدام یک از عناصر ضروری و در شرایط شور به حالت سمیت و یا کمبود می رسند به خیلی از عوامل دیگر مرتبط است که می توان به درجه شوری، قلیایت خاک، مدار آبیاری، تغذیه صحیح، مقدار ماده آلی، مقدار عناصر سمی (نظیر سدیم، کلر و بر)، ساختمان و بافت خاک اشاره کرد.

    با افزایش شوری، رشد گیاه پسته کاهش می یابد و در این میان برگ دارای حساسیت بیشتری نسبت به شوری است. علت اصلی کاهش سطح برگ پسته در اثر شوری، از اثر مستقیم نمک بر سرعت تقسیم سلولی و یا کاهش توسعه سلولی ناشی می شود.

    با افزایش شوری نسبت ریشه به ساقه در همه ارقام افزایش می یابد اما سرعت رشد پسته با افزایش شوری محلول خاک، کاهش می یابد. از طرفی شوری موجب کاهش چگالی و ضخامت ریشه میشود. وجود یون کلسیم تا حدودی موجب بهبود این شرایط خواهد شد. (رضوی نسب، 1388 ).

    کمبود پتاسیم، روی، آهن، مس، منگنز و فقر شدید مواد آلی به عنوان اصلی ترین مشکلات تغذیه ای باغ های پسته شناسایی شده اند( اسداللهی، 1391).

    ازت (N)

    به دلایل متعدد از جمله مصرف زیاد گیاه، شستشوی آبی و تصعيد، خاک تقریبا همیشه با کمبود ازت مواجه است و متعاقبا این احتمال وجود دارد که گیاه نیز با فقر ازت روبرو باشد.

    براساس مطالعه انجام شده، در سال پربار تقريبا 31 درصد ازت جذب شده در زمان شروع رشد بهاره 68.5 درصد در زمان پر شدن مغز و مابقی در مرحله پس از برداشت میوه صورت می گیرد.

    از آنجائیکه برای ریشه درخت پسته، دو دوره رشد (در اوایل بهار و أخر تابستان) شناخته شده است (تاج آبادی پور، 1387)، و معمولا در زمان رشد ریشه، احتمال جذب عناصر افزایش می یابد،

    بنابراین می توان برنامه اصلی تغذیه ازت را برای سه نوبت: اواخر زمستان – اوایل بهار، قبل از پر شدن مغز و پس از برداشت (حدودا اوایل مهرماه) تنظیم نمود.

    بیشترین مقدار ازت در زمان پر شدن مغز و سپس در زمان شروع رشد بهار می باشد (زارچی کریمی، 1388).

    در یک برنامه تغذیه ازت درختان پسته، مشخص شد که برای درختان کم رشد و تحت تنش شوری، استفاده از کودهای سولفات آمونیوم و یا اوره در اواخر اسفند و اوایل بهار (همزمان با رشد جوانه ها)همراه با یک منبع هیومیکی، قادر است رشد رویشی سالجاری را تحریک نماید.

    میزان استفاده از این کودها در یک هکتار به عوامل مختلفی از جمله پتانسیل خاک، کیفیت آب، درصد مواد آلی خاک و نوع رقم بستگی دارد.

    در عین حال به منظور حفظ تعادل نسبت C/Nخاک، نباید در مصرف ازت در یک نوبت افراط نمود.

    بنابراین توصیه میشود از کاربرد ترکیبات هیومیکی بدون ازت و برعکس خودداری شود. در موارد متعددی مشاهده شده است که استفاده از انواع کودهای حیوانی فرآوری نشده و عمدتا به شکل چاله کود در دوره کوتاهی منجر به زرد شدن برگها شده که نشان دهنده کمبود شدید ازت بود.

    کمبود ازت

    مطالعات انجام شده نشان داد که غلظت زیاد نمک و PH، موجب کاهش جمعیت باکتریهای ازتوباکتر (تثبیت کننده ازت) می شود.

    آمونیفیکاسیون نخستین مرحله معدنی شدن نیتروژن است که توسط طیف وسیعی از میکروارگانیسم ها انجام می شود و این فرآیند در خاک های بام می شود و این فرآیند در خاک های غیر شور به مراتب بیشتر از خاکهای شور – سدیمی است.

    همچنین خاکهای شور- قلیا زیستگاه مناسبی برای رشد و تکثیر باکتری های ریزوبیوم (باکتریهای همزیست تثبیت کننده نیتروژن) نیستند (افیونی و همکاران، 1376).

    جذب ازت از 5.5 تا 7.5 به سهولت انجام می شود و با توجه به کاهش شدید جمعیت میکروارگانیسمهای تثبیت کننده ازت در خاکهای شور و قلیا و نیاز زیاد درخت پسته به ازت، باید برنامه دقیق و منظمی در جهت تعیین بهترین زمان استفاده، مناسب ترین ترکیب محتوی ازت و مقدار استفاده در هر نوبت تنظیم و اجرا شود.

    غالبا مصرف کودهای ازته سبب حذف اثرات شوری بر گیاهان میگردد.

    عوامل زیادی در کاهش قابلیت استفاده از ازت توسط گیاه در شرایط شور مؤثرند که می توان به موار زیر اشاره کرد:

    1. کمی جذب در محیط ریشه به علت کاهش تراوایی ریشه گیاه.
    2. کاهش فعالیت میکروبی خاک و به دنبال آن کاهش معدنی شدن ترکیبات آلی
    3. کاهش تعداد میکروارگانیسم های تثبین کننده در خانواده بقولات
    4.  کاهش جذب نیترات در اثر عرضه زیاد آنیون کلر
    5.  کاهش فرآیند نیتراتی شدن (نیتریفیکاسیون)

     سه منبع مهم کود ازت در باغ های پسته عبارتند از:

     اوره (CO(NH2)2)

    کود شیمیایی اوره با 46 درصد ازت، غنی ترین کود شیمایی ازته می باشد؛ لكن خاصیت اسید زایی چندانی ندارد.

    اوره علیرغم درصد بالای ازت به دو دلیل کود مناسبی برای باغ های پسته در اراضی شور نیست.

    اول اینکه برای تبدیل اوره به آمونیوم، باید آنزيم «اوره آز» وجود داشته باشد و این آنزیم در اراضی شور وقليا فعالیت نسبی بسیار کمی دارد؛ بخصوص زمانی که شوری خاک از نوع کلرور و سدیم باشد.

    از طرف دیگر در فرآیند تبدیل اوره به آمونیوم، بی کربنات تولید میشود که مشکلاتی را در جذب آهن ایجاد می کند و نکته مهم دیگر اینکه، بخشی از اوره که در سطح خاک پخش میشود به شکل آمونیاک (NH3) از دسترس گیاه خارج می شود.

    بنابراین بهترین روش استفاده از اوره در اراضی شور، محلول پاشی و تغذیه برگی آن است؛ زیرا درجه انحلال اوره بالا بوده و همچنین به صورت مولکول جذب می شود. (هر 100 گرم اوره در 100 گرم آب به خوبی حل می شود) (ملکوتی، 1373 و حسینی فرد، 1382).

    محلول پاشی اوره

    در مصرف کودهای ازته در شرایط شور توجه به ضریب شوری مهم است. سه کود ازته مهم که در باغهای پسته مصرف می شود، نیترات آمونیوم، اوره و سولفات آمونیوم به ترتیب دارای ضریب شوری، 104.7 ، 75.4 و 69 می باشند.

    از این نظر نیترات آمونیوم دارای بیشترین ضریب شوری است که در صورت عدم استفاده صحیح می تواند اثرات نامطلوبی برای درخت پسته به همره داشته باشد.

     سولفات آمونیوم(NH4)2SO4)

    سولفات آمونیوم کودی اسیدزاست که 21 درصد ازت و 24 درصد گوگرد دارد. مصرف این کود برای خاکهای آهکی، قلیایی و شور بسیار مفید است، زیرا ازت آن بیشتر به فرم آمونیوم است و بنابراین کمتر از خاک شسته میشود و نیز تأمین کننده بخشی از نیاز گیاه به گوگرد است.

    تنها عیب این کود، پایین بودن درصد ازت آن است (ملکوتی، 1373). در یک مقایسه انجام شده بین نیترات کلسیم و سولفات آمونیوم در باغ های پسته مشخص شد که کاربرد آمونیم عملکرد محصول را در مقایسه با نیترات افزایش می دهد؛ که احتمالا مربوط به افزایش ذخایر نیتروژنی و آهن در گیاه و رفع کلروز در برگها به دلیل افزایش میزان کلروفیل است.

    کاربرد آمونیوم، غلظت عناصر برگ از جمله آهن,روی, نیتروژن و پتاسیم را افزایش و غلظت عناصر فسفر، کلسیم و منیزیم را کاهش میدهد. بنابراین توصیه میشود در خاک های با PH بالا از کودهای نیتروژنی حاوی آمونیوم به جای نیترات استفاده شود. یکی از تکنیکهای کاهش PH و جذب بیشتر عناصر غذایی، جایگذاری فشرده آمونیوم در سایه انداز درخت می باشد.

    جایی که ریشه های فعال در آنجا وجود دارند، موجب اسیدی شدن آن نقطه می شود و فعالیت میکروارگانیسم های نیتریفیکاسیون کاهش می یابد و در نتیجه آمونیوم نمی تواند به نیترات تبدیل شود و ریشه گیاهان آمونیوم را مستقیما جذب می کند و با جذب NH4+، پروتون (+H)، را در محیط ریشه آزاد می کند و محیط اسیدی شده و در نتیجه عناصر غذایی کم مصرف بیشتری در اختیار گیاه قرار می گیرد (محمدی، 1392).

    نیترات آمونیوم (NH4NO3)

    این کود با حدود 35 درصد ازت یکی از رایج ترین کودهای ازته مورد استفاده در باغ های پسته است. هر دو فرم آن یعنی نیترات و آمونیوم به طور مستقیم توسط گیاه جذب می شود و این از امتیازات این کود محسوب می شود.

    باید توجه داشت که چون نیترات خیلی زیاد شسته می شود، بهتر اینکه در آبیاریهای سنگین، کمتر از این کود استفاده شود. به دلیل بالا بودن ضریب شوری نیترات آمونیوم، توصیه میشود در اراضی شور کمتر از آن استفاده شود (ملکوتی، 1373 و حسینی فرد، 1382).

    نظر به این که ضریب شوری این کود بالا می باشد، بهتر است تقسط کود نیترات آمونیوم صورت گیرد تا از افزایش اثرات شوری در ناحیه شوری جلوگیری گردد. بطور کلی با در نظر گرفتن جمیع جهات، استفاده از کودهای ازته فوق در شرایط شور به این ترتیب است: اوره د سولفات آمونیوم < نیترات آمونیوم (ملکوتی و همکاران، 1381).

    فسفر (P)

    فسفر مهمترین عنصر در تولید محصول است که در تمام فرآیندهای شیمیایی گیاه نقش دارد.

    فسفر حساس ترین عنصر به PH خاک است. و جذب آن عمدتا توسط گیاه بیشتر در PH 6.5 صورت می گیرد. بهترین قابلیت دسترسی این عنصر در خاک های کمی اسیدی تا خنثی می باشد.

    بنابراین با افزایش قلیائیت خاک، بیشتر به فرم های غیر قابل جذب فسفات کلسیم رسوب می کند. همانطور که پیشتر اشاره شد برای اصلاح خاکهای شور و قلیا، استفاده از گچ بسیار متداول است.

    نظر به اینکه افزایش کلسيم، موجب نامحلول شدن فسفر و رسوب آن می شود، بنابراین باید دقت شود که در استفاده از گچ، زیاده روی نشود؛ زیرا زمینه کمبود فسفر را فراهم می نماید.

    بیشترین مقدار فسفر جذب شده توسط پسته، در زمان پر شدن مغز و درصد کمی در ابتدای رشد درخت صورت می گیرد( ملکوتی، 1372 و کریمی زارچی، 1388). پر شدن مغز پسته

    به دلیل اثر متقابل کلرید سدیم و کربنات کلسیم در خاک های آهکی، حلالیت فسفر کاهش می یابد و در نتیجه منجر به رسوب فسفر می گردد. در اغلب موارد شوری موجب کاهش غلظت فسفر در بافت گیاه می شود.

    در برخی از گزارشات تأیید شده است که غلظت زیاد کلر می تواند جذب فسفر و در نهایت تجمع آن را در اندام های هوایی کاهش دهد ملکوتی و همکاران، 1381).

    پتاسیم (K)

    پتاسیم یکی از عناصر ضروری و پر مصرف است که نقش فیزیولوژیکی مهمی در گیاه و به خصوص در مناحلق شور بازی می کند که از آن جمله می توان به تقسیم سلولی، بزرگ شدن سلول های باز و بسته شدن روزنه ها، افزایش مقاومت به سرمازدگی، خشکی و شوری اشاره کرد.

    کاربرد پتاسیم موجب کاهش اثرات تنش آبی می گردد. پتاسیم در شرایط شوری و کم آبی در گیاه تجمع می کند و در نتیجه فشار اسمزی گیاه را تنظیم می کند.

    مطالعات نشان می دهد که کود های شیمیایی پتاسیمی می تواند ظرفیت گیاه را برای تنظیم فشار اسمزی بالا برده و نتیجه مقاومت به خشکی را افزایش دهد(فکری,1386).

    پتاسیم ییشتر به عنوان عنصر ضد شوری شناخته می شود و در شرایط شور به دو شکل در ایجاد مقاومت گیاه به شوری عمل می کند:

    1. پتاسیم، یکی از کاتیون های مهم در افزایش فشار اسمزی و افزایش جذب آب توسط ریشه است و در مقایسه با سایر کاتیون ها سمیت کمتری برای سلول های گیاهی دارد.اگر شوری را در واقع نوعی خشکی فیزیولژیکی بدانیم تمام اترات مثبت پتاسیم در بحث مقاومت به خشکی در مبحث شوری نیز صادق است.
    2. همانطور که قبلا اشاره شد، سدیم به عنوان یکی از اجزاء اصلی شوری مطرح است و برخی از گیاهان در غیاب پتاسیم، سدیم، را جلب کرده و مورد استفاده قرار می دهند. با افزایش میزان پتاسیم در خاک، شانس سدیم برای جذب توسط ریشه کاهش می یابد و به نوعی موجب افزایش مقاومت گیاه به شوری می شود. علائم کمبود پتاسیم بیشتر از برگ های پیر شروع می شود و به تدریج کل برگ را در بر می گیرد. گیاهانی که دچار کمبود پتاسیم هستند، معمولا از شادابی کمتری برخوردارند و در اثر کمبودهای شدید، برگها از نوک و حاشیه شروع به خشک شدن می کنند.یکی از روش های مهم برای جبران کمبود پتاسیم هستند معمولا از شادابی کمتری برخوردارند و در اثر کمبود های شدید برگ ها از نوک و حاشیه شروع به خشک شدن می کنند.

    کمبود پتاسیم

    کمبود پتاسیم در خاک های شور، استفاده از کودهای شیمیایی پتاسیم دار است مهمترین آنها عبارتند از:

    1. سولفات پتاسیم، که علاوه بر تامین بخشی از پتاسیم مورد گیاه، منبع مناسبی برای تأمین بخشی از گوگرد خاک و گیاه بوده و همچنین به طور موضعی PHخاک را کاهش می دهد.
    2. نیترات پتاسیم، در شرایطی که یون کلر در خاک به در جه، سمیت رسیده باشد. بهتر است پتاسیم به فرم سولفات و نیترات استفاده شود تا از میزان جذب کلر به میزان زیادی کم نماید. (ملکوتی و همکاران، 1384). با افزایش ماده آلی (کود گاوی) در اراضی شور، درصد پتاسیم ریشه افزایش نشان داد (رضوی نسب، 1390).

    کلسیم (Ca)

    یکی از اجزاء اصلی خاکهای شور – قليا، ترکیبات حاوی کلسیم است؛ که مهمترین آنها عبارت از کربنات کلسیم (آهک) و سولفات کلسیم (گچ) می باشد.

    کمبود این عنصر معمولا در خاک های خیلی اسیدی و خیلی قلیایی مشاهده میشود. کمبود بر و زیادی مصرف پتاسیم نیز موجب بروز کمبود غیر مستقیم کلسیم میشوند (سالاردینی، 1371).

    در خاک های مناطق خشک و شور، علائم و نشانه های کمبود کلسیم کمتر گزارش شده است. بر طبق بررسی های انجام شده مقدار جذب کلسیم از ریشه رابطه مستقیمی با میزان تبخیر تعرق از اندام های برگ دارد و این بیشتر مربوط به اوایل فصل که هوا سرد است مربوط میشود.

    اخیرا در برخی ارقام پسته، درصدی از میوه ها در ابتدای فصل رشد ریزش می کند. یکی از فرضیات قوی به کمبود کلسیم در گیاه بر می گردد. رابطه آنتاگونیسمی شدیدی بین پتاسیم و کلسیم وجود دارد که موجب می شود در غلظتهای مساوی، پتاسیم بیشتر از کلسیم توسط زیشه جذب شود.

    افزایش املاح کلسیم به آبهای شور و دارای بار زیاد، موجب تجمع بیشتر بر و علائم مسمومیت بر در برگها میشود. با مصرف کود ازته زیاد، میزان کلسیم برگ در درختان پرتقال کاهش یافت. (معز اردلان، 1376).

    اثرات زیادی کلسیم در درختان پسته، کمتر گزارش شده است. به دلیل قلیائیت خاک و نامحلول بودن ترکیبات کلسی، با کمبود کلسیم دیده میشود. چون کلسیم کم تحرک ترین عنصر در گیاه است بنابراین علائم کمبود ابتدا در اندام های جوان مثل میوه های در حال رشد سرشاخه ها مشاهده می شود.

    از مهمترین علائم کمبود کلسیم در پسته می توان قاشقی شدن برگهای جوان، پهن شدن نوک برگها، سوختگی و خشک شدن نوک میوه ها اشاره کرد (حکم آبادی، 1390). تغذیه با آمونیوم موجب کاهش غلظت کلسیم در برگها می شود که ممکن است ناشی از کاهش جذب کلسیم به علت اثر آنتاگونیستی با ( NH4) باشد (محمدی، 1392).

    علائم کمبود کلسیم

    روی (Zn)

    روی از عناصر کم مصرف و ضروری گیاه بوده که در بسیاری از فرآیندهای سنتز پروتئین، متابولیسم کربوهیدرات ها، ساختمان آنزیم ها و نقش دارد.

    جذب روی از خاک به میزان زیادی متأثر از PH خاک است و در محدوده 5 تا 6.5بیشتری جذی صورت می گیرد. در گیاهان تحت تنش شوری، تعداد دستجات آوندی کمتر و قطر کوچکتری دارند. مطالعات نشان داده است که مصرف روی در غلظتهای بالا می تواند ریشه را در شرایط شور بهبود بخشد و تشکیل آوند چوبی را زیاد نماید.

    براین اساس اثر متقابل مثبتی بین شوری خاک و مصرف روی در افزایش عملکرد وتحمل به شوری گیاهان وجود دارد. نوع آنیون موجود در محیط شور نیز مهم است. شوری سولفاتی بیش از شوری کلریدی موجب کاهش غلظت روی در گیاه دارد (ملکوتی و همکاران، 1381).

    استفاده زیاد از کودهای فسفاته، موجب بروز کمبود تحمیلی روی در گیاه میشود. در داخل گیاه هم غلظتهای بالای فسفر، باعث کاهش حلالیت و انتقال روی به سایر قسمت های گیاه می شود (حسینی فرد، 1382).

    آهن با روی رابطه آنتاگونیستی دارد و از جذب آن می کاهد و احتمال دارد که پتاسیم با روی هم اثر آنتاگونیستی داشته باشد (محمدی،1392).کمبودروی

    بر (B)

    دامنه حد ضرورت و سمیت بر برای گیاهان بسیار محدود است. مقادیر کمتر از یک میلی گرم در کیلوگرم خاک، علایم کمبود بر و در مقادیر بالای یک میلی گرم در کیلوگرم خاک، علایم سمیت بر در گساهان دیده میشود (ملکوتی،1384).

    بر محلول در آب به آسانی قابل جذب توسط گیاهان است؛ در حالی که بر جذب سطحی شده منبع نسبتأ دراز مدت بر در خاک است. کربنات کلسیم از طریق افزایش PH، بر جذب سطحی بر تأثیر غیر مستقیم مهمی دارند و همچنین کربنات کلسیم به عنوان یک سطح جذب کننده بر مطرح می باشد (حسنی و همکاران، ۱۳۸۹).

    علایم کمبود بور

     

    مس (Cu)

    مس از جمله عناصر ضروری و کم مصرف برای رشد و توسعه گیاهان بوده و در فرآیندهای ساخت پروتئین ها و کربوهیدرات ها نقش دارد. مقدار مس گیاهان به طور طبیعی به اندام گیاه، مرحله رشد، رقم، غلظت مس در خاک، و شرایط اقلیمی تغییر می کند.

    تحقیقات انجام شده تاکنون نشان میدهد که هیچ همبستگی مابین مقدار مس موجود در خاک و کمبود آن در درختان پسته وجود ندارد.

    مس به مقدار کمی بوسیله گیاه جذب می شود، به نحوی که سطح بحرانی آن در بخش های سبزینهای ۳۰ تا ۵۰ میلی گرم در کیلوگرم ماده خشک است.اگر مقدار مس در برگ کمتر از 5

    ppm باشد، علائم کمبود آن محتمل است (اسکندری، 1391).

    کمبود مس در درخت پسته

    منگنز (Mn)

    منگنز یکی از عناصر کم مصرف برای گیاهان است که در تمامی مراحل توسعه گیاه ضروری می باشد.

    منگنز در فعالیتهای آنزیمی، انتقال الكترون، تشکیل کلروفیل و فتوسنتز شرکت می کند. میزان منگنز قابل دسترس با افزایش شوری و PH کاهش می یابد.

    یکی از مشکلات اراضی با آب و خاک شور، پایین بودن حلالیت عناصر کم مصرف و کاهش جذب آنها توسط گیاه است. حدود 25 درصد از خاکهای ایران کمبود منگنز دارند.

    افزایش Na موجب کاهش جذب +Mn می شود. با افزایش سطح شوری خاک، مقدار Mn بخش هوایی به طور معنی داری کاهش می یابد (اسداللهی، 1391).

    به طور کلی محلول های نمکی غنی از کاتیونهای دو ظرفیتی، غلظت منگنز را در اندام های هوایی گیاه زیاد می کند؛ ولی کاتیونهای تک ظرفیتی موجب کاهش غلظت آن در گیاه می شود (ملکوتی و همکاران، 1381).

    آهن (Fe)

    همانطور که قبلا اشاره شد، کمبود پتاسیم، آهن، مس، و منگنز، اصلی ترین مشکلات تغذیه ای باغ های پسته ایران می باشند. شواهد نشاو می دهد که افزایش شوری موجب کمبود آهن در گیاه می شود.

    یکی از دلایل اصلی کمبود آهن در گیاه و خاک، بی کربنات آب و خاک است که از طریق افزایش PH شیره سلولی، موجب رسوب و غیر فعال شدن برخی از عناصر نظیر فسفر، آهن و روی در گیاه میشود (شهابی، 1381).

    بیشتر کلروز آهن نه ناشی از جذب کم آهن توسط درختان است و نه ناشی از کمبود آهن در برگ هاست، بلکه یک اختلال فیزیولوژیکی است که به وسیله افزایش PH در آپوپلاست سلولهای گیاهان ایجاد شده است (محمدی، 1392).

    اجرای برنامه علمی و کارآمد تغذیه برای درختان پسته در (اراضی شور)مستلزم اجرای نکات مهم ذیل می باشد که در غیر اینصورت نتیجه قابل قبول دوراز انتظار خواهد بود.

    روش های کاهش تنش های تغذیه ای در شرایط شور

    گسترش ریشه در محدوده خاصی از  خاک

    در بسیاری از مناطق کاشت پسته، شوری توام با بالا بودن درجه قلیائیت خاک است که هر دو عامل می تواند موجب فشردگی ساختمان خاک شده را رشد عمقی و سطحی ریشه جلوگیری نماید.

    از طرف دیگر حرکت عناصر غذایی در اینگونه خاکها به طبقات پایین، عمدتا به کندی انجام می شود و ریشه ها عملا از دسترسی کافی به عناصر غذایی محروم خواهند شد.

    در این گونه خاکها قدم اول فراهم نمودن بستر مناسبی برای رشد و توسعه ریشه است.

    یکی از مهمترین اقدامات استفاده از (کانال کود و چال کود) است که به تناوب در اطراف درخت ایجاد و با ترکیبی از مواد آلی و کودی های شیمیایی تکمیل شده تا با نفوذ آب و هوا، به تدریج زمینه نفوذ ریشه و جذب بهتر عناصر تغذیه ای را فراهم نماید.

    استفاده از تغذیه برگی چگونه است  و در چه زمانی انجام میشود:

    در چند مورد استفاده از تغذیه برگی (Foliar Application) یک ضرورت اجتناب ناپذیر است.

    1. موقعی که در اوایل بهار به دلیل دمای پایین هوا، ریشه ها نتوانند عناصر غذایی را به مقدار لازم جذب نمایند
    2. زمانی که در یک دوره کوتاه (مانند دوره پر شدن مغز پسته)، مقدار فراوانی فراهم نیست از عناصر غذایی مورد نیاز گیاه است اما، فرصت جذب از طریق ریشه به خوبی فراهم نیست.
    3. در خاک هایی که PH و شوری آنها بالا باشد و امکان جذب برخی عناصر (بخصوص عناصر کم مصرف)، وجود نداشته باشد.

    نظر به اهمیت محلول پاشی برگی عناصر غذایی و استفاده گسترده از این روش در چند سال گذشته و بروز مشکلات خاص، رعایت نکات زیر از اهمیت ویژه ای برخوردار است:

    1. معمولا هدف اصلی از تغذیه برگی، رفع کمبود عناصر کم مصرف و ریز مغذی ها می باشد و از طرفی میدانیم که حد بحرانی این عناصر بسیار پایین است و بنابراین برنامه محلول پاشی باید با توجه به سابقه باغ، وضعیت خاک، وضعیت باردهی (سال بار یا کم بار)، دوره رشد گیاه و نیاز درخت پسته به عنصر(عناصرخاص) تعریف شود. زیرا در غیر اینصورت استفاده از دوز بالاتر به احتمال زیاد زمینه بروز مسمومیت تغذیه ای و ریزش برگ و میوه را فراهم خواهد ساخت.
    2. در اکثر مناطق پسته کاری، از آب مورد استفاده در آبیاری باغ، برای محلول پاشی استفاده میشود. در اکثر موارد PH و شوری این آبها بالاتر از حد مجاز برای محلول پاشی می باشد. این مسئله موجب می گردد که ذرات نمک روی برگها پاشیده شود و از طرفی کیفیت محلول پاشی به شدت تنزل یابد. به منظور رفع این مشکل در درجه اول توصیه می شود که به هر شکل ممکن از آبهای با شوری بسیار پایین استفاده شود اما چنانچه این امکان وجود نداشت، توصیه می شود از ترکیبات کاهش دهنده شوری و قلیائیت آب به مقدار لازم استفاده شود، تا میزان تأثیر گذاری محلول پاشی روی برگ بیشتر شود.
    3. بخش زیادی از ترکیبات غذایی که جهت محلول پاشی در بازار عرضه می شود از خارج و عمدتا از اروپا وارد شده است. نظر به اینکه شرایط اقلیمی، نوع محصول و وضعیت آب و خاک کشورهای تولید کننده با شرایط کشور ما و بخصوص مناطق پسته کاری متفاوت است، لذا باید قبل از توصیه و مصرف در سطح وسیع، لازم است نسبت به بومی سازی آنها با شرایط موجود اقدام شود و بهترین دوز مصرف و زمان استفاده از آنها مشخص گردد.

    مواد آلی و تنش شوری

    مواد آلی به عنوان یک عامل مناسب برای تولید محصول مناسب در نواحی خشک معرفی شده اند.

    زیرا اثرات مطلوبی بر ظرفیت نگهداری آب خاک داشته و نیز به عنوان غذایی در خاک محسوب میشود.

    اما افزایش مقدار زیادی (بیش از ۳۰ تن در هکتار) مواد آلی در مدت کوتاهی به خاک، موجب کاهش عملکرد می شود؛ زیرا مصرف بالای کودهای دامی، سرعت پایین تجزیه و آزاد سازی مواد غذایی، افزایش ناگهانی EC و ایجاد شوری را به دنبال خواهد داشت.

    اما در مناطق پسته کاری به دلیل عدم وجود ساختمان مناسب خاک، بالا بودن PH بافت نامناسب و دور ابیاری طولانی، استفاده از کودهای حیوانی را اجتناب پذیر ساخته است و نیاز است حداقل هر دو سال یک بار به مقدار کافی از انواع کودهای حیوانی استفاده شود. با افزایش ماده آلی درصد پتاسیم ریشه افزایش یافت (رضوی نسب، 1390)

    خشکیدگی حاشیه برگ درختان پسته

    یکی از بزرگترین چالش های پیش روی صنعت پسته کاری در بسیاری از مناطق، خشکیدگی حاشیه برگ درختان پسته است. اگر چه این عارضه در مدت زمان کوتاهی موجب خشک شدن درخت نخواهد شد، اما در اثر پیشرفت آن در طول سال، ممکن است برگها به طور کامل ریزش کنند.

    تکرار این عارضه در مدت چند سال منجر به ضعف درخت شده و باردهی آن تقریبا به طور کامل قطع شده و در نهایت درخت خشک خواهد شداز اوایل سال 1379 به طور پراکنده نمونه هایی از این عارضه در برخی باغات منطقه فیض آباد مشاهده  شد و حتی ازبرخی استانهای پسته خیز نیز گزارش هایی این مورد منتشر گردید.

    شاید در سال های اولیه ظهور این عارضه تصور بر این بود که از اهمیت زیادی برخوردار نیست؛ اما با گذشت زمان دامنه گسترش و پراکندگی آن به بخش های وسیع تری از باغات منطقه فیض آباد و استان خراسان سرایت کرد؛ بطوریکه شاید کمتر باغی را بتوان سراغ گرفت که نشانه هایی از این نوع خشکیدگی در آن وجود نداشته باشد.

    مطالعات پراکنده ایی تاکنون در بخش های مختلف تحقیقاتی و دانشگاهی در قالب پروژه های تحقیقاتی و پایان نامه های دانشجویی انجام شده است، که هر کدام از زاویه خاصی به موضوع پرداخته اند. اما با توجه به پراکندگی وسیع و گسترده این عارضه که تقریبا در مناطق با اقلیم های مختلف، در شرایط متفاوت آب و خاک و به طور کلی در مدیریت های گوناگون مشاهده شده است، نتیجه گرفته می شود که عامل اصلی بروز این پدیده نمی تواند محدود به یک عامل باشد.

    آشنایی با علائم و نشانه ها خشکیدگی حاشیه برگ درختان پسته

    علائم و نشانه ها خشکیدگی حاشیه برگ درختان پسته

    درختان مبتلا به این عارضه در ابتدای بهار همانند سایر درختان سبز می شوند و معمولا تا اواخر اردیبهشت – اوایل خرداد هیچ نشانه ای از بروز این نوع خشکیدگی مشاهده نمی شود.

    همزمان با شروع فصل گرم سال، به تدریج برگها از حاشیه کم رنگ شده و پس از مدت کوتاهی شروع به خشک شدن می کنند. به طور کلی به دو رنگ مشاهده می شوند:

    1.  در این نوع خشکیدگی ابتدا برگها از حاشیه به رنگ کرمی کم رنگ خشک شده و در ادامه خشکیدگی بیشتر به صورت موجی گسترش می یابد و در حالت شدید کل برگ را در برمی گیرد. این نوع از سوختگی حاشیه برگ، در سطح بسیار وسیع اتفاق می افتد و پیشرفت آن به سمت داخل برگ خیلی سریع بوده و شامل رگبرگ میانی نیز می شود. این نوع برگها در نهایت خشک شده و ریزش می کنند.
    2. در نوع دیگری از خشکیدگی حاشیه برگ، برگ از حاشیه به رنگ قهوه ای خشک شده و حاشیه برگ پاره می شود. پیشرفت آن به سمت رگبرگ میانی دراکثر موارد بسیار کند بوده و پس از مدتی متوقف می شود. اگر چه ممکن است در مواردی بیش از 50 درصد برگ خشک شود، اما در نهایت برگ به طور کا خشک نشده و ریزش نخواهد کرد.

    شرایط اقلیمی و خشکیدگی حاشیه برگ

    شدت خشکیدگی حاشیه برگ از سالی به سال دیگر کاملا متغییر است و در سالهایی که تابستان خیلی زود شروع شده و هوا گرم می شود، ظهور این عارضه نیز گسترده تر است.

    به عنوان مثال کاهش شدید بارندگی در فصل بهار سال 1392 و افزایش درجه حرارت در یک دوره طولانی، موجب شد که بروز این عارضه بسیار گسترده شده و در بسیاری از باغات، شدت این عارضه به حدی بود که در اواخر مرداد، برگها کاملا خشک شده و ریزش کردند و مجددا درخت فعال گردیده و سبز شد.

    بروز این پدیده که منجر به سبز دوباره درخت در اواخر تابستان می شود، بسیار نامطلوب است؛ زیرا فرصت کافی تا انتهای فصل رشد برای خشبی شدن چوب ممکن است فراهم نشود و در نتیجه یخبندان زمستان، زمینه خشک شدن درخت را فراهم می نماید.

    بر عکس هر چقدر در فصل بهار مقدار بارندگی بیشتر و درجه حرارت هوا متعادل تر باشد، زمان ظهور این عارضه به تأخیر می افتد. در مناطقی که دارای تابستان های معتدل تر می باشند، علائم سوختگی حاشیه برگ، بسیار کمتر گزارش شده است.

    شوری و خشکیدگی حاشیه برگ آیا بین این نوع خشکیدگی و شوری آب و خاک ارتباط معنی داری وجوه دارد؟ به این معنی که هر کجا شوری حاکم باشد، این عارضه ایجاد خواهد شد به عبارت بهتر آیا در اراضی باشوری های ناچیز و پایین، اثری از آن مشاه نمی شود؟

    واقعیت این است که در آبهای با شوریهای مختلف و حتی آب هایی که قابل شرب برای انسان می باشند نیز، خشکیدگی حاشیه برگ مشاهده شده است. اما عمومیت آن در باغ هایی که با آب شور آبیاری می شوند بیشتر است.

    آنالیز برگهای در حال خشک شدن و سالم و همچنین خاک چندین باغ در استان های سیستان و بلوچستان و خراسان نشان داد که میزان سدیم چندین برابر حد مطلوب می باشد و غلظت بالای سدیم ضمن اینکه ساختمان خاک را از هم می پاشد، مانع جذب عناصر کلسیم، منیزیم و پتاسیم از خاک می شود (شرافتی، 1379).

    در مطالعه انجام شده در باغات پسته منطقه فیض آباد روی ارقام بادامی فیض آباد و اوحدی مشخص شد که رابطه مستقیمی بین مقدار عنصر بر و سوختگی حاشیه برگ وجود دارد. رقم اوحدی در غلظتهای پایین تری از بر نسبت به بادامی فیض آباد دچار سوختگی حاشیه برگ میشود (مؤمنی، 1386).

    آنالیز برگ های سالم و حاشیه خشک

    مطابق جداول  بین مقدار عناصر در برگهای سالم و حاشیه خشکی وجود دارد. تفاوت عمده بیشتر مربوط به پایین بودن عناصر پتاسیم، کلسیم، منیزیم و منگنز در برگهای مبتلا به حاشیه خشکی است که تفاوت معنی داری با برگ های سالم وجود دارد.

    از طرفی عنصر سدیم در برگهای ناسالم بسیار زیادتر از حد پذیرفته شده است. اما از نظر عناصر نیتروژن، فسفر، آهن، روی و مس بین دو برگ سالم و مبتلا به حاشیه خشکی تفاوت معنی داری وجود ندارد.

     آنالیز خاک در باغ های مبتلا به عارضه حاشیه خشکی

    جدول زیر که میانگینی از باغ‌های دچار سوختگی حاشیه برگ است نشان می‌دهد که بیشتر عناصر غذایی خاک در حد مطلوب و پذیرفته‌شده است اما آنچه مهم است وضعیت عنصر سدیم، PH و EC خاک است که مهم‌ترین تا جذب عناصر غذایی دارد. اگرچه عناصر ضروری مانند پتاسیم، کلسیم، منگنز و…..در خاک در حد مطلوب وجود دارند، اما به دلیل بالا بودن PH، توانایی جذب آن‌ها توسط درخت پسته به‌شدت کاهش می‌یابد.

    حد_بحرانی_و_پیشنهادی_عناصر_غذایی

    نتایج آنالیز برگ در درختان پسته مبتلابه حاشیه خشکی برگ

    جدول 3 1

    خصوصیات خاک و خشکیدگی حاشیه برگ

    مطابق مطالعات انجام‌شده بهترین نوع خاک برای رشد پسته خاکی است که بافت آن نزدیک به لومی بوده و از زهکش مناسبی برخوردار باشد.

    خاک‌های سنگین و یا دارای بافت شنی، شرایط بسیار نامساعدی را برای توسعه ریشه فراهم می‌نمایید.خاک از پیچیدگی‌های بیشتری نسبت به آب برخوردار است، زیرا نمی‌تواند بر، بافت و ساختمان و خصوصیات شیمیایی مشابهی تصور کرد.

    ممکن است در یک باغ و در سطح منه باغ و در سطح محدود یک هکتار نیز، چندین نوع خاک را به‌خصوص در لایه‌های پایین(منطقه توسعه ریشه)، مشاهده نمود.

    طبق بررسی‌های انجام‌شده، وجود این خشکیدگی محدود و منحصر به بافت و نوع به خصوصی از خاک نیست. درعین‌حال پراکندگی آن در باغ‌هایی که بافت نامناسب برای پسته دارند، بسیار بیشتر است. در بیشتر خاک‌های موردمطالعه PH و در اکثر موارد EC بسیار بیشتر از وضعیت مطلوب است.

    نقش بیماری‌ها در بروز حاشیه خشکی برگ

    بر طبق مطالعه گسترده‌ای که در منطقه فیض‌آباد خراسان انجام‌شده است، در برخی از باغات مبتلابه این عارضه، آلودگی به نماتد مولد غده ریشه نیز یافت شده است.

    اینکه تا چه اندازه نماتد می‌تواند در بروز و توسعه این عارضه نقش داشته باشد، ذکر چند مطلب ضرورت دارد.

    همان‌طور که مشخص‌شده است نماتد عموماً در خاک‌های با بافت سبک و شنی که حاصلخیزی چندانی ندارند، بیشتر فعالیت می‌کند؛ و همان‌طور که قبلاً اشاره شد در خاک‌های با بافت شنی، زمینه کمبود عناصر غذایی بیشتر فراهم می‌باشد و بنابراین وجود نماتد در این خاک‌ها،مزید بر علت خواهد شد و عارضه حاشيه خشکی در سطح گسترده‌تری توسعه پیدا خواهد کرد.

    بنابراین اگرچه نمی‌توان عامل اصلی حاشیه خشکی را نماتد مولد غده ریشه دانست، اما در تشدید اثرات شوری بر این عارضه مؤثر خواهد بود.

    رابطه بین ارقام پسته و حاشیه خشکی برگ

    بر اساس مطالعه گسترده‌ای که بیش از یک دهه در ارتباط با خصوصیات ارقام پسته و ارتباط آن‌ها با حاشیه خشکی طول کشید، مشخص شد که ارتباط بسیار معنی‌داری بین این عارضه و ارقام پسته وجود دارد.

    برخی ارقام تاکنون به این عارضه مبتلا نشدند؛ مانند ارقام برگ سیاه، عباسعلی، بادامی زرند و خنجری برخی ارقام مانند پسته گرمه، شاه‌پسند واکبری کمترین درصد ابتلا به حاشیه خشکی را نشان دادند. ارقامی که تقریباً در سطح استان، همه‌ساله و در شرایط برگ سیاه، عباسعلی، بادامی زرند و خنجری برخی ارقام مانند پسته گرمه,شاه‌پسند واکبری کمترین حد درصد ابتلا به حاشیه خشکی را نشان دادند.

    ارقامی که تقریباً در سطح استان,همه‌ساله و در شرایط متفاوت به این عارضه دچار شدند عبارت‌اند از فندقی، اوحدی و کله قوچی، در سه رقم بادامی (ردیف سمت راست) و فندقی و کله قوچی (سمت چپ) بافاصله ردیف 6 متر باهمدیگر مقایسه شدند و در شرایطی که مدیریت کاملاً یکسان و یکنواختی به لحاظ تغذیه، آبیاری اعمال‌شده است، اما در ردیف سمت راست که رقم آن بادامی است، تقریباً هیچ نشانه‌ای از حاشیه خشکی مشاهده نمی‌شود، ولی در ردیف سمت چپ این عارضه روی هر دو رقم کاملاً مشهود است.

    رابطه رقم با این عارضه واضح‌تر نشان داده‌شده است. درختانی که علائم خشکیدگی را نشان می‌دهند، فندقی بوده و درختان سبز بادامی سفید فیض‌آباد می‌باشند.

    رابطه بین پایه‌های پسته و شوری

    پسته ازجمله گیاهانی است که به دلیل گرده‌افشانی آزاد و بالا بودن درجه هتروزیگوتی در بذور آن، به‌منظور تولید محصول مناسب و باکیفیت، پس از کاشت بذر، باید ارقام مناسب روی آن پیوند شود.

    در ایران عمدتاً از ارقام متعلق به گونه : P . vera به‌عنوان پایه استفاده می‌شود. پس از رسیدن به مرحله پیوند، رقم سازگار به منطقه، روی آن پیوند می‌شود.

    همان‌طور که اشاره شد یکی از دلایل اصلی بروز عارضه خشکیدگی حاشیه برگ درخت پسته، افزایش شوری آب‌وخاک است.

    برای کاهش اثرات شوری و درنتیجه تقلیل شدت عارضه سوختگی حاشیه برگ، می‌توان از پایه‌های مقاوم به شوری استفاده کرد؛ زیرا این کار نسبت به سایر اصول احداث باغ پسته، کم‌هزینه‌تر و کاربردی‌تر است.

    بنابراین انتخاب پایه مقاوم به شوری، باید در اولویت مدیریت احداث باغ پسته قرار گیرد. در بررسی‌های انجام‌شده در ارتباط با شوری مشخص شد که در پاره‌ای موارد، نتایج فعالیت‌های انجام‌شده حتی در ارتباط با یک رقم خاص، متفاوت و متناقض است که برای آن دو دلیل عمده می‌توان تصور کرد:

    اول اینکه برخی از پژوهش‌های انجام‌شده در شرایط گلخانه و کنترل‌شده است و درنتیجه ممکن است نتایج آن با فعالیت انجام‌شده در شرایط مزرعه کاملاً متفاوت باشد و نکته دوم اینکه چون درجه تفرق صفات در بذور پسته بالا است، بنابراین ممکن است بذور تهیه‌شده از یک رقم (که پایه گرده دهنده آن‌ها یکسان نیست)، عکس‌العمل متفاوتی به شوری داشته و این کاملاً طبیعی است.

    آنچه مهم است اینکه برخی ارقام، چه به‌عنوان پایه و چه به‌عنوان پیوندک، در شرایط مزرعه مقاومت بالایی به شوری دارند. به‌عنوان‌مثال، بر طبق پژوهش‌های صورت گرفته مشخص‌شده است که رقم بادامی نسبت به رقم فندقی در هر دو حالت پایه و پیوندک، به شوری مقاوم‌تر است.

    در هر منطقه‌ای از کشور، یک رقم خاص بیشتر به‌عنوان پایه موردتوجه قرارگرفته و استفاده می‌شود. شاید یکی از ناشناخته‌ترین برنامه‌های مدیریتی جهت احداث باغ در بین باغداران، انتخاب پایه مناسب باشد.

    عموم تولیدکنندگان شناخت درستی از پایه ندارند و بیشتر از ارقام بومی به‌عنوان پایه استفاده می‌شود.بر اساس مطالعات انجام‌شده تفاوت زیادی ازنظر مقاومت به شوری در بین ارقامی که به‌عنوان پایه مورداستفاده قرار می‌گیرند، وجود دارد.

    در شرایط کم‌آبی و پرآبی، پایه قزوینی نسبت به شوری حساس بوده و مقاوم‌ترین پایه در برابر شوری در شرایط پرآبی، رقم سرخسی است. درصورتی‌که مشکل کم‌آبیاری نیز وجود داشته باشد، از پایه بادامی زرند و سرخسی می‌توان استفاده نمود( محمدآبادی، 1377)، غلظت‌های مختلف شوری (کلرور سدیم) روی نهال‌های دو رقم بادامی و فندقی نشان داد که رشد قسمت هوایی در رقم فندقی، در شوری480 میکرو موس در سانتی‌متر و در رقم بادامی در شوری 1920 میکرو موس در سانتی‌متر متوقف می‌گردد. بنابراین رقم بادامی بسیار مقاوم‌تر ازرقم فندقی است.

    به‌طورکلی در رقم بادامی میزان تبخیر و تعرق کمتر از رقم فندقی است و این نشان‌دهنده توانایی بیشتر رقم بادامی در استفاده از رطوبت موجود در خاک دارد.( ابطحی، 1975 ، 1380 ,Parsa). در یک مطالعه دیگر مشخص شد که در بین سه رقم قزوینی، سرخسی و بادامی زرند در شرایط شوری سدیم کلراید، در برگ‌های رقم قزوینی، پرولین بیشتری انباشت می‌شود.و این به معنی مقاومت بیشتر رقم قزوینی در برابر شوری است (حکم‌آبادی، 1381).

    در بین چهار رقم بادامی، اکبری، فندقی و ممتاز که در معرض شوری‌های Cacl2، Nacl2 و Mgcl قرار گرفتند، دو رقم بادامی و فندقی، مقاومت بیشتری در برابر شوری نسبت به ارقام اکبری و ممتاز داشتند و رقم اکبری حساس‌ترین رقم به شوری Nacl بود( معین راد، 1379).

    در یک مطالعه مزرعه‌ای و به مدت چهار سال در ایستگاه تحقیقات پسته فیض‌آباد در شرایط شور (EC آب برابر 8500 میکرو موس) از شش رقم پسته بادامی فیض‌آباد، سرخسی، برگ سیاه، دانشمندی، کله قوچی واکبری به‌عنوان پایه و دو رقم اکبری و برگ سیاه به‌عنوان پیوندک استفاده گردید.

    رقم اکبری پیوند شده روی پایه بادامی فیض‌آباد نسبت به سایر پایه‌ها دارای بالاترین مقدار پتاسیم ( 1.56 درصد) بود. پایه کله قوچی با 198.7 پی پیام و پایه دانشمندی با 159.3پی پی ام به ترتیب دارای بیشترین و کمترین تأثیر در مقدار آهن برگ بودند.

    مقادیر عناصر مس، کلسیم و منگنز برگ در سطح 5 درصد بین پایه‌ها اختلاف معنی‌داری وجود داشت.

    رقم اکبری در هر دو مورد پایه و پیوندک دارای بیشترین مقدار کلسیم بود. درمجموع ارقام اکبری، برگ سیاه و بادامی فیض‌آباد به‌عنوان بهترین پایه‌ها در جذب عناصر غذایی معرفی شدند (شرافتی، 1390).

    نظر به اینکه شوری عامل اصلی خشکی حاشیه برگ در درختان پسته است،ارقامی که مقاومت بیشتری به شوری دارند، به‌طورقطع در کاهش عارضه خشکی حاشیه برگ نقش مهم‌تری دارند.

    رابطه بین پایه‌های پسته و مقامت به خشکی

    تنش خشکی کلیه فرآیندهای فیزیولوژیکی و بیوشیمیایی گیاهان را تو تأثیر قرار می‌دهد و موجب کاهش رشد، عملکرد و کیفیت محصول و در صورت تداوم تنش، موجب مرگ گیاه می‌شود.

    اگرچه مکانیسم تأثیر خشکی و شوری بر گیاه متفاوت است، اما اگر یکی از اثرات شوری کاهش پتانسیل آب و درنتیجه کاهش جذب آب توسط گیاه باشد، می‌توان گفت اثرات تنش خشکی و شوری تا حدود زیادی مشابه می‌باشند.

    زیرا یکی از اثرات تنش خشکی، بالا رفتن درصد املاح خاک می‌باشد که مشابه اثرات تنش شوری روی گیاه است. با توجه به اینکه در اکثر مناطق پسته خیز کشور، تنش خشکی حاکم است، لذا استفاده از پایه‌های مقاوم به خشکی یکی از راه‌های عملی مقابله با این تنش است.

    تأثیر سه دور آبیاری (1، 3 و 7 روز) و 5 سطح شوری آب آبیاری (0.5، 1.5، 2.5، 3.5و 4.5 دسی زیمنس بر متر) در شرایط گلخانه بر رشد و نیازهای آبی ارقام پسته فندقی و بادامی موردمطالعه قرار گرفت.

    نتایج نشان داد که میزان و شدت تعرق در واحد سطح برگ بادامی و فندقی در دور آبیاری 7 روز کاهش یافت و میزان تبخیر و تعرق واریته بادامی کمتر از فندقی بود(سپاس خواه، 1981:به نقل از سرچشمه پور، 1392).

    در یک مطالعه انجام‌شده بر روی دو رقم پسته قزوینی و بادامی ریز با چهار سطح خشکی (100، 75، 50 و 25 درصد ظرفیت مزرعه) مشخص گردید که رقم بادامی ریز نسبت به رقم قزوینی از رشد بهتری در شرایط تنش خشکی برخوردار است و ماده خشک بالاتری تولید نموده است.

    با توجه به تولید ماده خشک بیشتر، حفظ کلروفیل،سرعت فتوسنتز بیشتر و محتوی نسبی آب برگ بالاتر نسبت به رقم قزوینی در شرایط تنش خشکی مقاوم‌تر است (باقری، 2009 : به نقل از مالکی و همکاران،1393).

    در یک پژوهش انجام‌شده از بین سه‌پایه قزوینی، بادامی ریز زرند و هیبرید بین دو گونه ورا و آتلانتیکا، مشخص شد که بیشترین میزان سطح برگ، هیبرید بین تعداد برگ، ارتفاع ساقه، وزن‌تر و خشک اندام هوایی و کار آیی مصرف آب در پایه هیبرید بیشتر بود. درمجموع پایه هیبرید نسبت به پایه قزوینی به تنش خشکی مقاومت بیشتری دارد (مالکی، 1392).

    ارائه راهکارهای مناسب در جهت کاهش این عارضه

    همان‌طور که قبلاً اشاره شد به‌طورکلی دو نوع حاشیه خشکی وجود دارد که دریکی حاشیه برگ‌ها از حاشیه به رنگ قهوه‌ای کم‌رنگ خشک می‌شود و در سطح بسیار محدود گزارش‌شده است.

    دلیل اصلی بروز این نوع، کمبود شدید پتاسیم است؛ که حتی بخش زیادی از میوه‌ها نیز پوک می‌شوند. در نوع دیگر برگ‌ها از حاشیه و به رنگ سفید متمایل به کرمی و به شکل موجدار خشک می‌شود که بیشتر ناشی از مسمومیت نمک (بور، کلر و سدیم) است.

    با به‌کارگیری مجموعه‌ای از روش‌ها، می‌توان در سطح زیادی این عارضه را کنترل نمود:

     ۱- کاهش PH خاک

    کاربردی‌ترین ترکیبی که می‌تواند ضمن کاهش PH خاک در کاهش این عارضه مفید واقع شود، گچ‌خاک یا گچ آبدار قبل از ورود به کوره است.

    خوشبختانه معادن این گچ در بسیاری از نقاط استان پراکنده‌اند و استفاده از آن‌ها مجاز است. دو نکته مهم در استفاده از گچ، مقدار در هکتار و زمان استفاده است.

    استفاده از مواد آلی فرآوری شده و اسیدسولفوریک نیز از روش‌های مهم کاهش PH می‌باشند که قبلاً توضیح داده‌شده‌اند.

    ٢- اصلاح خاک

    اگرچه اصلاح خاک در سطح زیاد و به‌طور کامل میسر نیست، اما به‌کارگیری روش‌های مثل چاله کود و کانال کود می‌تواند به‌تدریج ریشه‌دار محیطی مناسب برای رشد و جذب عناصر غذایی نماید. به‌این‌ترتیب ضمن کاهش PHخاک، سمیت برخی عناصر مانند سدیم کاهش‌یافته و کمبود عناصر مهمی مانند کلسیم و پتاسیم برطرف خواهد شد. دراین‌ارتباط باید گفت که استفاده از گچ نقش مهمی در کاهش این عارضه دارد.

    ٣- محلول‌پاشی عناصر غذایی

    نظر به اینکه مهم‌ترین مشکل خاک‌های با PH بالا، کاهش جذب عناصر مهمی نظیر پتاسیم، فسفر، کلسیم و روی است، می‌توان با استفاده از ترکیبات غذایی مناسب و از طریق تغذیه برگی به‌منظور جبران بخشی از نیازهای غذایی پسته اقدام نمود.

    بر اساس تجربیات به‌دست‌آمده توسط نگارنده، از اولین روزهای پس از پایان گرده‌افشانی و شروع تشکیل میوه، می‌توان برنامه محلول‌پاشی را آغاز نمود. اردیبهشت‌ماه برای بسیاری از مناطق پسته‌کاری فصل مناسب محلول‌پاشی است.

    ٤- استفاده از ترکیبات هیومیکی

    نظر به اینکه درصد مواد آلی خاک در تمام باغات پسته بسیار کمتر از مطلوب می‌باشد و به دلیل بالا بودن ظرفیت تبادل کاتیونی مواد آلى استفاده، هم‌زمان از کودهای شیمیایی و مواد آلی فرآوری شده مانند ترکیبات هیومیک همراه با آبیاری، زمینه کار آیی بیشتر عناصر غذایی را فراهم می‌نماید و در عارضه حاشیه خشکی بسیار مؤثر است.

    5- اصلاح ارقام حساس به عارضه حاشیه خشکی

    بخش زیادی از سطح زیر کشت باغات پسته خراسان متعلق به ارقام فندقی، کله قوچی و اوحدی است و همان‌طور که قبلاً توضیح داده شد، این سه رقم حساس‌ترین به عارضه حاشیه خشکی می‌باشند. اکثر این باغات بیش از 15 سال سن دارند و جایگزینی رقم مناسب به‌جای آن‌ها برای باغداران کار مشکلی به‌حساب می‌آید.

    بر اساس اقدامات انجام‌شده و نتایجی که از آن‌ها در جهت اصلاح ارقام گرفته‌شده است می‌توان گفت که اگرچه پس از اصلاح و جایگزینی رقم مناسب، برای 2 تا 3 سال درخت از باردهی خارج می‌شود؛ اما چنانچه در انتخاب ارقام جایگزین، دقت شود، در مدت کوتاهی خواهد توانست کاهش تولید را جبران نماید.

    عارضه خشکیدگی لکه‌ای برگ درختان پسته

     این عارضه به دو شکل در برخی ارقام پسته مشاهده‌شده است:

    1.  در یک نوع تعداد لکه‌های خشک‌شده محدود است اما اندازه آن‌ها بزرگ می‌باشد. در حالت شدید، ممکن است تمام برگ را فراگرفته و برگ خشک شود. این عارضه بیشتر در برگ‌های حاصل از رشد تیرماهی و عمدتاً در رقم برگ سیاه مشاهده‌شده است. نتایج آنالیز برگ درختان مبتلابه این خشکیدگی نشان داد که مقدار عناصر پتاسیم، کلسیم و منیزیم کمتر از حد مطلوب است و مقدار عنصر کلر بیشتر از قابل‌قبول برای برگ پسته می‌باشد.
    2. در نوع دوم سوختگی به‌صورت لکه‌ای، برک از حاشیه خشک می‌شود و به‌تدریج بزرگ‌تر شده و به هم متصل می‌شوند. این نوع خشکیدگی تاکنون فقط در رقم فندقی مشاهده‌شده است نتایج آنالیز برگ مبتلابه این عارضه مطابق جدول ۵ نشان می‌دهد که مقدار پتاس و روی برگ پایین‌تر و میزان عنصر منگنز بالاتر از حد مطلوب است؛ ضمن آنکه سدیم به نظرم بخشی از کمبود پتاسیم برگ، توسط عنصر سدیم جایگزین شده است. همانا که برای رفع این عارضه، باید بلافاصله پس از مشاهده این عارضه، با ایجاد طشتک بزرگ در اطراف درخت، حداقل دو بار آبیاری سنگین انجام شود. استفاده از گچ‌خاک به مقدار ۱۰۰ کیلوگرم به همراه ترکیب هیومیک به نسبت دو در هزار برای هر درخت در بهبود این عارضه بسیار مفید خواهد بود.

    آنالیز برگ مبتلا به سوختگی لکهای نوع 1

    جدول 5 2

    منبع:کاشت پسته در اراضی شور 

    مولف:مهندس عبدالحمید شرافتی

     

    برای عضویت در کانال تلگرام، اینستاگرام و آپارات پسته رفسنجان بر روی تصاویر زیر کلیک کنید:

    [products limit=”12″ columns=”6″ category=”کود”]

  • آفات و بیماری های زنجبیل

    آفات و بیماری های زنجبیل

    آفات و بیماری های زنجبیل

    همان گونه که ذکر شد، زنجبیل یک گیاه علفی بوده و آفات و بیماری های مختلفی دارد که موجب کاهش عملکرد شده و در هر فصل خسارات بالایی را به پرورش دهندگان زنجبیل وارد می کند.

    اغلب کشاورزان وقوع ۱۰٪ ضایعات را قابل قبول می دانند، اما در بعضی مواقع ممکن است این میزان به بیش از ۸۰ برسد، که در این صورت موجب وارد آمدن زیان شدید به محصول می شود. ضایعات در اوایل برداشت کم هستند، اما با رسیدگی محصول و باقی ماندن آن در زمین افزایش می یابند.

    زنجبیل گیاه آسیب پذیری بوده و در معرض تعدادی از بیماری های پس از برداشت نیز می باشد که اغلب این بیماری ها در ارتباط با آسیب بافت ریزوم ها در طی برداشت و اعمال ناصحیح پس از آن می باشد.

    این آسیب ها را می توان با اعمال مناسب و صحیح برداشت و پس از آن، شستشوی مناسب و ترمیم ریزوم ها پس از شستشو برای تحریک بهبود زخم، کاربرد قارچکش های پس از برداشت و انبار کردن ریزوم ها در دمای ۱۲/۵ درجه سانتیگراد و رطوبت نسبی ۷۵-۷۰٪ کاهش داد.

    در این بخش به بررسی آفات و بیماری های تهدید کننده زنجبیل پرداخته می شود. بعضی از بیماری  های رایج زنجبیل شامل پوسیدگی زرد فوزاریومی می باشد که بیماری قارچی است که موجب پوسیدگی ریزوم های بذری پس از کاشت می شود. علائم این بیماری شامل زرد وخشک شدن و کوتاه شدن برگ ها و پوسیدگی ریزوم هاست.

    بیماری دیگر که موجب آسیب به ریشه و ریزوم می شود، نماتد مولد غده ریشه و پیتیوم است. پیتیوم در مناطق گرم و مرطوبای هند و چین بوجود می آید و در سال های اخیر مسئله مهمی برای پرورش دهندگان زنجبیل شده است. بیماری های با رواج کمتر مثل پوسیدگی نرم باکتریایی که توسط اروینیا ایجاد می شود و آرمیلاریا نیز به زنجبیل آسیب می زنند.

    آفات و بیماری های زنجبیل

    بیماری های مهم گیاه زنجبیل

    پوسیدگی نرم (توسط Ralstonia solanacearum Fusarium )

    پژمردگی باکتریایی ( توسط Pythaium aphanidermatite )،

    زردی ( توسط oxysportant )،

    لکه برگی ( Philosticta zingiberi )

    و پوسیدگی خشک ( توسط Pratylenchus coffeaema )

    و پوسیدگی های انباری که موجب ضایعات اقتصادی می شوند.

    بیماری های مهم گیاه زنجبیل

    آفات مهم زنجبیل

    کرم طوقه بر(cutwor)، هلیوتیس( heliothis )و ( symphilids ) که مستقیما زنجبیل را پس از کاشت مورد حمله قرار می دهند. سوسک سیاه آفریقایی آفت کمتر رایجی است که معمولا در طی اوایل رشد گیاه را تحت تاثیر قرار می دهد. همچنین می توان به نماتد ریشه زنجبیل ( Meliodogyne incognita1 ) نیز اشاره کرد.

    پرورش دهندگان تجاری زنجبیل از مواد شیمیایی برای ایجاد اختلال در چرخه رشد آفات و بیماری ها استفاده می کنند. متام به عنوان تدخین کننده عمومی و اتیلن دی برومایده بدین منظور استفاده می شود که امروزه به علت تاثیرات مخرب زیست محیطی کمتر استفاده می شود.

    امروزه تیمار آب گرم بهترین روش برای کنترل نماند در ریزوم های بذری است. تناوب کشت، تکنیکی است که توسط بعضی پرورش دهندگان زنجبیل برای بازیابی و بهبود خاک با جلوگیری از ادامه یافتن سیکل تولید با شکستن سیکل بیماری ها و آفات است. 

    آفات مهم زنجبیل

    بیماری های قارچی زنجبیل

    پوسیدگی نرم زنجبیل

    این بیماری که پوسیدگی ریزوم یا پوسیدگی پی تیوم نیز گفته می شود، جزو بیماری های خاکزاد به شمار می رود و توسط گونه های مختلف پیتیوم در طی تمام مراحل رشد زنجبیل بوجود می آید. این بیماری در حد وسیعی موجب کاهش عملکرد در مزرعه، انبار و بازار فروش حتی تا ۵۰% می شود.

    جوانه ها، ریشه ها، ریزوم های در حال رشد و ناحیه طوقه نقاط مهم مستعد آلودگی هستند. استفاده از ریزوم های بذری آلوده در زمان کاشت، به علت پوسیدگی جوانه ها، عدم جوانه زنی را در پی خواهد داشت. از جمله روش های کنترل بیماری، انتخابریزوم های سالم، کشت روی پشته های باریک، مالچ دهی، ضد عفونی خاک، زنبور تریکودرما و سایر روش های کنترل شیمیایی و کنترل بیولوژیکی می باشد.

    علائم در ابتدا به صورت لکه های آب جذب کرده در ناحيه طوقه می باشد. این لکه ها بزرگ شده و این قسمت از گیاه، نرم و آبکی شده و سپس می پوسد. در گیاهان بالغ، آلودگی منجر به زرد شدن برگ ها می شود. آلودگی شدید می تواند منجر به از بین رفتن کل محصول شود.

    بیماری های قارچی زنجبیل

    آرمیلاریا

    بیماری ریشه آرمیلاریا که به آن پوسیدگی بند کفشی نیز می گویند. این قارج پارازیت عمومی درختان جنگلی بوده و موجب زرد شدن ساقه (بسیار مشابه علائم فوزاریوم) می گردد. در مناطق آلوده می توان نوارهای سیاه و سفید روی ریزوم را مشاهده نمود. برای جلوگیری از گسترش آلودگی تمام ریشه ها و ریزوم های آلوده قبل از کشت در مزرعه جدید باید حذف شوند.

    بیماری پوسیدگی اسکلروتیومی زنجبیل

    پوسیدگی اسکلروتیومی توسط قارچ( Sclerotium rolfsii ) ایجاد می شود. در طول دوره رسیدگی محصول (آذر-دی) زرد شدن و خشک شدن برگ ها مشاهده می شود. بر روی ریزومهای رشد میسیلیوم های سفید قارچ و تشکیل اندام های اسکلروتیومی قابل مشاهده است.

    بیماری  زردی زنجبیل

    این بیماری به صورت پوسیدگی شدید فوزاریومی می باشد که روی ساقه بوجود آمده، و اغلب باعث از بین رفتن کل محصول می شود. عامل آن، گونه های قارچ فوزاریوم و اغلب (.Foxysporum f . sp . zingiberi ) بوده و علائم این بیماری بر روی برگ ها، به صورت زردی در حاشیه های پایین تر برگ ها ایجاد می شود که به تدریج به داخل برگ گسترش می یابد.

    در ابتدا برگ های پیرتر می ریزند و به دنبال آن برگ های جوان یکی یکی ریزش می کنند. قسمت انتهای گياه نرم و آبکی شده و شاخه به راحتی از ریزوم مادر جدا می شود، بر روی ریزوم ها معمولا لکه هایی به رنگ کرم یا قهوه ای پدید آمده و ریزوم ها چروکیده می شوند.

    در نهایت ریشه ها پوسیده شده، و در مراحل پایانی تنها بافت فیبری درون ریزوم باقی می ماند. بافت های قارچی سفید رنگ بر سطح ریزوم های انبار شده نیز می تواند رشد کند. کنترل آن از طریق شیمیایی و بیولوژیکی صورت می گیرد.

    بیماری لکه برگی زنجبیل

    عمدتا توسط قارچ ( Phyllosticta zingiberi ) به وجود آمده و بصورت لکه های بیضی تا کشیده، به اندازه ۱ تا ۱۰ میلیمتر ×۰/۵ تا ۴ میلیمتر بر روی برگ های جوانتر مشاهده می شود. لکه ها در مرکز ظاهر شده و حاشیه های قهوه ای تیره دارند که توسط هاله های متمایل به زرد احاطه شده اند.

    به تدریج اندازه آن ها افزایش یافته و تبدیل به زخم های بزرگتر می شوند و در نهایت برگ ها باریک و بدشکل شده و خشک می شوند. برای کنترل آن رعایت اصول کشت و پرورش سالم، سایه دهی، تیمارهای شیمیایی و استفاده از ارقام مقاوم توصیه می گردد.

    تیمارهای شیمیایی شامل محلول پاشی ترکیب بوراکس ۱% و مانکوزب ۰/۲%می باشد. نوع دیگری بیماری لکه برگی توسط( Helminthosporium ) به وجود می آید که طی فصل باران و به فرم لکه های بیضی به قطر ۵-۴× ۳-۲ میلی متر بر روی برگ ها در هر دو سطح برگ پخش می شوند و سپس اندازه آن ها بزرگ می شود. لکه ها در نهایت در منطقه مرکزی به رنگ کاهی که توسط حلقه قهوه ای رنگی با منطقه متمایل به زرد احاطه شده است، در می آیند.

     بیماری پوسیدگی مرطوب زنجبیل

    این بیماری توسط ( Fusarium solani ) ایجاد می شود. برگ های گیاهان آلوده زرد شده و پژمرده و خشک می شوند، اما بر روی گیاه باقی می مانند. ریزوم های آلوده ظاهری نرم و آبکی به خود می گیرند. ساقه هوایی به آسانی از ریزوم مادر جدا می شود. سیستم آوندی ریزوم های آلوده به رنگ کرمی در آمده و دچار پوسیدگی کوتیکول می شود.

    بیماری  کپک آبی زنجبیل

    این بیماری جزو بیماری های پس از برداشت زنجبیل بوده و عامل ایجاد کننده آن قارچ اپنیسیلیوم می باشد. کپک آبی عموما در شرایط کندانسه شدن رطوبت بر سطح ریزوم یا انبار کردن در رطوبت بالا (بیش از ۹۵) بروز می یابد. بافت پوسیده، قهوه ای کمرنگ تا تیره بوده و ممکن است سفت یا نرم باشد و به تدریج قسمت های سطحی و درونی ریزوم را فرا می گیرد.

    بیماری پوسیدگی خشک زنجبیل

    از جمله بیماری های مهم دیگر پس از برداشت زنجبیل بوده و توسط قارچ فوزاریوم بوجود آمد و علائم آن عبارت است از لکه های آبکی خشکی و علائم آن عبارت است اره های اپی خشک بی رنگ روی سطح ریزوم و دارای خاشی قهوه ای رنگ.

    به تدریج قارچ به درون ریزوم نفوذ کرده و آن را چروکیده، قهوه ای و خشک می کند. در مناطق مرطوب، سطح ریزوم با لایه ضخیمی از کپک سفید پوشیده می شود.

    Watery Rot

    علائم این بیماری پس از برداشت که توسط قارچ ریزوپوس به وجود می آید، شامل پوسیدگی نرم آبکی است که به سرعت در یک هفته به درون ریزوم نفوذ می کند.

    بافت آلوده نرم و قهوه ای شده و در شرایط مرطوب به سرعت پوشش کپکی سفیدی بر روی آن تشکیل می شود. این پوسیدگی نهایتا به قسمت های دیگر نیز منتقل می شود. قارچکش بوتران قبل از بسته بندی می تواند پوسیدگی آبکی را طی انتقال تا محل فروش کاهش دهد.

    بیماری پوسیدگی ریزوم زنجبیل

    پوسیدگی ریزوم در طی انبارداری و انتقال، می تواند مشکلات زیادی در امر صادرات زنجبیل ایجاد کند. در طول دوره انبارداری و طی ۴-۳ هفته، ریزوم ها ممکن است بیش از ۵۰ %ریزوم ها دچار پوسیدگی کامل شوند. در مناطق مختلف دنیا، قارچ های مختلفی مسئول ایجاد پوسیدگی می باشند

     بیماری های باکتریایی زنجبیل

    بیماری پژمردگی باکتریایی زنجبیل

    این بیماری توسط( Ralstonia solanacearum ) ایجاد می شود و جزو بیماری های بذر زاد و خاکزاد می باشد. تکه ها یا رگه های آبگزیده بر روی محل طوقه ساقه کاذب مشاهده می شود. سپس برگها سست شده به رنگ برنزه مایل به زرد در می آید. برگ ها پیچیده شده و کل گیاه خشک می شود.

    ساقه ها به راحتی از زمین کنده می شوند. اعمال زراعی انجام شده برای بیماری پوسیدگی نرم، در کنترل این بیماری نیز توصیه می شود. ریزوم های بذری قبل از کاشت باید با استرپتوسایکلین با غلظت ۲۰۰ میلی گرم در لیتر به مدت ۳۰ دقیقه تیمار شده و سپس در سایه خشک شوند. در صورت مشاهده این بیماری، بلافاصله باید زمین را با مخلوط بوراکس ۱% یا اکسی کلرید مس ۰/۲%آغشته کرد.

    بیماری پوسیدگی نرم باکتریایی زنجبیل

    عموما جزو آفات انباری بوده و توسط (.Erwinia sp ) ایجاد می شود. این باکتری در این خاک ها وجود دارد، اما در مناطق با بارندگی فراوان و عدم زهکشی مناسب خاک (غرقاب) بیشتر رخ می دهد. باکتری اروینیا موجب وارد آمدن آسیب شدیدی به ریزوم ها در بعضی مزارع م شود، البته با رعایت احتیاط، شدت آسیب کاهش می یابد. نرم شدن بافت ریزوم با تولید بوی شدید همراه بوده و نهایتا ریزوم به طور کامل از بین می رود.

    تفاوت پوسیدگی نرم باکتریایی با سایر پوسیدگی های ریزومی در تولید همین بوی نامطبوع است. انجام زهکشی مناسب برای مقابله با این بیماری ضروری به نظر می رسد. از آنجا که وجود شکاف روی ساقه گسترش آلودگی را سرعت می بخشد، برداشت ریزوم بذری نباید قبل از خشک شدن طبیعی اندام هوایی انجام شود.

    بهتر است پس از خشک شدن اندام های هوایی، برداشت صورت گرفته و در کیسه ها یا جعبه های تمیز، در محل خشک و دارای تهویه مناسب نگهداری شوند.

    بیماری های ویروسی زنجبیل

    ویروس موزائیک زنجبيل

    علائم آن به صورت لکه های موزائیکی زرد و سبز تیره بر روی برگ ها نمایان می شود و گیاه از رشد باز می ماند. این ویروس در زنجبیل موجب ایجاد خطوط مارپیچی به قطر ۲۳ تا ۳۸ نانومتر می شود و توسط شیره گیاهان متفاوت انتقال می یابد..

    نماتد ریشه زنجبیل

    گیاهان آلوده به نماند علائم کلروز و توقف در رویش نشان می دهند. همچنین گال های کوچکی بر روی ریشه های گیاهان آلوده تشکیل می شود، که این گال ها دارای ساختار شبیه دانه های تسبیح هستند، گال ها به صورت متوالی روی ریشه دیده می شوند. عامل ایجاد این بیماری( Meloidogyne Grenaria )می باشد.

    مهم ترین آفات زنجبیل

    ساقه خوار و شپشک ریزوم دو افت عمده زنجبیل می باشند.

    مهم ترین آفات زنجبیل

    آفت ساقه خوار زنجبیل

    آفت عمده زنجبیل به ویژه در هند می باشد، اما اطلاعات کمی از آن در دسترس است. این آفت گسترش وسعی در آسیا، آفریقا، آمریکا و استرالیا دارد اما اطلاعات صحیح و ثبت شده ای از آن در مورد زنجبیل ناچیز است.

    لارو این آفت، ساقه هوایی را سوراخ کرده و بر روی شاخه در حال رشد گیاهان زنجبیل تغذیه می کند و در نهایت ساقه های آلوده شده زرد و خاک می شوند. وجود سوراخ هایی بر روی ساقه های هوایی که لارو از آن خارج شده و شاخه مرکزی سفید رنگ، علامت مشخصه آلودگی به این آفت است. این آفت با روش های مختلف شیمیایی بیولوژیکی، مدیریت تلفیقی و فرومون های جنسی کنترل می شود.

    شپشک ریزوم زنجبیل

    این آفت عمدتا در مناطق گرمسیری آسیا، آفریقا و آمریکای مرکزی گسترش دارد. این آفت، ریزوم زنجبیل را در مزرعه و انبار آلوده می کند. در مزرعه معمولا در مراحل نهایی رشد محصول دیده می شود و در صورت آلودگی شدید گیاهان سفید و خشک می شوند. در انبار، آلودگی آفت منجر به چروکیده شدن جوانه ها و ریزوم ها می گردد و کاهش عملکرد شدیدی را به دنبال دارد

     کرم طوقه بر زنجبیل

    این آفت پس از کاشت بر روی گیاه مشاهده شده و شاخه های اولیه در محل اطراف طوقه و حتی برگ اول گیاه را می خورد. تغذیه آن ها در شب انجام می شود و لاروها را می توان در طول روز در سطح زمین نزدیک انتهای شاخه مشاهده کرد. طول لاروها به بیش از ۴۰ میلیمتر، به رنگ خاکستری، قهوه ای یا صورتی بوده و موقع از بین رفتن می پیچند. محلول پاشی حشره کش ها به محض مشاهده و به ویژه بعد از ظهر باید صورت گیرد.

    Heliothis

    لارو ( Caiel ) به طول بیش از ۴۰ میلیمتر، به رنگ قهوه ای-صورتی تا سبز روشن باتعدادی لکه های تیره یا نوارهایی در طول بدن، شاخه های جوان را در سطح زمین می خورد. برای کنترل آن حتما باید از حشره کش های ثبت شده استفاده کرد.

    سوسک سیاه آفریقایی

    این سوسک ها ساقه های زنجبیل را تقریبا از تقریبا از ۵ سانتیمتری سطح زمین می جوند و باعث  نابودی گیاه می شوند. سوسک های جوان قهوه ای  تیره بوده و تقریبا به طول ۱۲ میلیمتر میباشند.

    با مشاهده اولین آسیب باید محلولپاشی حشره کش ها به ویژه در اوایل بعد از ظهر صورت گیرد. برای تهیه محلول حشره کش باید از میزان آب زیادی استفاده کرد به طوری که خاک پر عمق ۵ سانتیمتری مرطوب شود. از سایر آفات زنجبیل حشرات ریز شامل تغذیه کننده های شیره، برگ و ریزوم می باشند.

    حشراتی که موجب آلودگی زنجبیل خشک می شوند، عمدتا متعلق به کولئوپترا ۱ ( راسته سخت بال پوشان ) و لپیدو پترا ۲ ( راسته بال پولک داران ) و انواع سوسکها می باشند.

    از جمله ناهنجاری های پس از برداشت زنجبیل در انبار می توان به جوانه زدن ریزوم ها در انبار و آسیب سرمازدگی (کمتر از ۱۲ درجه سانتیگراد) آنها اشاره کرد.

    منبع:

    راهنمای کاربردی پرورش زنجبیل ( سعیده علیزاده سالطه )

    برای مشاهده اخبار روز صنعت پسته و مطالب مفید کشاورزی و پسته به کانال پسته رفسنجان بپیوندید 

    برای عضویت در کانال بر روی تصویر زیر کلیک کنید:

    Convicted Stock Exchange Channel Directors 1

  • انواع گیاه زنجبیل و بهترین محل کاشت آن

    انواع گیاه زنجبیل و بهترین محل کاشت آن

    انواع زنجبیل و بهترین محل کاشت آن

    در سال های اخیر با توجه به تاثیرات مفید گیاهان دارویی و ادویه ای ( گیاه زنجبیل )، استفاده از آن ها به تدریج در کشورهای در حال توسعه رو به افزایش است. تخمین زده می شود که در حال حاضر حدود ٪۸۰ مردم جهان بر گیاهان به عنوان داروهای مورد نیاز بدن، تاکید و باور دارند.

    درمان با گیاهان دارویی در اروپا رواج زیادی دارد و از بین کشورهای اروپایی،آلمان بیشترین سهم را دارد ۴۹ ٪، ایتالیا، فرانسه و انگلستان هر کدام  ٪۱۰، اسپانیا، هلند، بلژیک هر کدام ٪۲ و بقیه ٪۱۵. سایر قسمت های اروپا را تشکیل می دهد. حدود یک سوم بزرگسالان آمریکا، داروهای گیاهی استفاده می کنند. هاوایی تنها ایالت آمریکاست که به صورت تجاری زنجبیل تولید می کند و در سال ۲۰۰۲ به میزان ۶۵۴۵ تن زنجبیل تازه تولید کرد.

    گیاه زنجبیل به روش های مختلفی به نقاط مختلف جهان صادر می شود که عمدتا به صورت فرآوری شده، شامل زنجبیل خشک (جهت استفاده به عنوان ادویه، طعم دهنده، صنایع آبنبات و صنعت شیرینی سازی) و اسانس و اولئورزین زنجبیل (به دلیل عطر و طعم و خصوصیات دارویی) می باشد.

    استرالیا، چین، فیجی و تایلند مهمترین فرآوری کننده ها و صادر کننده های گیاه زنجبیل برای صنایع و تهیه اسانس می باشند. انگلستان، آمریکا و عربستان سعودی نیز سه کشور عمده وارد کننده زنجبیل به شکل فرآوری شده می باشند.

    به طور کلی چین و هند دو کشور عمده تولید کننده گیاه زنجبیل در جهان می باشند. چین با افزایش ۱۰۰۰۰۰ تن صادرات زنجبیل در هر سال از سال ۲۰۰۰ مهمترین صادر کننده زنجبیل در جهان به شمار می رود.

    که در سال های اخیر با صادرات بیش از ۲۴۰ هزار تن زنجبیل در سال ۲۰۰۵، بطور معنی داری افزایش یافته است. میزان صادرات گیاه زنجبیل از هند در سال ۰۹-۲۰۰۸، ۳۲۲۹۷۰ تن بوده است که نسبت به ۱۰ سال گذشته (۹۹–۱۹۹۸)، که ۸۶۸۳ تن بوده است، افزایش چشمگیری داشته است. صادرات از کشورهای تایلند، اندونزی، نپال، اتیوپی و برزیل نیز در سال های اخیر افزایش قابل توجهی داشته است.

    ۱۰ کشور عمده وارد کننده گیاه  زنجبیل از هند در سال ۲۰۰۹ عبارتند از: آمریکا، بنگلادش، انگلیس، اسپانیا، مراکش، عربستان سعودی، آلمان، استرالیا، هلند و جمهوری یمن.

    در کل جهان، ژاپن عمده ترین وارد کننده این گیاه با افزایش ۹۰۰۰۰ تن هر ساله در واردات این محصول از سال ۱۹۹۹ می باشد. سایر وارد کننده های مهم آمریکا و مالزی هر کدام با افزایش ۲۰۰۰۰ تن زنجبیل از سال ۲۰۰۵ می باشند.

    انواع زنجبیل و بهترین محل کاشت آن

     ارقام مهم زنجبیل

    به دلیل عقیم بودن گل ها و عدم تشکیل بذر، تکثير این گیاه به روش رویشی و از طریق ریزوم ها صورت می گیرد، از این رو اصلاح گیاه و دستیابی به ارقام جدید امری مشکل به نظر می رسد. لذا انتخاب و استفاده از ارقام محلی و بومی مناسب و سازگار به منطقه کشت، ضروری می باشد.

    تمام این ارقام بومی انتخاب شده، و به مدت زیاد تحت شرایط مزرعه کشت و کار و اهلی می شوند. این ارقام عمدتا دارای قدرت سازگاری، عملکرد بالا، کیفیت بهتر و ارزش استفاده یکسان هستند. ارقام محلی عمدتا بر اساس مبدا، رنگ ریزوم یا جوانه یا سایر خصوصیات مورفولوژیکی نامگذاری می شوند.

    چین دارای غنی ترین تنوع ژنتیکی گیاه زنجبیل با ارقام و اکوتیپ های زیادی است. بعضی از ارقام عمده و مناسب زنجبیل که در چین مورد کشت و کار قرار می گیرند، عبارتند از:

    ، Sparse-Ringed Big Fleshy Ginger ، Laiwu Big Ginger ، Laiwu Slice Ginger ، Yellow-Claw Ginger ، Red-Claw Ginger Dense-Ringed Delicate Fleshy Ginger Laifeng Ginger. Fuzhou Ginger . Xingguo Ginger Tongling White Ginger

    قبل از تقسیم بندی ارقام گیاه  زنجبیل لازم است درباره تقسیم بندی راویندران و همکارانش که در سال ۲۰۰۵ ارائه کرده اند، توضیح مختصری داده شود. ریزوم زنجبیل به صورت سیمپودیال می باشد و پس از کشت قطعه ریزوم دارای جوانه در محل کشت، این جوانه انتهایی رشد کرده و تبدیل به تیلر اصلی یا تیلر مادر می شود.

    که این تیلر بعد از رشد تبدیل به ریزوم جدیدی می شود که آن را ریزوم مادر می گویند. ریزوم مادر از هر طرف رشد کرده و تیلرهای اولیه را به وجود می آورد که این تیلرهای اولیه پس از رشد و بزرگ شدن، تبدیل به فینگر های اولیه می شوند.

    جوانه های روی این فینگرهای اولیه، تیلرهای ثانویه را به وجود می اورند که پس از رشد تبدیل به فینگرهای ثانویه می شود و به همین ترتیب ریزوم زنجبیل گسترش می یابد.

    ارقام مهم زنجبیل

    ارقام زنجبیل بر اساس ویژگی های رشدی و مورفولوژیکی

    -تیپ کم تراکم:

    گیاهان بلند، پر رشد و عموما با ارتفاع ۹۰-۸۰ سانتیمتر، برگ ها بزرگ و ضخیم، به رنگ سبز تیره بوده و دارای ریزوم های جدید ضخیم و قوی می باشند. این گروه، تیلر های کمی نسبت به تیپ پرتراکم دارند (معمولا ۱۲-۸ عدد) و کم پشت و بزرگ هستند. ریزوم های این گروه بطور مشخص بزرگتر بوده، فینگر های کمتر اما ضخیم تر و میانگره های طولانی دارند. زنجبیل های موجود در این گروه، عملکرد و کیفیت بالایی دارند.

    -تیپ پرتراکم:

    ارتفاع متوسط (حدود ۸۰-۶۵ سانتیمتر)، قدرت رشد کم، اندازه کوچکتر گیاه، رنگ برگ ها سبز روشن، تعداد تیلرهای زیاد (معمولا ۱۵-۱۰ عدد)، شاخه های اولیه زیاد اما کوچکتر، گره های زیاد و میانگره های کوتاه جزو خصوصیات این تیپ می باشند.

     

    انواع دسته بندی زنجبیل

    دارویی -خوراکی

    این نوع می تواند برای هر دو منظور خوراکی و دارویی استفاده شود. اغلب ارقام پرورش یافته در چین به این گروه تعلق دارند.

    دارویی – فرآوری

    این گروه برای استفاده در صنعت فرآوری مناسب بوده و دارای میزان فيبر کمتر و آب بیشتر در ریزوم ها می باشند. ارقامی که دارای بافت خوشمزه، رنگ روشن، بسیار معطر و طعم تند ملایم تری هستند، در این دسته قرار می گیرند.

    زینتی

    به خاطر برگ ها و گل های زیبای نواری مورد توجه بوده و بیشتر در تایوان و جنوب شرقی آسیا مورد استفاده قرار می گیرند.

    انواع دسته بندی زنجبیل

    تقسیم بندی زنجبیل با شکل رنگ و آروما

    در اندونزی ریزوم ها بر اساس شکل، رنگ و آروما به سه تیپ تقسیم بندی می شوند؛

    -زنجبیل سفید بزرگ

    زنجبیل سفید بزرگ (Z , officinale var . Officinale) دارای ریزوم بزرگ، سفید مایل به زرد، به قطر ۸/۴۷ تا ۸/۵۰ سانتیمتر، عطر تند کمتر، ضخامت ریزوم ها از ۶/۲۰ تا ۱۱/۳۰ و طول ریزوم ها از ۱۵/۸۳ تا ۳۲/۷۵ سانتیمتر، رنگ برگ ها سبز روشن، دارای ساقه های سبز روشن و ریزوم حاوی اسانس ۰/۸۲ تا ۲/۸ % می باشند.

    -زنجبیل سفید کوچک

    زنجبیل سفید کوچک (Z . officinale var . Annarum) با ریزوم های کوچکتر نسبت به دسته قبل، دارای عطر تند، کرمی با قطر ۳/۲۷ تا ۴/۰۵ سانتیمتر، ضخامت ریزوم ها از ۶/۳۸ تا ۱۱/۱۰ و طول ریزوم ها از ۶/۱۳ تا ۳۱/۷۰ سانتیمتر، رنگ برگ سبز روشن، ساقه ها سبز روشن، دارای اسانس به میزان ۱/۵۰ تا ۳/۵۰.

    -زنجبیل قرمز

    زنجبیل قرمز کوچک 3 (Z . officanale var . Rubrum) با ریزوم های کوچک، نارنجی تا قرمز رنگ، عطر بسیار بالا (دارای رنگ بیشتر و طعم تندتری نسبت به زنجبیل معمولی)، با قطر

    ۴/۲۰ تا ۴/۲۶ سانتیمتر، ارتفاع ریزوم از ۵/۲۶ تا ۱۰/۴۰ و طول ریزوم از ۱۲/۳۳ تا ۱۲/۶۰ سانتیمتر، رنگ برگ سبز روشن، ساقه ها سبز مایل به قرمز با میزان اسانس ۲/۵۸ تا ۳/۹۰% می باشند.

    میزان تولید ارقام زنجبیل سفید کوچک ۱۶ تن در هکتار با میزان اسانس ۱/۷ تا ۳/۸ ٪ و میزان ولئورزین ۲/۳۹ تا ۸/۸۷ می باشد. در حالی که پتانسیل میزان تولید زنجبیل قرمز ۲۲ تن در هکتار با میزان اسانس ۳/۲ تا ۳/۶٪ و میزان اولئورزین ۵/۸۶ تا ۶/۳۶٪ است.

    بین این ارقام از نظر میزان اسانس و ترکیبات تشکیل دهنده آن تفاوتهایی دیده می شود، میزان اسانس رقم قرمز بیشتر از سایر ارقام است. در حالی که رقم زنجبیل بزرگ سفید که به عنوان زنجبیل تازه (سبز) مورد استفاده قرار می گیرد، دارای کمترین میزان اسانس می باشد

    انواع زنجبیل و مناطق مورد کشت آن ها

    هند:

    زنجبیل در بسیاری از مناطق هند کاشته می شود، دو رقمی که در ایالت جنوب غربی کرالا کشت می شود، کیفیت استثنایی دارند. این دو رقم شامل( Cochin Ginger )و  ( Calicut Ginger ) هستند.

    در بین این دو، رقم ( Cochin ) به عنوان یکی از بهترین ارقام جهان، با قیمت بالا، به علت طعمی مشابه طعم لیمو، میزان فیبر کم و رطوبت بالا مورد توجه جهانی است. این تیپ زنجبیل بیشتر مورد توجه عربستان، آمریکا، انگلستان و هلند می باشد. هند به عنوان بزرگترین تولید کننده زنجبیل در جهان در چند سال اخیر مطرح بوده است. تعدادی از ارقامی که عمدتا در هند کشت و کار می شوند، عبارتند از:( Maran ) (از آسام)، ( Erilad ) (Kurupparnipadi ) ( Wayanad )( از کرالا ) Himagiri ). ( Surabi ) ( Suruchi ) ( Suprabha ) و ( IISR Varada ) و سایر ارقامی که توسط موسسات تحقیقات ادویه هند به دست آمده و معرفی شده اند. بر اساس موارد کاربرد، این ارقام شامل موارد زیر می باشند:

    -زنجبیل خشک

     Himachal ) ( Kuruppampady )( IISR- ), ( IISR-Rejatha ) ( JISR-Varada )( Manantoddy ) ( Wayanad ) ( Maran ) ( Valluvanad ) ( Mahima )

    -زنجبیل سبز یا تازه خوری

    ( Rio – De – Janeiro China ) ،( Wayanad Local )و ( Tafengiya )

    -ارقامی که بیشتر برای استخراج اولئورزین استفاده می شوند؛ ( China )( Ernad Cherniad ) و( Rio-de-Janeiro )

    -ارقامی که بیشتر برای استخراج اسانس استفاده می شوند؛ ( Narasapattam) ( Sleeva Local )( Himachel Pradesh)

    چین:

    معمولا رنگ روشنتری نسبت به زنجبیل های هندی داشته و فیبر بیشتری دارند. این نوع زنجبیل تندی کمتری داشته و اکثرا بصورت محصولات فرآوری شده در صنایع تهیه شیرینی و آبنبات استفاده می شود. اغلب زنجبیل چین به ژاپن صادر می شود.

    استرالیا:

    اگرچه استرالیا تولید کننده بزرگی نمی باشد، اما زنجبیل با بیشترین عطر شبه لیمویی (یا سیترال) را تولید می کند. در استرالیا زنجبیل در کوئینزلند مورد کشت و کار قرار می گیرد.

    نیجریه:

    نیجریه در سال های اخیر از نظر سطح زیر کشت زنجبیل، سومین رتبه را در جهان به خود اختصاص داده است. زنجبیل نیجریه به دلیل میزان اسانس و اولئورزین بالاتر، ارزش بالای بین المللی دارد، لذا اغلب برای استخراج اسانس و اولئورزین استفاده می شود. دو رقم عمده زنجبیل که در نیجریه کشت می شوند، شامل ‘ ( TafinGiwa ) دارای ریزومهای گوشتی زرد و ( Yatsun – Biri ) دارای ریزوم های کوچکتر تیره تر یا سیاه می باشد.

    که در کنار زنجبیل هندی به عنوان بهترین زنجبیل در جهان مطرح است و از نظر بین المللی معروف بوده و دارای بهترین کیفیت می باشد. رایحه شدیدی داشته وبه اکالیپتوس می باشد. این نوع زنجبیل برای تهیه نوشیدنی استفاده می شود.

    انواع زنجبیل و مناطق مورد کشت آن ها

    طبقه بندی زنجبیل بر اساس اندازه

    الف- ریزوم کوچک با گوشت زرد پررنگ

    که اغلب جزو انواع ژاپنی طبقه بندی می شود ارتفاع گیاه حدود ۴۵-۳۷/۵ سانتیمتر با برگ های کوچکتر اما تندی آن بیشتر است.

    ب- انواع ریزوم بزرگ با رنگ گوشت زرد کم رنگ

    که معمولا جزو ارقام چینی می باشند. ارتفاع گیاه حدود ۱۲۰ – ۵۰ سانتیمتر با برگ های بزرگتر اما تندی کمتر و عملکرد بالاتر.

    طبقه بندی زنجبیل با استفاده از شکل ظاهری

    ( Rio – De – Janeiro ):

    اندازه ریزوم بزرگ، رنگ پوست چرم مانند، طعم تند، عطر بالا و میزان فیبر کم

    ( Thingput ):

    اندازه ریزوم متوسط، رنگ پوست چرم مانند، طعم تند، عطر بالا و میزان فیبر کم

    ( Wyand ):

    اندازه ریزوم بزرگ، رنگ پوست چرم مانند، طعم تند، عطر بالا و میزان فیبر کم

     

     

    ( Maran ):

    اندازه ریزوم متوسط، رنگ پوست چرم مانند، طعم تند، عطر بالا و میزان فیبر کم 

    ( Nadia ):

    اندازه ریزوم متوسط تا بزرگ، به رنگ مایل به زرد، دارای طعم تند، عطر و میزان فیبر متوسط.

    تعدادی از ارقام زنجبیل نیز هستند که نام آن ها بیشتر از نام محل کشت گرفته شده و در قسمت های مختلف هند پرورش می یابند مثل ,

    (Maran ) ( Kurupparpadi )  ( Emmad ) ( Wynad ) ( Himachal and Nadia )

    منبع:

    راهنمای کاربردی پرورش زنجبیل ( سعیده علیزاده سالطه )

    برای عضویت در کانال تلگرام، اینستاگرام و آپارات پسته رفسنجان بر روی تصاویر زیر کلیک کنید:

    [products limit=”12″ columns=”6″ category=”گیاهان-دارویی”]

     

  • هرس درختان هلو، زردآلو، گیلاس، آلبالو، آلو و گوجه سبز

    هرس درختان هلو، زردآلو، گیلاس، آلبالو، آلو و گوجه سبز

    چگونه درختان هلو، زردآلو، گیلاس، آلبالو، آلو و گوجه سبز را هرس کنیم؟

    هرس درختان بسیار امری ضروری بوده و ما برای اینکه بتوانیم محصول بیشتری برداشت کرده و از درختمان نیز مراقبت کنیم. بایستی با شیوه صحیح هرس هر یک از درختان آشنا باشیم. در ادامه به بررسی نحوه هرس درختان هلو، زردآلو، گیلاس، آلبالو، آلو و گوجه سبز می پردازیم.

    ریشه درختان هلو نسبت به کمبود اکسیژن حساسیت خاصی را نشان می دهند و لازم است در اراضی نسبتا سبک کشت نمود. از پایه های غیر بذری که امروزه بیشتر برای درختان هلو در مناطق سرد و با زمین های مرطوب مورد استفاده قرار می گیرند می توان پایه های آلو و گوجه یا بادام و زرد آلو را نام برد.

    پایه های زرد آلو برای زمین های قلیایی و آهکی استفاده می شود. درختان هلو را معمولا به اندازه و اشکال مختلف پا بلند، نیمه بلند، و پاکوتاه پرورش می دهند و سیستم های فرم دهی شامل فرم گرد یا کروی یا پهن می باشند.

    چرا درختان هلو به هرس نیاز دارند؟

    از آنجایی که در درختان هلو رشد و نمو شاخه های یک ساله سریع تر از رشد و نمو غالب درختان میوه می باشد اگر آن ها را هرس نماییم، پس از چند سال به بالا تراکم شاخه ها، تاج درخت به صورت انبوهی در آمده و از نظر نرسیدن نور و هوا به اندازه کافی مشکلات جدیدی را پدید می آورد. بنابراین برای حفظ چگونگی فرم و باردهی عمل هرس ضروری می باشد.

    پرورش هرس جامی با مرکز باز توصیه می شود. هر چند می توان درختان هلو با سیستم هرس جامی با محور با لیدر تغییر شکل یافته هم پرورش و تربیت نمود. اصولا درختان هلو در بهار و یا هنگام شروع فعالیت می توانند سریع محل های برش و یا زخم های حاصله را در آن زمان هرس را بایستی متناسب با این مسائل انتخاب کرد.

    به طور کلی هرس درختان هلو در سنین بالا به منظور ایجاد کندی و توقف در پیر شدن درخت هلو صورت می گیرد و در عمل باردهی نقش موثری دارد.

    چرا درختان هلو به هرس نیاز دارند؟

    هرس فرماسیون جامی در درختان هلو

    هرس در سال اول

    در سال اول از سطح خاک تا ارتفاع ۵۰ سانتی متر از نهال را نگاه داشته و بقیه نهال را سربرداری می کنند. معمولا در روی نهال حدود ۲ تا ۵ جوانه نگهداری می شود.

    در نهال های دارای شاخه، ۴ شاخه را از روی دو جوانه پایین نزدیک محل اتصال نگاه داشته و بقیه را قطع می نمایند و ارتفاع درخت را در ۵۰ سانتی متر قطع می کنند.

    هرس در سال دوم

    از شاخه ها و جوانه های رشد یافته در طول سال تعداد ۳ تا ۴ شاخه ای که کاملا رشد کرده اند. از نظر خصوصیات فرم وضعیت مناسبی دارند حفظ کرده و بقیه را حذف می نماییم. بر روی شاخه های باقی مانده که طول شاخه های اصلی اسکلت درخت را می سازند برابر با دو سوم طول از محل اتصال به تنه نگاه داشته و بقیه را از جوانه ای که به سمت بیرون قرار دارد، سربرداری می نمایند.

    هرس در سال سوم

    طبیعی است که در روی شاخه های اصلی، شاخه های جانبی یا فرعی به صورت دو شاخه ظاهر می گردند. عملیات هرس در روی این شاخه ها بدین ترتیب است که از قسمت سرشاخه به نسبت یک دوم تا یک سوم سربرداری می شود. از سال سوم به بعد عمليات هرس تقریبا ساده است.

    زیرا تعداد شاخه های اصلی درخت شکل واقعی خود را یافته اند و معمولا تعداد آن ها بین ۶ تا ۸ عدد می باشد. از این سال به بعد عملیات بیشتر در جهت باردهی صورت می گیرد و هدایت شاخک ها و جوانه ها، به منظور بارآوری ضروری است.

    فاصله شاخه ها برای سیستم هرس بدون محور با مرکز باز حدود ۱۰ تا ۵۰ سانتی متر می باشد. ضمنا توصیه می شود شاخه هایی که از سال دوم به بعد بر روی تنه به صورت عمودی رسته یا به طور عمودی از وسط شاخه های دیگر رشد و نمو کرده است بایستی حذف گردند.

    در سال های بعد از سه سالگی شاخه هایی که به داخل تاج جهت یافته و رشد و نمو نموده اند. بایستی حذف گردند تا نور و هوا به مقدار کافی در تاج درخت نفوذ کند.

    هرس باردهی در درختان هلو

    هرس باردهی درختان هلو معمولا می تواند در زمستان در صورتی که شرایط محیطی مناسب باشد صورت می گیرد. اصولا جوانه و تکمه های گل در روی شاخه های سال قبل تشکیل می شود که می توان به سه دسته تقسیم نمود:

    1.شاخه های نرک یا گورمان

    شاخه های چوبی رشد کرده ای هستند که معمولا طول شان از یک متر مجاز بوده و در روی آن ها غالبا شاخه های دیگری تشکیل و منشعب می گردند.

    2.شاخه های مرکب

    این شاخه ها بهترین و مناسبترین شاخه های درختان هلو می باشند. زیرا علاوه بر جوانه های برگ، دارای جوانه های گل نیز می باشند و از نظر هرس اهمیت خاصی دارند. در روی این شاخه ها به طور کلی مابین دو جوانه گل یک جوانه برگ قرار دارد. که به این شاخه ها در درختان هلو شاخه های حقیقی یا اصلی می گویند. شاخه های مرکب اصولا حاصل جوانه هایی می باشند که محل استقرارشان تقریبا به شرح زیر مشخص می گردد:

    • پایین شاخه گاهی چند جوانه چوبی ساده.
    • میان شاخه، دو جوانه چوب و یک جوانه ساده گل (یک، دو و یا سه گل).
    • بالای شاخه چند جوانه چوبی ساده.

    3.شاخه های ضعیف و باریک یا شیفون

    این شاخه ها به طور کلی حاصل جوانه های گل بوده و در روی آن ها میوه تشکیل می گردد و در انتهای آن ها جوانه برگ پدید می آید. ولی در طول آن جوانه های برگ به ندرت به وجود می آیند و میوه هایی که در روی این شاخه ها تشکیل می شوند.

    دارای مرغوبیت کمتری نسبت به میوه های تشکیل شده در روی شاخه های مرکب هستند و این شاخه ها روی هم رفته شاخه های مرغوبی نمی باشند و کارشناسان به آن ها شاخه های غیر حقیقی می گویند.

    4.دسته گل بهاری (جوانه گل مجتمع)

    شاخه کوتاهی است که دارای تعداد زیادی جوانه گل بوده و در انتها دارای یک بته است و طول آن ۳ – ۵ سانتی متر است. جوانه های گل در درختان هلو بر خلاف گل های سیب، گلابی و به، قابل تبدیل به جوانه برگ و یابلعكس هستند.

    جوانه های گل معمولا بر روی شاخه های یک ساله قرار می گیرند. در هر حال در هر جوانه گل در درخت هلو یک تا دو گل وجود دارد. جوانه های گل هلو نسبت به سرما حساسیت زیادی دارند و آزمایشات نشان داده اند که با استفاده از ماده شیمیایی آلار می توان باعث تاخیر در باز شدن شکوفه ها گردید.

    از صدمه سرمای بهاره آنها را نجات داد که این ماده با غلظت ۱۰۰ تا ۲۵۰ پی پی ام (قسمت در میلیون) مورد استفاده قرار می گیرد. شاخه های نرک ظاهرا نقش زیادی در عمل بارآوری ندارند و لازم است آن ها را حذف نمایید.

    اگر شاخه نرک در روی شاخک ها تشکیل شوند با هرس می توان پاره ای از جوانه های آن را فعال نمود که اگر شاخه نرکی توانست مفید واقع شود مناسب در خرداد ماه آنرا به طول ۱۰ تا ۱۵ سانتی متر نگه داری و بقیه را حذف نماییم.

    4 2

    انواع جوانه های درختان کدامند؟

    1. جوانه چوب: این جوانه ها نوک تیز و مخروطی شکل هستند و روی شاخه های یک ساله قرار دارند.
    2.  جوانه های استیپولر: معمولا بر حسب رشد این جوانه ها از نظر اندازه و بزرگی همانند جوانه های چوب معمولی و یا جوانه های گل هستند.
    3. جوانه انتهایی کورسون: گاهی در انتهای کورسون ها یا در زاویه ها یا انتهای شاخه های اصلی در اثر تراکم شیره نباتی، جوانه های منحصر و منفرد ظاهر می شوند.
    4. میخچه: معمولا در روی شاخه های نسبتا مسن و چوبی شده و یا روی کورسون های ضعیف پس از زمستان سرد ظاهر می شوند.
    5. جوانه های گل: این جوانه ها تقریبا کروی و قبل از شکوفا شدن کرکدار و در هنگام باز شدن به رنگ صورتی می باشند. معمولا همه آنها یک شکل بوده و در روی شاخه های یک ساله ظاهر می شوند.

    انواع جوانه های درختان کدامند؟

    هرس باردهی هلو 

    1. کلاسیک
    2. آمریکایی

    هرس کلاسیک چگونه هرسی است؟

    میوه های هلو درون شاخه های یک ساله تشکیل می گردند بنابراین در روی هر کورسون یک یا دو شاخه جایگزین بایستی تشکیل گردد. معمولا این شاخه کاملا بایستی نزدیک شاخه های اصلی و یا روی شاخه های فرعی پدید آیند. در این حال شیره نباتی که در حرکت است بایستی در روی یک یا دو جوانه چوبی متمرکز شود.

    برای این منظور در روی هر کورسون ۳ تا ۵ جفت گل حفظ می گردد و در هنگامی که عمل جوانه گیری به منظور تعادل انجام می شود، دو میوه باقی بماند.

    به طور کلی در درختان کم رشد جوانه های میوه دهنده به حالت مجزا و مجاور جوانه برگ رشد می نمایند و از آنجایی که جوانه های میوه دهنده در درختان هلو زیاد می باشد، اگر هرس در فصل زمستان صورت پذیرد در روی کاهش تعداد میوه شدیدا موثر واقع می شود.

    گاهی هرس زمستانه که به منظور جوان کردن شاخه های میوه دهنده می باشد، موجب می شود که شاخه های پایینی و میانی که حالت انبوهی یافته اند. ظرفیت باردهی خود را پایین آورده و درخت سریعا به طرف پیری حرکت نکند.

    مراحل هرس کورسونی که حامل یک شاخه چوبی

    کورسونی که حامل یک شاخه چوبی است و دارای تعدادی جوانه می باشد، برای تشکیل شاخه جایگزین که تبدیل به شاخه بارده گردد لازم است از بالای دو جوانه پایین شاخه را قطع نماییم.

     کورسونی که به صورت یک شاخه مرکب است در روی این شاخه دو جوانه پایین را به عنوان شاخه های جایگزین برای باردهی در سال بعد نگه داشته و در این سال ۴ یا ۵ جفت جوانه های گل را در روی همین شاخه مرکب حفظ می نماییم و بقیه را از بالای آخرین جوانه چوبی قطع می کنیم.

    شاخه های باریک یا شیفون را کمتر دست کاری می کنند و جوانه انتهایی آن را به صورت آزاد باقی می گذارند تا احتمالا جوانه چوب شيفون جدیدی را تشکیل دهد.

    هرس کورسونی که حامل دو شاخه مرکب 

    کورسونی که حامل دو شاخه مرکب است عمل هرس بدین ترتیب صورت می گیرد که دو جوانه چوب را در روی یکی از شاخه ها نگه داشته و بقیه را از بالای دو جوانه مشخص شده قطع می کنند. در روی شاخه مركب دیگر تعداد ۴ تا ۵ جفت جوانه گل را حفظ کرده و بقیه را سربرداری می کنند.

    در حالتی که یک کورسون حامل چند شیفون و تعدادی جوانه گل در روی شاخه کوتاه باشد در این حالت یکی از شیفون ها را از بالای دو جوانه پایین قطع می نماییم تا دو جوانه باقی بماند. در سال بعد دو شاخه بارده را تشکیل دهد. جوانه های گل باقیمانده در روی شاخه دیگر را بدون عملیات هرس همچنان نگهداری می نماییم.

    نرک چه فوایدی دارد؟

    نرک، این اندام بیشتر در روی درختان مسن می تواند مفید باشد و با عمل هرس جوانه های موجود در روی آن را فعال می کنند. بنابراین شاخه های نرک را به طور یک دوم یا یک سوم از طول قطع می کنند. در درختانی که نسبتا قوی هستند تعداد ۳ تا ۴ جوانه در روی آن باقی گذاشته و بقیه را سربرداری می کنند.

    کورسونی که حامل دو شاخه و جوانه گل مجتمع می باشد. لازم است یکی از شاخه ها که مسن تر می باشد حذف کرده و جوانه گل مجتمع را بدون دستکاری باقی می گذاریم. شاخه موجود در بالای جوانه گل را سربرداری می کنند تا شاخه جایگزین در سال بعد پدید آید.

    کورسونی که حامل جوانه کناری گل مجتمع است، در این حال از بالای دسته گل مجتمع کورسون را سربرداری می کنیم تا باردهی به نحو مناسب صورت گیرد. در پاره ای از حالات روی شاخه های چوبی دو دسته گل مجتمع مجاور یکدیگر تشکیل می شوند. 

    هرس پس از کاشت نهال

    پس از کاشت نهال را از ۹۰ سانتی متری و جوانه ای که به طرف بیرون یا به عبارت دیگر به طرف شمال واقع شده است سربرداری می کنیم. در درختانی که دارای شاخه های متعدد جانبی می باشند لازم است عملیات هرس از دو جوانه پایینی و بیرونی انجام شود.در طول تابستان همان سال معمولا از نیمه خرداد به بعد عمليات شکل دهی شاخه ها صورت می گیرد.

    بدین ترتیب که شاخه ها را به عنوان شاخه های اصلی بایستی حفظ نمود و بقیه را یا کلا حذف می نمایند و یا برای حفظ تعادل نهال در آن سال سربرداری می کنند. معمولا فواصل بین شاخه های اصلی را بدین ترتیب حفظ می کنند. اولین شاخه اصلی تا زمین حدود ۳۰ سانتی متر و شاخه دوم ۹۰ سانتی متر و شاخه سوم با همین مشخصات حفظ می شود.

    هرس در زمستان سال دوم

    در زمستان سال دوم کلا شاخه های   باقی مانده و در فواصل سه شاخه اصلی واقع شده را حذف کرده و شاخه های اصلی را سربرداری می نماییم. در طول تابستان سال سوم شاخه های ثانویه که بایستی شکل عمومی درخت را تشکیل دهند انتخاب می کنند. معمولا این ها شاخه های جانبی و کناری می باشند و اصطلاحا به آن ها کورسون گفته می شود که در فواصل بین ۳۰ تا ۴۰ سانتی متری از یکدیگر واقع شده اند.

    در قسمت انتهای شاخه های اصلی این فاصله را برابر با ۲۰ سانتی متر در نظر می گیرند. زمستان سال سوم عملیات هرس محدود به حذف شاخه ای فرعی و کاری می باشد و معمولا به طول ۲۰ تا ۳۰ سانتی متر انجام می گیرد. شاخک ها و شاخه های اضافی را نیز در این سال حذف می نمایند.

    زمستان سال سوم

    اصولا بهترین شاخه مرکبی را که نگاه می دارند به طول ۳۰ تا ۵۰ سانتی متر می باشد و در روی این شاخه ها، میوه های خوب و مناسب باقی می ماند.در درختانی که پس از سال سوم شکل واقعی و باردهی خود را یافته اند عملیات هرس باردهی همراه با جوان کردن شاخه های فرعی صورت می گیرد و دو نمونه از آن به شرح زیر ارائه می گردد:

    شاخه مادری که حامل دو شاخه فرعی و تعدادی شاخه های کناری می باشد عملیات هرس بدین ترتیب است که شاخه هایی به طرف داخل واقع شده اند آن ها را کلا حذف می نمایند و دو شاخه بیرونی را در پاره ای موارد سربرداری می کنند.

    عملا این نوع هرس بیشتر برای روشن کردن داخل درخت و فعال نگاه داشتن شاخه های بارده همان سال می باشد در حالتی که پاره ای از شاخه های فرعی درختان و شاخه اصلی به طور طبیعی دارای خمیدگی و انحنا می باشند.

    11

    هرس سبز در درختان هلو

    معمولا عملیات هرس سبز در روی درختان هلو می تواند شامل قسمت های مختلف باشد که نهایتا در درختانی که کورسون ها به طور غیر طبیعی و قبل از رسیدن از بین می روند انجام می شود. در عمل تمام جوانه های چوبی که مفید نیستند حذف می شوند.

    معمولا بر روی شاخه ای که در اوایل بهار حذف شده است اگر ۶ جوانه رشد نماید چهار جوانه آن را حفظ کرده و دو جوانه داخلی را حذف می نماییم. گاهی عمل حذف جوانه ها محدود به شاخه ها و جوانه های داخلی می گردد و عمل جوانه گیری می تواند همراه با پانسمان باشد.

    زیرا عمل جوانه گیری کافی نمی باشد و لازم است قسمت هایی از شاخه ها را که در داخل واقع شده اند و شاخه های جانشین یا جایگزین را تولید نمی کنند قسمتی از آن را قطع نماییم تا شاخه های جایگزین تشکیل گردد. برای اجرای عملیات پانسمان روی دو یا سه برگ از شاخه های جوان صورت می گیرد. بدین ترتیب شیره نباتی را به طرف جوانه های باقیمانده هدایت می کنیم.

    چگونگی هرس درختان زردآلو

    گیاه زرد آلو از زمان های بسیار قدیم حدود چهار هزار سال پیش در چین کشت می شده است. ولی عده ای از محققین بر این باورند که زردآلو برای ارمنستان می باشد. از آنجایی که گل های زرد آلو زود باز می شوند بیشتر در معرض خطر سرمای بهاره قرار می گیرند. لذا بایستی در مناطقی که همه ساله سرمای دیررس بهاره وجود دارد از کاشت درختان زردآلو خودداری نمود.

    به طور کلی درختان زردآلو طالب زمین های گرم و سبک می باشند.به طور کلی میوه زرد آلو نیز بر روی شاخه های یک ساله تشکیل می شود و گاهی میخچه هایی که در روی شاخه های یک ساله تشکیل می گردند می توانند بین دو تا سه سال بار آور باشند و بعدا خشک شوند.

    حال با توجه به کیفیت باردهی در روی اندام ها در صورت عدم اجرای هرس شاخه های خشک و کم بار انبوهی در درختان ایجاد کرده و موجب نرسیدن نور به داخل تاج می شوند.هرس زردآلو تقریبا مشابه درخت هلو می باشد و هرس آن به هرس فرم و باردهی تقسیم می گردد.

    6 2

    هرس فرماسیون درختان زردآلو

    این نوع هرس در درختان زرد آلو از تنوع خاصی برخوردار است و به صورت پابلند و نیمه پابلند پرورش می دهند. دیگر فرم هایی که برای پرورش فرمی زردآلو مرسوم می باشد فرم جامی بدون محور و با محور است. درختان زردآلو اکثرا به صورت فرم جامی با محور (شلجمی) و بدون محور تربیت می گردند و کیفیت انجام آن شبیه فرم درخت هلو می باشد.

    هرس باردهی درختان زردآلو

    همان طوریکه ذکر شد هدف از هرس باردهی ایجاد تعادل بین ریشه و قسمت هوایی درخت و همچنین تولید شاخه های جدید می باشد. در درختان جوان عمل هرس سبک ولی در درختان مسن تر کمی شدید می شود. به طور کلی شاخه های درختان زردآلو و نحوه هرس آن ها شباهت زیادی به هلو دارد.

    12

    طریقه ی هرس درختان گیلاس و آلبالو

    به طور کلی درختان گیلاس و آلبالو را به انواع و اشکال مختلف (جامی) و پهن پرورش می دهند. درختان گیلاس را از نظر فرم شبیه به سیب هرس می کنند و عملیات سربرداری از 80- 60سانتیمتری سطح خاک انجام می گیرد. به طور کلی شاخه های اصلی را بر حسب فرم بین 4-3 شاخه در نظر می گیرند.

    بنابراین هرس اولیه گیلاس و تربیت نهال به نحوی که شاخه های اصلی از نقاط مختلف تنه با فواصل حدود ۳۰ سانتیمتر و در جهات مختلف انجام می شود. از آنجائیکه شاخه های گیلاس دارای شکنندگی زیاد می باشند لازم است هنگام شکل دهی و فرم دهی شاخه های اصلی زوایای واقعی (۴۵ درجه) خود را یافته و از بسته بودن زاویه آن ها جلوگیری شود.

    در گیلاس بیشتر جوانه های گل به صورت مجتمع بر روی شاخه های دوساله قرار دارند و در حدفاصل بین شاخه های دوساله و یک ساله مقدار کمی گل های منفرد تشکیل می شود. اصولا میوه گیلاس بر روی زائده های بارده کوتاه (کورسون) تشکیل می گردد. در درختان آلبالو چوب های یک ساله حامل جوانه های گل بوده و بیشتر محصول روی آن ها تشکیل می گردد.

    2 1

    هرس باردهی در درختان گیلاس

    معمولا درختان گیلاس دارای رشد عمودی زیادی می باشند و ارتفاع آن ها گاهی تا ۲۰ متر هم می رسد. در حالی که درختان آلبالو دارای رشد ضعیف تر بوده و ارتفاع آن ها به ۵ تا ۸ متر می رسد. به طور کلی در روی درختان گیلاس و آلبالو دو نوع جوانه یکی جوانه برگ و دیگری جوانه گل را می توان تمیز داد.

    جوانه های انتهایی همیشه جوانه برگی بوده و جوانه های گل بر روی شاخه های مختلف در قسمت های جانبی ظاهر می شوند. در هر حال نحوه استقرار جوانه های گل و برگ بر روی شاخه های درختان گیلاس و آلبالو کم و بیش متفاوت می باشد.

    در گیلاس بیشتر جوانه های گل به صورت مجتمع بر روی شاخه های دو ساله قرار دارند و در حد فاصل بین شاخه های دو ساله و یک ساله مقدار کمی گل های منفرد تشکیل می شود. اصولا میوه گیلاس بر روی زائده های بارده کوتاه تشکیل می گردد.

    9 1

    هرس درختان آلو و گوجه سبز

    اکثر درختان آلو و گوجه به شکل جامی تو خالی تربیت می شوند و تقریبا مشابه هلو، هرس می شوند و تعداد شاخه های اصلی 5 – 3 شاخه در نظر می گیرند. معمولا در ایران درختان آلو و گوجه را هرس نمی کنند. فقط به حذف شاخه های اضافی در میان تاج و شاخه های خشکیده اکتفا می نمایند.در پاره ای از ارقام آلو، مخصوصا آن هایی که دارای شاخه های گسترده ای می باشند بیشتر به صورت جامی توخالی شکل پرورش می دهند.

    تربیت و انتخاب شاخه های اصلی روی این ارقام را تقریبا شبیه درختان سیب یا هلو توصیه می کنند و اصولا تعداد شاخه های اصلی را بین 3 تا 5 شاخه در نظر می گیرند. با توجه به اینکه باردهی درختان آلو و گوجه روی شاخه های یک ساله و سیخک ها انجام می گیرد. اصولا هرس باردهی در روی این درختان به منظور تولید شاخه های یک ساله و شاخه های حامل گل های مجتمع صورت می گیرد.

    هرس درختان آلو و گوجه سبز

     

     

    [product_category category = “158” products limit=”12″ columns=”6″ orderby = “date” order = “ASC operator” = “IN”]

  • همه چیز درباره طراحی و ایجاد باغ میوه

    همه چیز درباره طراحی و ایجاد باغ میوه

    چه مراحلی را باید برای ایجاد باغ میوه طی کنیم؟

    زمان خزانه کاری نهال های مورد نظردر طرح و ایجاد باغ میوه ، فرصت مناسبی برای بررسی زمین از لحاظ آماده سازی و تهيه، نقشه مناسب می باشد. پس برای داشتن یک باغ خوب و اقتصادی، باید اجرای عملیات را طبق اصول خاص بررسی و دنبال کنیم.

     

    Red delicious

    عوامل مؤثر درطرح و ایجاد باغ میوه

    که در این حالت خواص گیاه شناسی و رابطه طول عمر و زمان بازدهی موردنظر است.

    نام درختعمر درخت بر حسب سالسال شروع باردهی
    سیب120 – 405 – 4
    گلابی 150 – 304 – 3

    خصوصیات اکولوژی منطقه موثر در ایجاد باغ میوه

    هر درخت با توجه به موقعیت طبیعی خود و ارتفاع از سطح دریا نیز، سایر عوامل اقلیمی خاص خود را دارد.از مهمترین آنها می توان به سرما و یخبندان، بادهای شدید در منطقه، تأثیر نور خورشید، خطر تگرگ، میزان رطوبت و دمای متوسط سالیانه اشاره کرد.

    عوامل اقتصادی موثر در ایجاد باغ میوه

    ارزش اقتصادی زمین به چند عامل بستگی دارد:

    1-کیفیت فیزیکی و بیولوژیکی.

    2-فاصله آن تا محل مصرف و جاده.

    3- رقابت سایر بخشهای کشاورزی

    عوامل مؤثر در اقتصاد کشاورزی و ایجاد باغ میوه

    – سرمایه (ثابت و جاری)

    – نیروی انسانی

    – حمل و نقل که عوامل مؤثر در تغییر هزینه حمل و نقل شامل

    – چگونگی راه و ساخت جاده و وسیله حمل و نقل

    – میزان فساد پذیری محصول

    – ارزش نسبی محصول

    – بازاریابی (قراردادهای فروش با سایر مؤسسات و بازار فروش)

    مناسب ترین خاک برای درخت کاری

    مناسب ترین خاک درختکاری، رسی شنی است که باید مقدار کافی هوموس داشته باشد و دارای خاک زیرین نسبتا عمیق و قابل نفوذ به آب و هوا بوده و حدود %40_%30 رس داشته باشد و خاک سطح الأرض و شیمیایی مستعد و غنی بوده و با خاک زیرین یکدست باشد.

    nrcseprd1344235

    خصوصیات خاک منطقه برای ایجاد باغ میوه

    لایه های تشکیل دهنده خاک؛

    الف. خاک رویی ( سطح الارض)

    به دلیل فعالیت میکروارگانیسم های خاک، بخش قابل بهره برداری زمین به شمار می آید و حاوی مواد غذایی مورد نیاز گیاهان است و عملیات کشاورزی در این قسمت انجام میگیرد.

    ب. خاک زیرین (تحت الارض)

    برای احداث درختکاری باید توجه خاصی را به آن معطوف داشت، چرا که درختان به دلیل داشتن ریشه عمیق پس از برخورد یک لایه غیر قابل نفوذ، شادابی خود را از دست داده یا خشک می شوند پس باید سعی داشت خاکهای اتوكتون را نسبت به خاک های هتروکتون برای احداث باغ ارجعیت داد.

    خصوصیات زمین مناسب برای درخت کاری

    الف. پستی و بلندی زمین

    محل انتخابی باغ باید صاف و هموار با جلگه بدون تپه و ماهور بوده و یا اینکه در دامنه کوه و با شیب ملایم قرار گرفته باشد.باغ های داخل دره یا وسط در سراشیبی به دلیل عدم جریان هوا، به بیماری های قارچی مبتلا و با سرمای دیررس بهاری مواجه می گردند.

    ب. آب زیرزمینی

    باید محل احداث باغ طوری باشد که سطح آب زیرزمینی زیاد بالا نباشد، زیرا از یک طرف سبب جلوگیری از گسترش و نفوذ ریشه درختان در زمین می شود و از طرف دیگر به دلیل رطوبت فوق العاده ذرات خاک مانع از رسیدن اکسیژن به ریشه درخت می شود.

    پ. سازگاری درختان میوه با خاک

    با توجه به خواص بتانیکی هر درخت، خواستار خاکی با ترکیبات منحصر بفرد است. درخت سیب برای تولید هر چه بهتر و اقتصادی محصول سیب، زمین رسی عمیق و زهکشی شده را می طلبد.

    علاوه بر موارد فوق تذکر دو نکته ضروری است:

    1- انتخاب نوع درخت

    انتخاب نوع درخت، تابع آب و هوای خاصی است و درخت سیب تابع رشد در مناطق معتدله و سردسیری است. نیز در انتخاب نوع درخت سیب باید شرایط اقتصادی، عرف محلی و بازاریابی را در نظر گرفت.

    ٢- موقع کاشت درختان میوه

    کاشت هر درخت در هر منطقه ای تابع شرایط مخصوصی است چرا که باید در انتخاب زمان کاشت، دمای محیط، رطوبت و برطرف شدن سرما و دقت ویژه ای را مدنظر قرار داد.

    Ecology Banner 640x426

    اقدامات لازم جهت احداث باغ میوه

    1- آماده سازی زمین باغ

    در صورت عاری بودن زمین از پوشش گیاهی و عدم حاصل خیزی باید آن را با کشت یونجه یا اسپرس تقویت کرد.

    در صورت پوشش دار بودن زمین باید آن را قابل کشت کرد و در صورت وجود نباتات خشبی باید آن ها را از زمین خارج کرد.

    اگر زمین سفت باشد باید برای نفوذپذیری آن از سلولز یا زیر شکن بهره برد.

    ٢- تهیه نقشه زمین

    برای تهیه نقشه زمین اعمال زیر را انجام می دهند

    الف – با مراجعه به زمین باید آن را به صورت ظاهری شناسایی کرد.

    ب- علامت گذاری گوشه های زمین و اطراف زمین.

    ج- در صورت وجود عوارض در محل، موقعیت آن را نسبت به اضلاع

    مجاور آن یادداشت می نمایند.

    د- ایستادن در محلی با ارتفاع متوسط زمین، اقدام به رسم شکل تقریبی آن

    می نمایند.

    ه – پس از رسم تقریبی زمین از یک گوشه معین، اقدام به اندازه گیری

    اضلاع نموده و این عمل را تا رسیدن به نقطه اولیه ادامه می دهند. و برای رسم نقشه زمین روی کاغذ اندازه گیری دو یا سه قطر زمین الزامی است.

    ز- شمال را روی نقشه باید تعیین کرد.

    ۳- تسطیح و تراس بندی

    تسطیح و تراس بندی زمین درخت کاری باید به روش کارشناسی انجام گیرد. در زمینهایی که شیب ملایم دارند و ناهمواری و ناصافی جزیی در زمین دیده می شود، استفاده از انواع ماله های کشتی که به وسیله تراکتور کشیده می شوند و موتوردار (مثل گریدر) مشکل را حل می نماید. اما در بعدی وسیع در صورت ناهماهنگی در جهت شیب با وجود گودال های عمیق چنین عمل می نمایند.

    1- برداشتن خاک سطح الأرض و جمع آوری در یک نقطه پایه ارتفاعی و صاف زمین.

    ۲- برداشتن بلندی ها و پر کردن گودال ها

    ۳ – صاف و هموار کردن زمین بطور کلی

    ۴- پخش خاک سطح الارض در سطح مزرعه.

    انجام تسطيح بعد از درختکاری

    این عمل از یک طرف برخی از درختان را که در نقطه بالاتر هستند با کمبود خاک رویی مواجه کرده و از طرف دیگر ارتفاع خاک زراعتی ممکن است در نقاط پایین تر، حتی درختان کاشته شده را در زیر خود دفن کند..

    ۴- قطعه بندی

    زمین را با توجه به طول جدول ها و جویبارها و فواصل بین بادشکن ها و درختان باید به قطعات مربع یا مستطیل شکل تقسیم کرد که سطح آن ها مناسب با وضع درختان در مقابل وزش باد باشد.

    ۵- خیابان کشی

    برای نیل به اهداف مورد نظر اقتصادی و آسان شدن عملیات کاشت درختان بادشکن و حمل و نقل محصول در صورت مناسب بودن زمین برای خیابان کشی و به صرفه بودن آن، اقدام لازم را انجام می دهیم.

    6- کود دادن قبل از کاشت

    در مورد دادن کودهای فسفره، پتاسه، و کود آلی به زمین سه روش وجود دارد.

    الف- کوددادن به تمام مزرعه.

    ب – کود دادن نواری مزرعه.

    ج – کود دادن محل غرس نهال.

    ۷- حفر چاه و کانال کشی و تعیین نوع آبیاری

    حفر چاه در جاهایی که بصورت ثقلی آبیاری می شوند در بلندترین نقطه زمین از لحاظ جریان آب در کانال ها درست به نظر می رسد. برای صرفه جویی در اختصاص زمین به جوی و کانال آبیاری باید آن ها را در کنار خیابان ها احداث نمود.

    اصل مهم در تعیین نوع آبیاری باغ های میوه، رسیدن درست رطوبت به ریشه درخت است.

    برای آبیاری باغ، باید آن را با آبی آبیاری کرد که از کیفیت مناسبی برخوردار باشد که مسائل مرتبط با آن به چهار دسته تقسیم می شود

    الف – مسائل شوری خاک، که قابلیت دسترسی به آب را برای گیاه تحت اثر

    قرار می دهد.

    ب- مسائل نفوذپذیری خاک که بر سرعت نفوذ و حرکت آب در خاک

    اثر می گذارد.

    ج- سمیت بعضی یون ها که عنصر مهاجم، جذب گیاه شده و در غلظت های بالا

    و سمی تجمع می یابد ( معمولا در برگها ).

    د- مسائل متفرقه.

    ۸- حصار کشی

    برای حصارکشی اطراف باغ می توان از سیم خاردار، دیوار آجری و یا از کشت چندردیف درختان غیر مثمر بهره برد. که خود نیز می تواند به عنوان بادشکن تلقی گردند.

     تاثیر بادشکن ها در طراحی و ایجاد باغ میوه

    با کمی تأمل در می یابیم با صرف هزینه های زیادی که برای احداث باغ در نظر گرفته ایم باید شرایط خاصی و امنی را برای محافظت از آن ها پیدا کنیم.اصولا بادشکن به دیوار سبزی از کاشت چند ردیفه درختان با درختچه ها و بوته ها است که برای محافظت از باغ به کار می روند، اطلاق می شود. و به طبع دارای فواید و معایبی نیز می باشد.

    بادشکن گلخانه

    محاسن بادشکن برای باغ میوه

    – محافظت از خطر طوفان و کمک به رسیدن بذر نباتات و میوه درختان.

    – تقلیل تبخیر آب و رطوبت اراضی و نیز تغییرات دمای هوا۔

    – تنظیم طرزتقسیم و جذب پوشش برفی و کمک به بالا آمدن سطح آب های زیرزمینی

    – جلوگیری از فرسایش خاک و بالابردن سطح تولید اراضی.

    – ممانعت از حرکت شن های روان به طرف باغ.

    معایب بادشکن باغ میوه

    – اشغال مقداری از زمین اراضی و جذب مواد غذایی آن.

    – باقی ماندن برف در کنار بادشکن و دیر ذوب شدن آن و به تأخیر انداختن

    عمليات زراعی در فصل بهار

    – ایجاد محل مناسب برای اجتماع برخی از حشرات، آفات زیان آور و عوامل

    بیماری زا

    – تجمع شن های روان در پشت بادشکن.

    بادشکن ها قادرند تا ۲۵ برابر ارتفاع خود عمل نمایند. برای استفاده بهینه از بادشکن ها این مسأله را باید مد نظر قرار داد که انتخاب درختان بادشکن برحسب نوع آب و هوا متفاوت است.

    الف. درختان بادشکن مناطق سردسیری

    تبریزی ، بید ، افرا ، چنار ، اقاقيا.

    ب. درختان بادشکن مناطق معتدله

    سرو ، کاج ، بلوط ،نوعی زالزالک ، توس ، ممرز و توت.

    کاشت نهال های درخت باغ میوه

    پس از مساعد شدن هوا در فصل بهار و انتخاب نهال های خوب و مطلوب، اقدام به غرس آن ها خواهیم کرد که در این بحث تمام شیوه های مناسب از نظر انتخاب نوع نهال غرس نهال، شکل کاشت و جهت کاشت نهال ها و سایر عوامل مربوطه به طور کامل مورد بررسی قرار خواهند گرفت.

    کاشت نهال

    طرح ریزی و تهیه نقشه درختکاری

    برای تهیه نقشه درختکاری اقدامات زیر ضروریست:

    1- تعيين سمت شمال در کاغذ نقشه برداری با علامت پیکان.

    2-ترسیم نقشه زمین با مقیاس مناسب.

    3-قطعه بندی با اشکال هندسی با توجه به عوارض زمین و نوع خاک با ابعاد معین.

    ۴- تعیین مسیر خیابان ها با طول و عرض معین در نقشه، حتی الامکان سعی گردد خیابان های اصلی و فرعی قطعه بندی شده و از هم جدا گردند.

    ۵- تعیین محل چاه در نقشه به وسیله دایره کوچک هاشور خورده و مشخص کردن مسیر کانال با ابعاد معین و مسیر حرکت آب در کانال به وسیله پیکان.

    ۶- تعیین روش کاشت هر قطعه و مشخص نمودن فاصله خطوط و ردیف ها.

    ۷- حصار زمین باید مشخص و محل کشت بادشكن تعیین گردد.

    High Garden Site Plan

     مقیاس نقشه – مساحت کل زمین، مساحت و روش کاشت قطعه ها، فاصله کشت درختان و رديفها، تعیین نوع میوه هر قطعه، طول و عرض خیابان ها و تعیین نوع آبیاری.

    برای مشخص کردن فاصله بین ردیف ها و فاصله کشت نهال ها از هم ضروری به نظر می رسد که قبلا نسبت به گونیا کردن زمین اقدام لازم را به عمل آورد. که برای تعیین محل کشت درختان از وسیله ای بنام ترانسور استفاده می نمایند.

    عوامل مؤثر در تعیین فاصله بین درختان باغ میوه

     رشد و نمو درخت

    برای رسیدن نور خورشید و هوا و استفاده از خاک، باید فاصله مناسب را برای آنها در نظر گرفت

    شدت و ضعف نور خورشید

    در مناطق ابری به دلیل کم آفتابی بودن محل، فاصله را بیشتر در نظر می گیرند.

    نوع خاک

    هر قدر زمین حاصل خیزتر باشد و عمق زیادی داشته باشد، فاصله بین درختان را بیشتر در نظر میگیرند.

     ارزش اقتصادی

    در نواحی که قیمت زمین بالا است باید در حد توان از زمین بیشترین استفاده را نمود و فاصله را کمتر در نظر گرفت.

    نوع پایه

    نوع پایه و پیوندی که روی آن زده می شود در پاکوتاه کردن و یا پا بلند بودن آن مؤثر خواهد شد. اگر پاکوتاه باشد، فاصله را کمتر و در صورت پا بلند بودن، فاصله را بیشتر در نظر می گیرند.

    مثلا زردآلو روی،زردآلوی نرک، درخت تنومندی خواهد شد و زردآلو روی بادام تلخ به صورت پاکوتاه است.

    نوع هرس

    نام درختفاصله به متر
    سیب7 – 5
    گلابی7 – 5

    از عوامل مهم در فاصله درختان به شمار می آید. اگر هرس به فرم پا بلند باشد، فاصله به طبع بیشتر خواهد بود.رعایت فواصل ذکر شده علاوه بر آسان بودن عملیات داشت، مرغوبیت بالای میوه را نیز در پی خواهد داشت.

    planting 2

     

     روشهای کشت درختان میوه

    انواع روشهای کشت درختان به شرح زیر است:

    الف – روش مربع و محاسبه تعداد نهال لازم

    برای اجرای این روش، ضروری است که ابتدا زمین را گونیا کرده و سپس با اندازه های مناسب که همه اضلاع در آن مساوی هستند چهارگوش هایی به نام مربع به وجود آورد. نهال های مورد نظر را در محل برخورد اضلاع می کارند. بدیهی است که فاصله خطوط کشت و اندازه درخت های روی ردیف با هم مساویند.برای ارائه تعداد نهال لازم از فرمول مربوطه استفاده می کنیم:

    N =تعداد نهال                                            N=s/a**2

    S =مساحت قطعه

    a = فاصله درختان روی ردیف ها

    برای اجرای هر چه بهتر روش کاشت مربع، باید از حاشیه مزرعه به اندازه a/2وارد زمین شد.

    ب – روش کاشت مستطیلی درختان و محاسبه تعداد نهال لازم

    در این روش فاصله خطوط کشت بیشتر از فاصله روی ردیف کشت است که عرض مستطیل فاصله ردیف درختان و طول مستطيل فاصله درختان را روی ردیف کشت نشان میدهند، در این روش استفاده از ماشین آلات و مکانیزاسیون آسانتر است.

    ج- طریقه کشت به روش لوزی و محاسبه تعداد نهال در واحد سطح

    مانند روش مربع است با این تفاوت که، اگر ما رنوس مربع را به هم وصل کنیم نقاطی به دست می آید که محل غرس نهال در روش لوزی است، رعایت فاصله گذاری از حاشیه به اندازه a/2 و برای اجرای عمل ضروریست.

    د- طرح شش گوش

    در این طرح هر هفت درخت، یک گروه را تشکیل می دهند که در روی سه ردیف قرار گرفته اند، درختان در شش گوشه، یک شش گوش و مرکز آن واقع شده اند و فاصله درختان از یکدیگر در هر جهت، مساوی و برابر شعاع دایره محیطی بر شش گوش میباشد.

    این طرح را طرح مثلثی نیز می گویند چون روی دو ردیف متوالی، سه درخت در سه گوشه یک مثلث متساوی الاضلاع قرار گرفته اند، ترسیم و محاسبه آن مثل طرح لوزی است.

    planting 7

    تهیه چاله جهت کاشت درخت میوه

    پس از آنکه محل کاشت درخت در زمین بررسی شد و محل غرس نهال به وسیله میخ چوبی مشخص شد، اقدام به کندن گودال جهت کاشت درخت می نمایند. عمق گودال نسبت به درخت و پیوندکی که روی آن زده می شود متفاوت است.

    درختعمق مناسب گودال(cm)
    سیب روی سیب85
    سیب روی سیب جنگلی70 – 60
    گلابی روی به70 – 60

    در موقع کندن گودال، باید دقت کرد که خاک رویی و خاک زیرین مخلوط نشوند.

    1520763561

    هر چه زمین فقیرتر باشد، گودال باید عمیق تر و پهن تر باشد. بهترین موقع کندن گودال، نیمه دوم شهریورماه تا آبان ماه است، زیرا خاک مدت زیادتری در معرض آفتاب بوده و میکروارگانیسم های خاک بیشتر تقویت می شوند.

    شرایط مناسب و عمومی گودال برای درختکاری

    گودال طوری باشد که ریشه، آزادانه در خاک قرار گیرد و با جدار آن تماس پیدا نکند در خاک های سنگین، گودال بزرگتر و در خاک های سبک، گودال را کوچکتر در نظر می گیرند. عمق مناسب گودال 80_ 70  cm است.

    تهیه بستر نهال از گودال

    برای این کار پس از سرندزدن خاک زیرین و مخلوط کردن آن با کود دامی و کود شیمیایی دیر جذب، سعی می نمایند که طوقه درخت هم سطح خاک جانبی درخت گردد.

    روشهای کندن گودال برای درختکاری

    – کندن گودال در محوطه ای که در خت کشت میشود. ( محل غرس نهال ) در این روش از نیروی کارگر با مته چاله کن استفاده می شود.

    – کندن گودال مانند نهرهای روباز در ازای خطوط کاشت، که در این طريقه از بیل مکانیکی استفاده می شود.

    – طريق بين برداری : فاصله دو درخت را بوسیله کارگر با بیل مکانیکی بر می دارند و این کار در روی خطوط کشت، به صورت یک در میان انجام می گیرد.

    – استفاده از مواد منفجره: استفاده از دینامیت TNT از پیشرفته ترین روش به شمار می آید اما در زمین های مرطوب و چسبناک رسی، مطلوب نیست.

    عملیات انتقال نهال از خزانه تا محل اصلی ( غرس نهال )

    عملیات انتقال شامل مراحل زیر است:

    الف – انتخاب نهال برای کشت

    برای کاشتن درخت در محل اصلی ابتدا باید نهال مناسب را تهیه نمود.

     

    Agricultural Machine Earth Auger 9

    منبع:

    کشت و پرورش درخت سیب، سیری در باغداری نوین (مهندس حسن طاها نژاد)

     

    [product_category category = “158” products limit=”12″ columns=”6″ orderby = “date” order = “ASC operator” = “IN”]


  • آشنایی با کاشت، داشت و برداشت هلو

    آشنایی با کاشت، داشت و برداشت هلو

    هر آنچه که بایستی درباره درخت هلو بدانید!

    هلو، بومی نواحی گرم چین می باشد که حدود 2000 سال قبل از میلاد مسیح در آنجا وجود داشته است. بنظر می رسد هلو از طریق راه های تجاری از چین به ایران و سپس به حوزه مدیترانه و یونان(اروپا) وارد شد و از آنجا به آمریکای شمالی انتقال و گسترش یافته است. در حال حاضر جنگل های وسیعی از گونه های وحشی هلو در چین وجود دارد. هلو و شلیل سرشار از ویتامین های a , c و نیز منبع خوبی از پتاسیم است.

     شناخت خواص دارویی میوه هلو

    هلو و شلیل از نظر طب قدیم ایران برای مزاج انسان سرد به شمار می رود و بهترین میوه برای افراد گرمازده می باشد. این میوه در پیشگیری از بروز بسیاری از بیماری های مزمن نظیر سرطان، دیابت و بیماری های قلبی و عروقی که از مهمترین علل مرگ و میر هستند موثر است.بهتر است هلو و شلیل با پوست مصرف شود چون پوست آن دارای ویتامین A است.

    • دم کرده برگ یا گل هلو برای رفع سیاه سرفه استفاده می شود.
    • جوشانده گل هلو کرم معده و کرم کدو را دفع می کند.
    • جوشانده پوست درخت هلو اثر تب بر و ضد کرم دارد.
    • میوه و برگه خیس شده آن ها، اثر ملین بسیار خوبی برای رفع یبوست دارد.
    • مغزه هسته هلو مسهل، تصفیه کننده خون و برای رماتیسم مفید است.

    Nectarine 2 1

    مشخصات گیاهشناسی و ظاهری میوه هلو

    هلو با نام علمی Prunus Persica .L. Batch  و شلیل با نام عملی Prunus Persica var. nectarine  از خانواده سرخیان یا Rosaceae و زیر خانواده Prunoideae می باشد که به مجموعه این زیر خانواده، هسته داران گفته می شود.

    برگ های هلو  و شلیل کشیده با نوک تیز و حاشیه برگ ها دارای دندانه های زیر می باشد. گل های منفرد، بصورت جانبی روی شاخه هایی که سال قبل رشد نموده اند تشکیل می شوند و از رنگ صورتی روشن تا قرمز و بنفش متغیر می باشند و بطور معمول قبل از پیدایش برگ ها ظاهر می شوند.

    بیشتر ارقام هلو وشلیل خود بارور بوده و گرده افشانی بطور طبیعی توسط حشرات انجام می شود و نیازی به ارقام گرده دهنده ندارد. پوست میوه هلو توسط مقدار زیادی کرک پوشیده شده است.

    گوشت میوه ممکن است سفید و یا زرد و در اطراف هسته قرمز باشد. هسته میوه ممکن است به گوشت چسبیده و یا از آن جدا باشد.

    شلیل، نوعی هلو است که توسط جهش رویشی در یکی از ژن های هلو ایجاد گشته که موجب از بین رفتن کرک های روی پوست میوه هلو و در نتیجه ایجاد رنگ، عطر و طعم خاص شلیل شده است.

     آشنایی با ارقام میوه هلو

    ارقام هلو براساس وضعیت جدا شدن از بافت میوه:

    1. ارقام هسته جدا بخاطر گوشت نرم و آبدار آن بیشتر برای مصرف تازه خوری استفاده می شود.
    2. ارقام هسته چسبیده که هسته به گوشت میوه چسبیده است. بافت میوه سفت بوده و برای صنعت کمپوت مناسب می باشد.

    ارقام هلو بر اساس زمان رسیدن میوه:

    1. ارقام خیلی زودرس: زمان برداشت این ارقام در اواخر اردیبهشت می باشند.
    2. ارقام زود رس: میوه این ارقام در خرداد ماه قابل برداشت می باشند.
    3. ارقام میان رس: محصول این ارقام از اواسط تیر تا اواسط مرداد قابل چیدن می باشند.
    4. ارقام دیر رس: ارقامی هستند که میوه آن ها از اواخر مرداد تا شهریور قابل برداشت و عرضه به بازار می باشند.

    بطور کلی ارقام زود رس به هسته چسبیدگی و ارقام دیر رس به هسته جدایی متمایل هستند.

    holoo 10 1

     آشنایی با نیاز اکولوژیکی(شرایط اقلیمی) میوه هلو

    هلو و شلیل یک دامنه نیاز سرمایی وسیع نسبت به سایر محصولات دارند که در تشکیل گل و میوه موثر است. بعضی از ارقام فاقد نیاز سرمایی است و در مناطق گرمسیری کشت می شود و بعضی ارقام آن حدود 1000 ساعت دمای کمتر از 7 درجه سانتی گراد سرما نیاز دارد.

    به طور میانگین نیاز سرمایی بیشتر ارقام حدود 900-600 ساعت دمای کمتر از 7 درجه سانتی گراد می باشد. مقاومت هلو در برابر سرمای زمستانه، از سیب و گلابی کمتر و تقریبا شبیه ((به)) می باشد. گله های باز شده هلو  و شلیل و میوه های تازه تشکیل شده در صورتی که در زمان محدودی در دمای -2/2 سانتی گراد و یا کمتر قرار گیرند از بین می روند.

    با توجه به این که گل هلو 3 تا 4 هفته زودتر از گل سیب باز می شود از این لحاظ نسبت به سرمازدگی بهاره حساس تر می باشد لذا  از کاشت نهال هلو و شلیل در مناطقی که خطر سرمای بهاره آنجا را تهدید می نماید باید خود داری گردد.

    برای تشکیل رنگ قرمز در هلو برخلاف میوه سیب نیازی به دمای پایین در شب نیست و رنگ قرمز بیشتر تابع رقم و نور می باشد. بطور کلی هلو، در برابر گرمای تابستان مقاومتر از سیب و در تابستان گرم، میوه آن مانند گلابی از کیفیت بهتری برخوردار می شود.

    خاک های لومی تا شنی متوسط بهترین خاک برای کاشت هلو و شلیل می باشد این خاک ها می بایست عمیق و با زهکش مناسب باشند. زیرا ریشه هلو و شلیل همانند بیشتر درختان هسته دار نسبت به تنش ضعیف و غرقاب شدن اراضی بسیار حساس است.

    بنابراین از غرس نهال های هلو و شلیل در ارضی شالیزاری به دلیل تجمع آب و رطوبت بالا و ایجاد پوسیدگی در ریشه و خشک شدن و از بین رفتن توصیه نمی شود.

    آشنایی با روش تکثیر و پرورش نهال هلو

    ازدیاد هلو و شلیل معمولا از طریق انجام عملیات پیوندی روی پایه های بذری صورت می گیرد. در حال حاضر، پایه های هلو طیف وسیعی از انواع پایه های بذری هلو، آلو، گوجه، بادام و پایه های همگروهی حاصل از دو رگه های  هلو  بادام و امثال این ها را شامل می شوند که با استفاده از روش غیر جنسی تکثیر و به عنوان پایه های رویشی محسوب می شوند.

    انتخاب پایه برای هلو علاوه بر داشتن تحمل در برابر خشکی و شرایط نامساعد خاکی، معمولا بر اساس  ویزگی های زیر صورت می گیرد:

    • قابلیت تحمل در برابر نماتد: نماگارد-نمارد-گاردین.
    • توان تحمل در برابر شرایط آهکی خاک: لاول-هاستن-تایتن-GF677
    • توان تحمل در برابر زهکش نا مناسب  و وضعیت خاک: گاردین-هلفورد.
    • استعداد تحمل به سرما: لاول-گاردین-هلفورد-بایلی.

    6751942 302 1

    طراحی باغ هلو چگونه است؟

    برای احداث باغ در یک منطقه باید ابتداء نسبت به جمع آوری اطلاعات و انجام مطالعات اولیه که شامل بررسی موقعیت باغ از نظر شرایط آب و هوایی، امکان دسترسی به آب مطمئن و کافی، جنس و نوع خاک، همچنین امکان دسترسی به بازار می باشد، اقدام نمود. تجزیه نمونه های آب منابع آبی و حاصل خیزی و تعیین کیفیت خاک  بطور دقیق از طریق آزمایشگاه های خاک و آب انجام می شود که قبل از احداث باغ امری ضروری است.

    خصوصیات خاک کاشت هلو

    بهترین خاک برای کاشت هلو و شلیل خاک های عمیق با زهکش مناسب با بافت نسبتا سبک یعنی خاک شنی لومی که دارای مقادیر کافی مواد هوموس باشد. مناسبترین اسیدیته خاک بین 7-6 می باشد. کشت هلو و شلیل در زمین هایی که سابقه کشت این محصولات را دارند باعث افزایش ابتلا به بیماری کوتاهی عمر هلو یا بیماری زوال هلو می شود که این بیماری به شدت باردهی را کاهش می دهد.

    طراحی برای احداث باغ هلو

    طراحی برای احداث باغ در اراضی مسطح یا در شیب دامنه متفاوت است در اراضی شیدار، شیب زمین باید در نظر گرفته شود و با پیاده کردن خطوط تراز( یعنی تمام نقاط روی خط هم ارتفاع باشند) و جلوگیری از فرسایش خاک و عدم جاری شدن روان آب و به منظور انجام عملیات آبیاری در تمام سطح باغ، دامنه در اراضی شیبدار را تراس بندی یا سکو بندی کرد.

    هرچه قدر شیب زیادتر باشد سکو ها و تراس ها کم عرض تر خواهند بود به طوری که بعضی موارد بیشتر از یک یا دو ردیف نمی توان در آنجا نهال کاشت، ولی اگر شیب زمین تند و زیاد نباشد فاصله و عرض را می توان زیادتر گرفت و روی هر سکو دو یا سه و یا بیشتر ردیف نهال غرس نمود.

    طراحی باغ درمناطق جلگه ای که در اراضی تقریبا مسطح ایجاد می شوند معمولا اشکال هندسی منظمی دارند که اکثرا مربع، مستطیل، مثلثی یا لوزی می باشند. در سال های اخیر از شیوه های سنتی در ترتیب و فرم دهی درختان استفاده شده است.

    فواصل کاشت نهال های هلو

    مناسب ترین فاصله برای درختان هلو و شلیل با پایه های بذری 4 در 4 متر یا 5 در 4 یا 5 در 5 متر توصیه می شود. در سیستم مستطیلی (مثلا 5 در 4متر) فاصله بیشتر (5 متر) در جهت شرق و غرب و فاصله کمتر بین درختان (4متر) در جهت شمال و جنوب قرار می گیرد. با این روش سایه درختان کمتر بر روی یکدیگر قرار گرفته و هر درخت از نور بیشتری بهرمند می شوند و همچنین از سطح باغ به دلیل تراکم مناسب درختان نهایت بهره اقتصادی حاصل خواهد شد.

    18 3 30 2058286016 1

    نحوه  کاشت نهال هلو

    پس از علامت گذاری و تعیین نقاط کاشت روی ردیف ها و خطوط باید گودال هایی به ابعاد 60 در 60 سانتی متر حفر کرد. در هنگام کندن چاله کاشت باید خاک سطح الارض در یک سمت و خاک تحت الارض را درسمت دیگر بطور جدا قرار داده شود.

    سپس خاک سطح الارض را با کود دامی پوسیده مخلوط نموده و مقداری از آن را در ته گودال ریخته و نسبت به آبیاری آن اقدام نمود تا خاک گودال کاملا نشست نماید. پس از نشست کامل، مقدار دیگری از آن را در ته گودال بصورت کپه ای یا مخروط می ریزند.

    مشخصات نهال سالم و استاندارد هلو

    تنه نهال هلو و شلیل باید صاف، سالم و بدون هر گونه شکاف و یا آثار صمغ بوده و ارتفاع آن حد اقل 100 سانتی متر و قطر نهال 1-2 سانتی متر و سن نهال 1 و 2 سال باشد.

    نهال هلو و شلیل پیوندی باید تک تنه، شاداب، سالم، دارای ریشه اصلی بطول 35-20 سانتیمتر و دارای 6-5 ریشه فرعی بطول حد اقل 5 سانتیمتر و عاری از هر گونه آفت و بیماری باشد.

    جهت تامین نهال باید از نهالستان های مطمئن و معتبر که دارای مجزو تولید نهال از موسسه تحقیقات ثبت و گواهی بذر و نهال می باشند اقدام گردد و در هنگام تحویل نهال از مسئول نهالستان برای شناسایی نوع رقم و اصالت نژاد و بهداشت نباتی تاییدیه لازم اخذ شود.

     آشنایی با نحوه نگهداری موقت نهال هلو

    ریشه نهال ها باید هنگام حمل با پوشش مناسب از نوع گونی یا کنف مرطوب و نیز پلاستیک محافظت شود و پس از رسیدن به محل باغ بلافاصله ریشه ها را در داخل کانالی (شرقی-غربی) با عمق 50 تا 60 سانتی متر در زیر خاک بطور مورب قرار داد بطوری که نوک نهال ها به طرف  جنوب باشد و سپس نسبت به غرس نهال ها در محل اصلی هرچه سریعتر اقدام نمود.

    توجه: از انتقال خاک به همراه نهال جدا خود داری گردد

    2304111 584 1

     شناخت زمان کاشت نهال هلو

    در مناطقی که زمستان ملایم و مرطوب باشد بهترین زمان کاشت نهال هلو و شلیل اواخر پاییز است و در مناطقی  که زمستان سرد و خیلی خشک باشد عملیات کاشت نهال باید در اواخر زمستان یا اوایل فروردین قبل از باز شدن جوانه صورت گیرد زیرا در چنین روزها، هوای سرد مانع رشد قسمت های رویشی نهال می شود. اما ریشه ها در داخل خاک با درجه حرارت ثابت زمین رشد و فعالیت ریشه ها آغاز خواهد شد که در استقرار و ماندگاری نهال تاثیر دارد.

     شناخت نحوه کاشت نهال هلو

    پس از تهیه نهال ریشه نهال را درصورت زخمی بودن هرس و بعد روی کپه قرار داده و سپس رو آن، خاک ریخته  تا گودال کاملا پر شود و بعد نهال را با دست مستقیم گرفته و اطراف آن را با پا یا با وسیله دیگر فشار داده تا ریشه ها در خاک مستقر شوند و سپس نسبت به عملیات آبیاری اقدام می شود.

    هنگام کاشت نهال باید دقت شود تا محل پیوند حد اقل 10 تا 20 سانتیمتر بالاتر از سطح خاک و طوقه نهال( حد فاصله بین قسمت ریشه و تنه نهال) در سطح خاک باغ در چاله قرار گیرد در غیر این صورت بیماری پوسیدگی طوقه(گموز) موجب خسارت و از بین رفتن نهال خواهد شد.

    سربرداری نهال هلو چگونه است؟

    پس از کاشت نهال، تنه نهال از ارتفاع 80 تا 100 سانتیمتر روی سطح خاک قطع و سربرداری می شود. سرزنی نهال باید به نحوی انجام شود که محل قرار گرفتن قیچی باغبانی به طور مورب و در امتداد جهت جوانه یا شاخه ای که در انتهای نهال قرار دارد، یعنی پس از سربرداری، جوانه یا شاخه در پشت محل برش قرار گیرد.

    توصیه می شود بعد از عمل سربرداری جهت تسریع در ترمیم زخم و به منظور جلوگیری از ورود عوامل بیماری زا، محل زخم روی نهال با چسب باغبانی کاملا پوشانده شود. پس از کاشت و سربرداری نهال باید قیم را درون چاله و در فاصله 5 تا 7 سانتیمتری نهال مستقر و نسبت به بستن آن با نخ گونی اقدام نمود تا از تکان خوردن و پاره شدن ریشه های مویی نهال در اثر وزش باد جلوگیری گردد. در هنگام قرار دادن قیم در کنار نهال باید دقت شود تا قیم در جهت وزش باد نصب شود.

     آشنایی با نحوه آبیاری درختان هلو

    پس از کاشت نهال هلو و شلیل در باغ باید بلافاصله نسبت به آبیاری آن اقدام نمود تا خاک کاملا نشست کرده و ریشه ها کاملا با خاک تماس پیدا کند. از آنجایی که هدف اصلی از آبیاری، تامین رطوبت لازم برای رشد گیاه و رقیق کردن خاک می باشد، عملیات آبیاری با توجه به شرایط منطقه و خاک باید به طور مرتب و منظم انجام شود.

    باید توجه داشت که ریشه هلو و شلیل نسبت به آب زیاد موجود در خاک (غرقاب) و عدم تهویه اراضی، حساسیت زیادی دارد و باید از آبیاری بیش از حد جلوگیری نمود تا سبب خفگی ریشه نگردد. بعد از هر دو یا سه دروه آبیاری باید عملیات سله شکنی خاک درون گودال و طشتک آبیاری صورت گیرد.

    1460527808 img 9610 copy 1

    تغذیه و کود دهی درختان هلو چگونه است؟

    باتوجه به این که توصیه کودی به عواملی از قبیل جنس و بافت خاک، میزان اسیدیته خاک، عناصر موجود در خاک و اندام گیاه، رقم و سن درخت، آب و هوای منطقه(میزان بارندگی-رطوبت-نور و غیره) بستگی دارد که تمام نقاط کشور یکسان نمی باشد لذا انجام عملیات نمونه برداری خاک و برگ و تفسیر نتایج آن بر اساس تجزیه های آزمایشگاهی جهت تغذیه درخت و مصرف بهینه کود های شیمیایی و حیوانی امری ضروری و الزامی است.

    زیرا بهترین روش ارزیابی وضعیت تغذیه ای یک باغ، علاوه بر برسی عملکرد و کیفیت محصول، و تجزیه تلفیقی نمونه های خاک و برگ نیز می باشد. در باغ های احداث شده آزمون خاک مکمل تفسیر نتایج تجزیه برگ و مشخص نمودن ترکیب کودی در برنامه تغذیه ای می باشد.

    زیرا اکثر مطالعات نشان می دهد که بین آزمون خاک و تجزیه برگ در باغ ها رابطه کمی وجود دارد و به علاوه مشاهدات میدانی کارشناسان با نتایج نمونه های مذکور همبستگی مستقیم خوهد داشت.

    کنترل علف های هرز باغات هلو چگونه است؟

    علف هرز به گیاهی اطلاق می شود که در جایی ناخواسته می روید یعنی در جایی که انسان مایل نباشد آن گیاه در آن جا رشد نماید علف های هرز راه های مختلف بشرح ذیل به محصولات کشاورزی خسارت وارد می نماید.

    • رقابت با محصولات زراعی و باغی در جذب آب، مواد غذایی و نور.
    • ترشح مواد مسموم کننده از طریق ریشه در خاک (اثر آلیلوپاتیک) که این حساسیت مو جب محدود یا متوقف شدن رشد سایر گیاهان می شود.
    • کاهش کیفیت محصولات زراعی و باغی.
    • تشدید امراض و آفات گیاهی.
    • افزایش مخارج تولید.
    • افزایش مشکلات در مدیریت آب.
    • برای دفع علف های هرز می توان از سه روش پیشگیری، نابودی کامل(زدودن) و مبارزه استفاده کرد.

    پیشگیری از رشد علف های  هرز باغات هلو

    عبارتست از مجموعه عملیاتی که از ورود یک علف هرز جدید به یک منطقه معین جلوگیری می شود مانند استفاده از بذر تمیز، کود دامی پوسیده عاری از بذور علف های هرز و یا آبیاری با آب تمیز و غیره. عبارت است از به کار گرفتن کلیه روش ها و امکانات برای از بین بردن تمام قسمت مختلف علف هرز شامل شاخه،برگ،ریشه،میوه، و بذر.

    مبارزه با علف های هرز در باغات هلو

    مبارزه با علف های هرز در باغات هلو عبارت است از کلیه عملیات و امکانات، برای کاهش جمعیت علف های هرز به نحوی که علف هرز باقیمانده نتواند ضرر اقتصادی به باغ وارد نماید. این طریقه، عملی ترین و مرسومترین روش دفع علف های هرز بوده که شامل روش های متفاوت بشرح ذیل می باشد.

    1. مبارزه مکانیکی.
    2. مبارزه زراعی.
    3. مبارزه بیولوژیکی.
    4. مبارزه تلفیقی.
    5. مبارزه شیمیایی.

    تربیت، هرس و فرم دهی درختان هلو

    غالبا جهت تربیت و هرس درختان هلو و شلیل از شکل جامی یا مرکز باز یا بدون شاخه پیش آهنگ استفاده می شود زیرا نور به راحتی به داخل نفوذ کرده و به همه شاخه ها می رسد.

    1. طرز تربیت درختان به شکل جامی یا مرکز باز بشرح ذیل می باشد.
    2. فاصله سربرداری درخت: سربرداری درخت در فاصله 80 تا 100 سانتیمتری از سطح زمین پس از غرس نهال انجام می شود
    3. شاخه اصلی: سه الی چهار شاخه که با تنه، زاویه نزیدک به عمود داشته و در جهت های مختلف در اطراف تنه اصلی واقع شده و با یکدیگر 10 تا 15 سانتی متر فاصله دارند را به عنوان شاخه اصلی انتخاب نموده  و مابقی شاخه ها حذف می گردند. درصورتی که فواصل شاخه ها اصلی کمتر از 10 سانتی متر باشد احتمال شکستن شاخه ها در سال های آینده وجود دارد.
    4. طول مساوی شاخه های اصلی: شاخه های انتخاب شده اگر از 30 سانتی متر بیشتر باشند از یک سوم تا یک پنجم جوانه بیرونی قطع می شوند تا شکل جامی درخت به سوی خارج کشیده شود. باید سعی شود شاخه های اصلی دارای طول مساوی باشند.درهنگام هرس وحذف قسمتی از شاخه ها باید دقت شود تا حد امکان محل برش، در بالای جوانه بیرونی واقع گردد، زیرا شاخه های جدید به سمت برونی درخت هدایت می شوند و از تراکم شاخه ها به سمت داخل درخت جلوگیری خواهد شد.
    5. حفظ اسکلت درخت: جهت حفظ اسکلت درخت باید از رشد سالیانه شاخه  های جانبی بر روی تنه اصلی جلوگیری به عمل آید. به همین منظور با شروع فصل رشد، جوانه هایی که رشد شان بر روی تنه اصلی فعال شده حذف می گردند. از این رو همیشه باید سعی شود عمل جوانه گیری چند مرتبه آن هم به فاصله یک هفته از یکدیگر انجام شود.

    شاخه هایی که با زاویه کمی نسبت به تنه اصلی قرار دارند با قرار دادن قطعات چوبی بین شاخه و تنه در اوایل فصل رشد که شاخه ها قدرت انعطاف پذیری بیشتری دارند، زاویه نسبتا باز تری پیدا خواهند کرد.

    درصورت ظهور جوانه رویشی در زیر محل پیوند و بر روی پایه، باید نسبت به حذف کلیه جوانه ها اقدام گردد.

    pruning apricot trees 1

     آشنایی با زمان برداشت میوه هلو

    دروه رسیدن میوه هلو و شلیل بعد از بدست آوردن حجم و رنگ لازم خیلی زود طی می شود و در شرایط عادی بعد از چند روز پس از برداشت به سرعت به مرحله رسیدن کامل می رسند و عدم برداشت به موقع آن ها باعث تغییر رنگ و افت کیفی میوه می گردد.

    این میوه ها دارای بافت نرم و آب زیاد بوده و صدمه پذیر می باشند. بنابراین لازم است در چیدن آن ها نهایت مراقبت به عمل آید. میوه های هلو و شلیل اکثرا بصورت تازه و به فاصله کمی پس از برداشت به بازار عرضه می شوند.

    البته بعضی از ارقام بر تازه خوری در صنایع تبدیلی نیز مصرف می شوند، مثل ارقامی که برای تهیه انواع کمپوت و آبمیوه کاربرد دارند. بنابراین شیوه چیدن میوه هاو چگونگی آن ها از زمان برداشت تا مصرف و حمل نقل آن ها بر حسب نحوه مصرف آن متفاوت خواهد بود.

    نکات مهم قبل از عملیات برداشت میوه هلو

    نکات مهم قبل از عملیات برداشت میوه هلو عبارتند از:

    • حداکثر تلاش و کوشش برای شروع برداشت در بهترین زمان تعیین شده برای هر محصول و حتی هر رقم در هر محل، به نحوی که میوه ها بیش از حد نرسند یا ریزش نکنند.
    • انتخاب مکانی در باغ جهت جمع آوری، درجه بندی و بسته بندی و نگهداری میوه ها توصیه می شود.
    • مکان انتخاب شده باید سایه، خنک و امن باشد.
    • محل جمع آوری محصولات در فاصله مناسب از اکثریت درختان واقع شود.
    • کف این محل باید کاملا مسطح و در صورت امکان بتن باشد تا چیدن جعبه ها روی هم  امکان پذیر باشد.
    • پیشبینی تعداد کافی کارگر میوه چین از موارد مهم در عملیات برداشت باشد.
    • برنامه ریزی برای آموزش کارگران میوه چین قبل از برداشت محصول پیشنهاد می گردد. و در صورت امکان لازم است از نیروی انسانی مجرب در عملیات برداشت میوه استفاده می شود.
    • باغدار باید نسبت به تهیه سبد، سطل، جعبه مناسب با توجه به نحوه مصرف میوه و عرضه به بازار، نردبان های دو طرفه و تمهیدات خاصی را در نظر بگیرد و نیز تهیه وسیله حمل و نقل مانند تراکتور یا تریلی برای جمع آوری جعبه ها از سطح باغ های وسیع تا محل بارگیری و نیز کامیون برای حمل به بازرا فروش یا انبار مرکزی برنامه ریزی و پیش بینی نماید.

    139304230959192743202424 1

     آشنایی با نحوه برداشت میوه هلو

    روش صحیح چیدن میوه بدین ترتیب است که یک طرف قسمت دم میوه بالا قرار می گیرد و سپس پیچانده می شود با این شیوه به آسانی و بدون ضربه و آسیب، میوه از درخت زجدا می شود.اگر میوه به راحتی جدا نمی شود، با قرار دادن انگشت اشاره در مقابل شاخه ای که میوه از طریق دم به آن متصل است، همزمان با پیچاندن میوه به راحتی و بدن این که شاخه حاصل میوه بشکند از درخت جدا خواهد شد.

    برداشت میوه در ابتدا بدون نیاز نردبان دو طرفه از بالاترین قسمتی که با دست بتوان میوه را چید آغاز خواهد شد همزمان برداشت، شاخه سبک شده و بالا می رود در نتیجه میوه هایی که بالای شاخه اند قبل از این که از دسترس خارج شوند باید برداشت گردند.

    میوه های که در پایین شاخه قرار دارند بالا آمده و احتیاجی به خم شدن برای چیدن آن ها نیست بنابراین باید تمام میوه هایی که در بخش  کم ارتفاع درخت وجود دارند را با دست برداشت کرد و تا پایان برداشت میوه در بخش مذکور از درخت، نردبان مستقر نخواهد شد.

    سوراخ شدن پوست میوه، ساییدگی ضربه و غیره به بافت میوه آسیب می رساند و میوه های را خراب می کند . بنابراین برداشت و جابجا کردن صحیح و رعایت کیله نکات ذکر شده از ضایعات میوه جلوگیری خواهد شد.

    نکات مهم در طی عملیات برداشت میوه هلو

    نکات مهم در طی عملیات برداشت میوه هلو عبارتند از:

    1. کنترل و نظارت بر کار گران میوه چین در حین عمل برداشت ضروری است تا از وارد آوردن هر گونه خراش با ناخن یا فشار انگشت به میوه و زخمی کردن آن و نیز عدم تناوب بین ظرفیت سبد و حجم میوه که ممکن است موجب ریزش میوه به زمین در حین انتقال شود، باید جلوگیری کرد.
    2. شروع چیدن میوه از شاخه های پایین (بدون نردیان) و ادامه آن تا شاخه های بالا بصورت عمودی یا ستونی توصیه می شود.
    3. از آن جایی که دست دراز کردن و خم شدن به سمت میوه روی نردبان احتمال افتادن را در پی خواهد داشت، در صورت نیاز مرتبا جای نردبان تغییر داده شده تا برداشت کننده روی نردبان حرکت کمترین داشته باشد.
    4. از نشستن روی شاخه درخت جهت برداشت میوه پرهیز شود
    5.  از کشیدن بیش از حد شاخه به طرف خود که موجب شکستن آن می شود باید اجتناب نمود.
    6. میوه ها به آرامی درون سبد یا ظرف برداشت قرار گیرد و از انداختن میوه جدا خود داری شود.
    7. قرار دادن جعبه های جمع آوری میوه در دسترس کارگران و رعایت این موارد، از اتلاف وقت در زمان برداشت جلوگیری خواهد کرد.
    8.  میوه ها باید با یک حرکت چرخشی ملایم از سطل خالی گردد تا از صدمات ناشی از بهم خوردن میوه ها جلوگیری شود.
    9. حفظ و نگهداری میوه های چیده شده در سایه، و انتقال سریع آن ها به سایه بان مخصوص جمع آور محصول، ضروری است.
    10. سرد کردن اولیه میو های برداشت شده به منظور افزایش عمر انباری میوه برای عرضه به بازار و یا برای عملیات ذخیره سازی و نگهداری در سرد خانه های صنعتی و فنی پیشنهاد می گردد. هلو و شلیل در بیشتر شرایط عادی دارای دوره انبار مانی کوتاه می باشد که بطور متوسط حدود 2 هفته اعلام شده است. به منظور دستیابی به حداکثر انبارمانی می توان آن ها را در دمای بین 0/5 تا صفر درجه سانتی گراد با رطوبت نسبی 90 درصد ذخیره و نگه داری نمود.

      [product_category category = “158” products limit=”12″ columns=”6″ orderby = “date” order = “ASC operator” = “IN”]