مدیریت آفات، بیماری ها و ناهنجاری های فیزیولوژیک پسته ( بیماری های خاکزاد)

در کالیفرنیا سه بیماری خاکزاد باعث ایجاد بیماری در درختان پسته می شوند: عامل هر سه بیماری قارچی بوده و در بیشتر مناطق پسته کاری این ایالت دیده می شوند.

در بین آن ها بیماری پژمردگی ورتیسیلیومی با از بین بردن تعداد زیادی از درختان، باعث خسارت اقتصادی شدید در باغ های قدیمی با پایه های حساس شده است.

درختان پسته در برابر گال طوقه که یک بیماری خطرناک باکتریایی در بعضی از گیاهان چند ساله است، نسبتا مقاومت نشان می دهند؛ به هر حال این بیماری تاکنون از درختان پسته گزارش نشده است.

خسارت بیماریهای خاکزاد بسته به نوع پایه انتخابی متغیر است. به موازات معرفی و توسعه کشت پایه های جدید، وضعیت بیماری های ریشه نیز ممکن است تغییر کند.

آفت پژمردگی ورتیسیلیومی درختان پسته

پژمردگی ورتیسیلیومی از نظر تاریخی، پژمردگی ورتیسیلیومی خطرناکترین بیماری پسته در کالیفرنیا بوده و عامل آن .Verticillium dahliae Kleb می باشد.

درختان در هر سنی توسط این قارچ مورد حمله قرار گرفته و هر ساله صدها درخت بر اثر این بیماری از بین می روند . قارچ Verticillum در جنوب دره سان ژاکین علاوه بر پسته به پنبه، گوجه، خربزه ، درختان میوه هسته دار و زیتون نیز حمله می کند.

گیاهان غیر زراعی ، چون علف های هرز و گیاهان بومی هر دو میزبان این قارچ بوده و می توانند وسیله ای برای استقرار بیمارگر در زمین غیرزراعی باشند. پژمردگی ورتیسیلیومی پسته در نیمه جنوبی دره سان ژاکین بیش از سایر مناطق کالیفرنیا شیوع دارد.

همچنین این بیماری در باغ های پسته ای که قبلا در زمین آن ها محصولات حساس به بیماری کاشته شده اند، بسیار خطرناک می باشد. این بیماری گاهی در دره ساکرامنتو نیز دیده می شود.

پژمردگی ورتیسیلیومی

نشانه های بیماری پژمردگی ورتیسیلیومی پسته

اولین نشانه های پژمردگی ورتیسیلیومی، به صورت زرد شدن نواحی بین رگبرگی و سوختگی برگ ها در شاخه های مبتلا نمایان می شود. خشک شدن شاخه ها و زوال کل درخت در هوای گرم، به علت مسدود شدن بافت های حیاتی انتقال آب در گیاه اتفاق می افتد.

چرا که بیمارگر باعث می گردد در چنین حالتی نیاز درخت به آب، بیشتر از میزان آبی باشد که ریشه های درخت جذب می کنند. نشانه های اصلی و مشخص پژمردگی ورتیسیلیومی به صورت خشک شدن سریع و مرگ یک با تعدادی از شاخه های جانبی یا کل درخت می باشد که معمولا در اواخر بهار یا اوایل تابستان دیده می شود.

در زوال یا مرگ تدریجی که نوعی دیگر از نشانه های بیماری است، قبل از نابودی کامل درخت بر اثر بیماری یا عدم باردهی درخت از لحاظ اقتصادی، نشانه ها به صورت آهسته و در مدت چند سال ایجاد می شود.

مشخصه اصلی این نوع زوال ضعف تدریجی گیاه ، کاهش رشد و کاهش محصول می باشد. کوچک شدن تدریجی تاج درخت و قرار گرفتن برگ های باقی مانده به صورت مجتمع در انتهای شاخه ها نیز ممکن است از جمله نشانه های بیماری باشد .

دلیل اینکه چرا ورتیسیلیوم در برخی از درختان باعث از بین رفتن ناگهانی و سریع شده و در برخی دیگر از درختان باعث زوال تدریجی می شود، هنوز روشن نشده است.

ضعف عمومی و عدم شادابی درخت از شایع ترین نشانه های پژمردگی ورتیسیلیومی به شمار می میرود. قارچ V . dahliae به سیستم آوندی گیاهان حمله کرده و در آنجا مستقر می گردد.

بافت های انتقال آب یعنی آوندهای چوبی که از لوله های کوچک عمودی تشکیل شده اند، در کنار هم استوانه ای را تشکیل داده و داخل کامبیوم قرار می گیرند.

اما تنها آوندهای چوبی جوان که در هر سال تولید می شوند، می توانند آب را منتقل نمایند. اجزای آوندهای چوبی که توسط قارچ ورتیسیلیوم مورد حمله قرار می گیرند با مواد تولید شده به وسیله درخت و قارچ مسدود می شوند.

این مواد دارای رنگدانه تیره بوده و در برش عرضی ریشه، تنه با شاخه های آلوده، به صورت خال ها یا نقاط پراکنده سیاهرنگ ویا حلقه های منقطع تیره رنگ دیده می شود.

این نشانه ها بستگی به تعداد آوندهای آلوده دارد. تغییر رنگ یکنواخت بافت های چوبی مرکزی نتیجه فرآیندهایی است که با افزایش سن گیاه رخ می دهد. عناصر آوندی تغییر رنگ یافته فعال نبوده و نمی توانند آب را به قسمت های بالایی درخت منتقل نمایند.

شاخه های خشک شده در واقع به ریشه ها و سیستم آوندی آلوده به بیمارگر متصل بوده که نتوانسته اند آب کافی را دریافت نمایند. با مشاهده حلقه های بافت مرده سالیانه در آوندهای چوبی می توان به تاریخچه وجود آلودگی ورتیسیلیومی در درختان قدیمی تر پی برد.

پژمردگی ورتیسیلیومی باعث پوسیدگی نرم چوب یا پوست نمی شود و از راه اندام های هوایی نمی تواند به درخت حمله کند.

چرخه بیماری پژمردگی ورتیسیلیومی پسته

قارچ ورتیسیلیوم در خاک فقط فعالیت محدود بوده رستی داشته و نمی تواند به آسانی رشد و تکثیر پیدا کند. این بیمار گر می تواند روی ریشه میزبان های تناوبی زندگی کند و یا اینکه در خاک با تشکیل اندام های استراحتی که ریز سختینه” نامیده می شوند زنده بماند.

هر ریز سخنبنه به صورت یک توده متشکل از تقریبا 30 سلول تیره رنگ و ساختاری بسیار سخت است. تنها درصدی از ریز سختینه ها می توانند برای سال های طولانی در خاک زنده بمانند.

در خاک هایی که قبلا میزبان های تناوبی بیمارگر مانند پنبه با گیاهان تیره بادنجانیان (Solanacae) کاشته شده اند صدها ریز سختینه در هر اینچ مربع از خاک مشاهده می شود.

بیشتر ریزسختینه ها در عمق 15 سانتی متری سطح خاک، جایی که بیشتر پسماندهای گیاهی حاصل از میزبان های قبلی وجود دارد، مشاهده می شوند. ریز سختینه واحد آلوده کننده قارچ محسوب می شود.

این اندام به حالت غیر فعال در خاک باقی می ماند، تا اینکه ریشه گیاهی در نزدیکی آن رشد کند. با تراوش ترشحات ریشه ( مواد مغذی)، ریزسختینه تحریک شده و جوانه می زند.

این مواد مغذی می تواند به وسیله ریشه گیاهان میزبان یا غیر میزبان ترشح شوند اما ریشه های جوان و زخمی، می توانند مقادیر کافی از این مواد مغذی را برای جوانه زنی ریز سخنینه تولید نمایند.

بسیاری از آلودگی ها در بافت های خارجی و کورتکس ریشه باقی مانده و هرگز به آوند چوبی نمی رسند. قارچ دقیقا از ناحیه انتهای ریشه، جایی که سلول های جوان و تمایر نیافته هستند، نفوذ می کند.

ممکن است قارچ در درون آوندهای چوبی جدید، رشد نماید و در داخل آن ها میسلیوم و کنیدیوم تولید نماید. کنیدیوم ها می توانند با آب به طرف بالا حرکت کنند. زمانی که کنیدیوم ها در سلولهای آوند چوبی تجمع می یابند، جوانه زده و میسیلیوم های بیشتری تولید می کنند.

این میسلیوم ها نیز کنیدیوم های بیشتری تولید کرده و با جریان آب به قسمت های بالای گیاه منتقل می شوند. بدین روش قارچ از ریشه به شاخه ها منتقل شده و در مسیر خود عناصر آوند چوبی را مسدود می کند.

ظاهره عناصر آوند چوبی مجاور به آسانی آلوده نمی شوند. بنابراین برای اینکه قسمت زیادی از سیستم انتقال آب آلوده شود آلودگی های متعددی نیاز می باشد. آلودگی هایی که در سایر نواحی ریشه غیر از انتهای آن رخ می دهد مسیر دیگری را طی می نمایند.

قارچ به سلول های کورتکس که خارج از بافت های آوندی قرار گرفته اند حمله می کند و در آنجا ریز سختینه های جدیدی را تشکیل می دهد که بعدا به خاک بر می گردد. پدیده جوان شدن ریز سختینه ها هم در گیاهان میزبان و هم در غیر میزبان رخ داده و در غیاب گونه های حساس، به بقاء و پایداری قارچ کمک می کند.

تعداد کمی از پر گنه های (کولونی های) تشکیل شده در کورتکس بعدا موجب توسعه آلودگی در آوند چوبی می شوند.

تولید مایه پژمردگی ورتیسیلیومی پسته

تولید ریز سختینه در گیاهان آلوده، تنها در گیاهان یک ساله مانند پنبه و گوجه فرنگی مطالعه شده است. در گیاهان یک ساله هزاران میکرواسکلروت در برگ ها، ساقه ها و ریشه گیاهان در حال پژمردگی و مرگ تشکیل می شود.

وقتی که گیاهان مرده با خاک مخلوط می شوند بافت های گیاهی پوسیده شده و ریز سختینه ها آزاد می شوند. هنوز مشخص نشده است که آیا مخلوط نمودن برگ و شاخه درختان بیمار پسته با خاک نقشی در افزایش مایه قارچ در خاک دارد یا خیر؟ ریز سختینه هایی که در ریشه درختان آلوده تشکیل می شوند ممکن است در افزایش مایه قارچ در خاک موثر باشند.

اما در یک باغ تحقیقاتی پسته در کالیفرنیا که خاک آن به ورتیسیلیوم آلوده بوده و به طور نسبی، عاری از علف هرز نیز بوده، تعداد ریزسختینه ها از 40 عدد در هر گرم خاک در سال اول تا چهار عدد در سال پنجم کاهش پیدا کرد.

در همین باغ سال های هشتم تا دهم مطالعه تعداد میکرواسکلروت ها در حد 2 عدد در هر گرم خاک ثابت ماند. بنابراین ممکن است باغ های پسته بتوانند جمعیت ریز سختینه های قارچ را در حد کم نگه دارند اما درختان پسته در باغ های عاری از علف هرز، نمی توانند جمعیت زیادی از مایه قارچ را در خود نگه دارند.

شرایط تاثیر گذار بر بیماری پژمردگی ورتیسیلیومی پسته

دمای پائین برای پژمردگی ورتیسیلیومی مساعد است. هوای خنک بهاری در طولانی مدت و تابستان های ملایم باعث تشدید خسارت این بیماری می شود. ظاهرا این قارچ در آب و هوای گرم تابستان در اندام هوایی درختان مبتلا از بین می رود ولی امکان دارد که قارچ بتواند در بافت های ریشه یا نواحی بالایی پایه درخت زنده بماند.

حملات مکرر قارچ می تواند باعث بروز آلودگی های جدید در هر سال شود. بیماری در خاک های مرطوب نمایان تر است چرا که این خاک ها نسبت به خاک های خشک، خنک تر می باشند.

آبیاری نیز می تواند در ظهور پژمردگی ورتیسیلیومی در برخی از محصولات موثر باشد. در یک باغ پسته آزمایشی که به روش آبیاری قطره ای آبیاری می شد، گسترش این بیماری در طول ردیف درختان بیشتر از گسترش آن در بین ردیف ها بود. در این باغ تمرکز ریشه ها زیر ردیف های درختان پسته و بین درختان بیشتر از راهروها وبین ردیف ها بود.

بنابراین وجود ریشه های متراکم تر در محدوده زیر درختان شانس آلودگی به قارچ را بیشتر می کند. همچنین در مناطقی که ریشه های آلوده بیشتر است تولید مایه قارچ نیز بالاتر می رود.

در یک سیستم آبیاری که پراکنش و رشد ریشه ها محدود می شود، خسارت ناشی از بیماری نیز ممکن است کمتر شود. در آزمایش های جدید نشان داده شده است که سیستم های آبیاری قطره ای در عمق های مختلف تغییراتی را در تراکم ریشه ها ایجاد می کند و باعث می شود که بیشتر ریشه ها در عمق های پایین تر خاک توسعه پیدا کنند اما کاهشی در جمعیت ریز سختینه ها با ظهور پژمردگی ورتیسیلیومی مشاهده نمی شود.

حساسیت به پژمردگی ورتیسیلیومی، تحت تاثیر شادابی و توان گیاه می باشد تا آنجایی که درختان تحت تنش، برای آلودگی به قارچ ورتیسیلیوم مناسب تر و آماده تر از درختانی هستند که تحت تنش نیستند.

با توجه به اینکه وضعیت تغذیه ای در سلامت درخت موثر است عناصر غذایی نیز ممکن است حساسیت درخت را تحت تاثیر قرار دهند. اما شواهدی وجود ندارد که عدم تعادل عناصر غذایی توسعه بیماری را بیشتر می کند با اینکه بهبود وضعیت تغذیه ای درختان، جلوی آلودگی ورتیسیلیومی را گرفته با خسارت آن را کمتر می کند.

جمعیت V . dahliae از نظر ژنتیکی ناهمگون است. اختلافات بسیاری در بیماریزایی و قدرت تهاجم جدایه های قارچ وجود دارد. چندین سویه و نژاد در این قارچ شناخته شده است. تا به امروز جدایه های قارچی جداشده از پسته در گیاه پنبه نیز بیماریزا بوده اند.

این جدایه ها بر اساس تاثیر روی گوجه فرنگی نیز از یکدیگر تمایز داده می شوند. تفاوت این گروه ها نا مشخص است و الگویی برای جدا کردن ایزوله های مولد پژمردگی و زوال وجود ندارد. بدون شک توع موجود در جمعیت قارچ به عنوان یک فاکتور مهم در اصلاح نباتات و انتخاب منابع گیاهی برای مقاومت است.

ماهیت مقاومت به ورتیسیلیوم در درختان پسته به خوبی شناخته نشده است. قارچ می تواند به ریشه گیاهان حساس و مقاوم حمله کند اما در ارقام مقاوم، ورود قارچ به آوند چوبی و حرکت آن به سمت بافت های بالایی کندتر از ارقام حساس است.

کنترل بیماری پژمردگی ورتیسیلیومی پسته

بهترین راه مقابله با پژمردگی ورتیسیلیومی استفاده از پایه های مقاوم بامتحمل به بیماری مانند PioneerGold ( P , integerrima ) PGI یا F . atlantica xP . integerrina ) UCBI) است. UCBI پایه نسبتا جدیدتری است که در مقایسه با PGI تحمل کمتری به پژمردگی ورتیسیلیومی نشان می دهد اما تحمل آن به شوری و یخبندان بیشتر است.

پایه های P. terebinthus و P . atlantica بسیار حساس بوده و لازم است که از کاشت آن ها در زمین های آلوده به قارچ به عنوان پایه خودداری کرد. همچنین PG II که هیبریدی ازP . integerrima xP . atlantica است نیز به پژمردگی ورتیسیلیومی بسیار حساس می باشد.

برای احداث یک باغ جدید باید به خصوصیاتی مانند تاریخچه کشت محصولات در آن زمین و ارزیابی سطح مایه قارچ در خاک توجه کرد. می توان جمعیت ریز سخنینه های قارچ در خاک را تعیین کرد که این آزمایش توسط آزمایشگاه های خصوصی صورت می گیرد.

استفاده از سموم تدخینی قبل از کاشت و یا در حین احداث باغ می تواند سطح مایه قارچ را کاهش دهد ولی نمی تواند آن را ریشه کن کند با از استقرار مجدد آن جلوگیری نماید.

کاربرد خاک پوش پلاستیکی (آفتاب دهی خاک) روی خاک های شخم خورده برای چند هفته در تابستان می تواند سطح مایه قارچ را پایین آورد. کاربرد خاک پوش های پلاستیکی در باغ های پسته با توجه به وجود سایه درختان، کارایی پایینی داشته و نتایج مناسبی ندارد. تاکنون کاربرد ترکیبات شیمیایی در خاک یا به صورت تزریق در تنه درختان نتواسته موجب حفاظت درختان پسته از پژمردگی ورتیسیلیومی شود.

پوسیدگی آرمیلاریایی ریشه پسته

این بیماری که ” قارچ ریشه بلوط” نیز نامیده می شود به وسیله یک قارچ خاکزاد به نام Armillaria melleavahl . ) Quel ) ایجاد می شود. این قارچ در بسیاری از گونه های گیاهی زراعی و وحشی از جمله برخی از گونه های بلوط بیماری ایجاد می کند.

باغ هایی که در گذشته در آن ها درخت بلوط کاشته می شده، اغلب به شدت توسط این بیماری خسارت می بینند. به همین جهت نام” قارچ ریشه بلوط “روی آن گذاشته شده است.

گیاهانی که در دشت های سیلابی یا در کنار رودخانه ها و نهرها کاشته می شوند عموما در معرض خطر بیشتری برای مبتلا به بیماری هستند. بنابراین در باغ های موجود در دره ساکرامنتو در طول حاشیه شرقی دره سان ژاکین احتمال بروز بیماری بیشتر است.

پوسیدگی آرمیلاریایی کاشت چندین نوع درخت را در کالیفرنیا محدود کرده است اما گاهی اوقات موجب خسارت به پسته می شود.

پوسیدگی آرمیلاریایی ریشه پسته

نشانه های بیماری پوسیدگی آرمیلاریایی ریشه پسته

اولین نشانه های بیماری که معمولا از یک طرف درخت شروع می شود به صورت کاهش رشد، زردی، برگ ریزی زود هنگام است. در برخی از سال ها کل درخت، به بیماری مبتلا شده و از بین می رود.

پیشرفت بیماری به درختان مجاور باعث ایجاد مناطقی با درختان مرده می شود. رنگ بافت های داخلی پوست و چوب خارجی در ریشه های سطحی و طوقه تغییر می کند و به طور مشخص سفید شده و صفحات بادبزن مانند از میسلیوم های قارچ که پلاک نامیده می شوند بین پوست و چوب تشکیل می شوند .

با شروع بارندگی های زمستانه توده ای از کلاهک های عسلی رنگ قارچ ممکن است در قاعده درختان آلوده تشکیل شوند . نما ریشه های قارچ که به صورت اندام ریشه مانند و پهن می باشند از میسلیوم های سفید با پوشش تیره رنگ تشکیل شده اند و در سطح ریشه های آلوده رشد می کنند.

نما ریشه ها همیشه مشاهده نمی شوند و ممکن است به علت شباهت با ریشه های کوچک، مشاهده آن ها مشکل باشد.

وجود پلاگ های میسلیومی با نماریشه روی ریشه های آلوده شواهد کافی را برای تایید پوسیدگی آرمیلاریایی ریشه فراهم می کند.

چرخه بیماری پوسیدگی آرمیلاریایی ریشه پسته

قارچ A . mellea به تنهایی نمی تواند در خاک زنده بماند. این قارچ همیشه روی بافت های چوبی آلوده با مرده وجود دارد و روی این بافت های چوبی در صورتی که در شرایط خشکی قرار نگیرد می تواند برای چند دهه نیز زنده بماند.

گیاهان با ریشه عمیق مانند بلوط هنگامی که به وسیله آرمیلاریا آلوده می شوند منبعی از مایه تولید می کنند که دارای پتانسیل بالایی برای پراکنش آلودگی در خاک است.

آلودگی گیاهان سالم زمانی رخ می دهد که ریشه آن ها نزدیک به ریشه های مرده و یا بیمار حامل قارچ رشد کند. مجاورت ریشه های آلوده و سالم برای شروع آلودگی لازم است، چون نماریشه ها تنها در فواصل کم از منبع غذایی می توانند قدرت آلایندگی خود را حفظ نمایند.

نماریشه ها به ریشه های نزدیک نفوذ کرده و باعث آلودگی آن ها می شوند. رطوبت خاک هم برای تشکیل نما ریشه ها و هم برای آلودگی بافت ها لازم است.

حرکت قارچ از ریشه های آلوده به سالم از طریق پیوند ریشه ها صورت می گیرد. الگوی گسترش بیماری در باغ که به صورت بزرگ شدن دایره ناحیه درختان آلوده است، این نوع روش انتقال را تایید می کند. پراکنش A . mellea زمانی رخ می دهد که ریشه های آلوده حرکت می کنند.

این نوع پراکنش در صورت وقوع سیل و فعالیت های انسان نیز صورت می گیرد. خاک و آبی که حاوی قطعات گیاهی آلوده نمی باشند، نمی توانند قارچ را نیز انتقال دهند. اسپورهایی که به وسیله کلاهک ها (اندام باردهی) قارچ تولید می شوند نقشی در پراکنش طبیعی بیماری ندارند. در اغلب موارد مشاهده شده که پوسیدگی آرمیلاریایی ریشه به صورت طبیعی محدود به نواحی خاصی از یک باغ بوده و در چنین مواردی قارچ نمی تواند کل باغ را تهدید نماید.

کنترل پوسیدگی آرمیلاریایی ریشه پسته

کنترل این بیماری بسیار مشکل بوده و معمولا موفقیت آمیز نیست. حذف ریشه های آلوده همراه با کاربرد سموم تدخینی در خاک قبل از کاشت می تواند باعث کند شدن پیشرفت بیماری شود اما باعث ریشه کنی آن نمی شود.

در باغ های احداث شده کار خاصی در مورد این بیماری نمی توان انجام داد. سایر میکروارگانیزم های خاک، نظیر گونه های Trichoderma ،  آنتاگونیست A. mellea بوده و می توانند در کنترل بیولوژیکی آن استفاده شوند.

این نوع بیوکنترل زمانی رخ می دهد که بر اثر غلظت های بالای سموم تدخینی با حرارت و خشکی، قارچ ضعیف شده باشد. استفاده از پایه های مقاوم بهترین گزینه برای محافظلت علیه این بیماری است.

اخیرا آزمایش های مزرعه ای نشان داده که P.terebinthus و هیبرید UCB در مقابل بیماری متحمل اند. در حالیکه P. atlantica و P . integerrima حساس می باشند.

بیماریزایی و قدرت تهاجم در جمعیت های طبیعی A . mellea از حد کم تا شدید متغیر است. بنابراین واکنش درختان با توجه به ترکیب میزبان و بیمارگر متفاوت می باشد. ممکن است در آینده بتوان با برنامه های اصلاحی نسبت به تولید پایه مقاوم اقدام نمود.

پوسیدگی فیتوفتورایی ریشه، طوقه و شانکر تنه (پسته)

پوسیدگی طوقه و ریشه می تواند به باغ های گردو، بادام و میوه های هسته دار خسارت زیادی بزند اما در باغ های پسته کالیفرنیا بیماری شایعی نیست. شانکر تنه نیز گاهی اوقات در باغ های با آبیاری بارانی، ایجاد می شود.

این بیماری به وسیله گونه های مختلف Phytophthora که جزء قارچ های خاکزاد است، ایجاد می شود. بیشتر اطلاعات ما راجع به بیماری های فیتوفتورایی پسته، از تحقیقات انجام گرفته روی سایر محصولات به دست آمده است.

پوسیدگی فیتوفتورایی ریشه، طوقه و شانکر تنه

نشانه های بیماری پوسیدگی فیتوفتورایی ریشه، طوقه و شانکر تنه( پسته)

تمام قسمت های ریشه ممکن است به وسیله فیتوفتورا مورد حمله قرار گیرد. اصطلاح پوسیدگی ریشه اشاره به آلودگی ریشه های کوچک دارد که شامل ریشه های ریز تغذیه کننده گیاه است و در نتیجه باعث کاهش جذب آب و مواد غذایی می شود.

این مسئله موجب ضعف و زوال درخت می شود. پیشرفت نشانه های بیماری در اندام های هوایی معمولا به کندی صورت می گیرد. در درختان بیمار کاهش رشد و کاهش اندازه تاج پوشش درخت و نیز بر گریزی زودهنگام در مدت چند سال بروز می کند.

از سوی دیگر، پوسیدگی طوقه دور تا دور تنه درخت را احاطه کرده و با تخریب طوقه و ریشه های بزرگ باعث صدمه به درختان موجود در باغ می شود. درختان مبتلا به پوسیدگی طوقه، معمولا در مدت یک یا دو سال پس از آلودگی، خشک شده؛ برگ آن ها در بهار ریخته و با شروع هوای گرم دچار زوال و مرگ می شوند.

پوست و چوب خارجی طوقه و ریشه های مرده، تغییر رنگ می دهند اما میسلیوم های قارچ نبتوفتورا در بافت های آلوده با چشم غیر مسلح دیده نمی شوند. آلودگی فیتوفتورایی، روی تنه و انشعابات اصلی درختان باعث تشکیل شانکرهایی در پوست درخت شده و از درختان آلوده به مقدار زیادی صمغ ترشح می شود.

اگر دور تا دور تنه با شاخه های اصلی درخت به وسیله آلودگی های قارچی احاطه شود قسمت بالای این نواحی نیز می میرند.

چرخه بیماری پوسیدگی فیتوفتورایی ریشه، طوقه و شانکر تنه (پسته)

گونه های فیتوفتورا بدون حضور اندام گیاهی آلوده نیز می توانند در خاک زنده بمانند و در دوره های خشکی طولانی مدت به صورت اسپور که اسپور جنسی قارچ است و یا به صورت کلامیدوسپور که اسپور غیر جنسی مقاوم قارچ است، دوام می آورند. واحدهای آلوده کننده قارچ فیتوفتورا زئوسپور نامیده می شوند.

این اسپورها تک سلولی بوده که قادرند در آب های آزاد موجود در خاک شنا کنند. در واکنش به شرایط خاص رطوبتی و دمایی، میسلیوم های قارچ در خاک اندام تولید مثل غیر جنسی به نام اسپورانژیوم تولید می کنند و بیش از صد زئوسپور داخل هر اسپورانژیوم تولید می شود.

زمانی که خاک از آب اشباع می شود، زئوسپورها آزاد می شوند. زئوسپورها به سمت ترشحات ریشه جذب شده و به طرف سطح ریشه شنا می کنند و به آن می چسبند.

در آنجا پس از چسبیدن به بافت های ریشه، باعث شروع و ایجاد آلودگی می شوند. رطوبت آزاد با وجود آب مایع در خاک برای تولید و پراکنش زئوسپورهای قارچ لازم است. در نتیجه پوسیدگی های طوقه و ریشه در خاک های سنگین و در شرایطی که خاک ها برای مدت طولانی دارای رطوبت بالا هستند، بیشتر است.

در برخی از محصولات دوره های متناوب رطوبت و خشکی بیماری های فیتوفتورایی را تشدید می کند. گیاهان تحت تنش نیز اغلب در مقابل آلودگی، حساس ترند.

بسیاری از گونه های فیتوفتورا در آب رودخانه ها و کانال ها نیز وجود دارند و قارچ به وسیله آبی که از این منابع می گذرد وارد باغ ها و مزارع می شود. تا به امروز فیتوفتورا در آب چاه یافت نشده است. گونه P . parasitica از طوقه و ریشه های پوسیده و شانکر های روی تنه درختان پسته جدا شده است.

گونه هایP . cryptogea , P . cactorum نیز از شانکرهای روی تنه و انشعابات اصلی درختان پسته جدا شده است. در سایر محصولات، برخی از گونه های فیتوفتورا باعث پوسیدگی ریشه و برخی از گونه ها نیز باعث پوسیدگی طوقه شده و تعدادی از گونه ها نیز هر دو نوع پوسیدگی را باعث می شوند.

گونه های فیتوفتورا از نظر نیازهای دمایی، رطوبتی و غذایی با یکدیگر اختلاف دارند. اطلاعات بسیاری در مورد واکنش پایه های مختلف در مقابل گونه های فیتوفتورا در مورد سایر محصولات وجود دارد اما برای پسته این اطلاعات کم است.

 کنترل پوسیدگی فیتوفتورایی ریشه، طوقه و شانکر تنه (پسته)

از آنجایی که دوره های طولانی مدت اشباع خاک از آب باعث شروع بیماری می شود لذا مدیریت آب، اساس کنترل پوسیدگی فیتوفتورایی ریشه و طوقه می باشد.

اقدامات زراعی نظیر کاشت گیاهان روی پشته ها، کوتاه کردن مدت زمان آبیاری و بهبود وضعیت نفوذ آب در خاک، همگی در کاهش پوسیدگی طوقه و ریشه مؤثرند.

هر جا پوسیدگی طوقه و ریشه وجود دارد خاک نباید برای مدت بیش از 24ساعت مرطوب بماند. حساسیت نسبی پایه های پسته به گونه های فیتوفتورا ناشناخته است.

هیچیک از ترکیبات شیمیایی برای کنترل این بیماری روی درختان پسته به ثبت نرسیده است. قطره چکان های سیستم آبیاری تحت فشار باید به گونه ای تنظیم شوند که از تجمع آب اطراف درختان یا اشباع شدن خاک اطراف طرق جلوگیری نمایند.

این مسئله به خصوص زمانی که آب آبیاری از کانال ها با رودخانه ها گذشته و ممکن است آلوده به فیتوفتورا باشد، اهمیت دارد.

سوختگی گیاهچه درختان پسته

سوختگی گیاهچه اولین بار در سال ۱۹۹۵ از کالیفرنیا گزارش شد. در یک نهالستان بیش از ۱۰۰۰۰  P . integerrima ، Pistacia atlantica و دو رگه حاصل از P.integerrima گیاهچه از گونه هایP. atlantica از بین رفتند. این بیماری تاکنون در باغ های پسته مشاهده نشده است.

 

سوختگی گیاهچه پسته

نشانه های بیماری سوختگی گیاهچه پسته

برگ ها متمایل به قهوه ای و پژمرده شده اما متصل به شاخه ها باقی می مانند. زخم های قهوه ای رنگ در ناحیه کورتکس ریشه ها توسعه یافته و تغییر رنگ نیز می دهند.

گیاهچه ها کوتاه باقی مانده، دچار سوختگی شده و می میرند. بافت های پوسیده تجزیه شده و خشک می شوند و نواحی فرو رفته ای را تشکیل می دهند که از قطعات گیاهی خشک شده، میسلیوم و سختینه قارچ پوشیده می شوند.

عامل بیماری سوختگی گیاهچه پسته

Rhizoctonia solani kuhn یک گونه مرکب از چندین سویه است که به وسیله آناستوموز بین جدایه ها با گروه های آناستوموزی استاندارد تشخیص داده می شوند. جدایه هایی که باعث سوختگی گیاهچه می شوند متعلق به گروه آناستوموزی AG می باشند.

R. solani به صورت میسلیوم های عقیم دیده می شود که میسلیوم های جوان آن شفاف است، اما با مسن ترشدن، رنگ ریسه ها متمایل به زرد یا قهوه ای روشن می شود.

انشعاب فرعی ریسه ها دارای زاویه تقریبا قائمه نسبت به ریسه اصلی بوده و یک دیواره عرضی در نزدیکی ناحیه فرورفته محل انشعاب وجود دارد. در شرایط خاص این قارچ با تولید توده ای از میلیوم ها، سختینه های قهوه ای تا سیاه رنگ تولید کرده و یا اینکه ممکن است سلول های بشکه ای شکل، که مانند دانه های نسبیح پشت سر هم قرار می گیرند، ایجاد شود که نقش کلامیدوسپورها را دارند.

فرم جنسی قارچ Thanatephorus cucumeris( A . B . Frank ) Donk نام دارد که تاکنون در جدایه های . پسته گزارش نشده است.

چرخه بیماری و اپیدمیولوژی قارچ R . solani به صورت میسلیوم، سختینه با کلامیداسپور در خاک زمستان گذرانی می کند، در بسیاری از خاک ها وجود دارد و زمانی که در خاکی مستقر شد به مدت نامحدود در آن خاک می ماند.

این بیماری در خاک هایی که دارای رطوبت در حد متوسط بوده یا در شرایطی که رشد گیاهان بر اثر شرایط محیطی کند می شود، معمولا شدیدتر است.

R solani به وسیله باران، آب آبیاری و با سیل، وسایل و ادوات کشاورزی آغشته به خاک آلوده یا اندام تکثیری آلوده پخش می شود. در گلخانه ها که بذر پایه های پسته ، به طور موقت کاشته شده و جوانه می زند، سکوهای آلوده می توانند به عنوان منبع مایه قارچ باشند.

درجه حرارت مناسب برای آلودگی قارچ، 15 تا 18 درجه سانتی گراد است، اما در مجموع بیماری در مناطق گرم یشتر شیوع دارد. انتقال از راه بذر غیر محتمل و تاکنون گزارش نشده است.

کنترل سوختگی گیاهچه پسته

از کاشت بذرهای پسته در مناطق با خاک مرطوب و زهکش نامناسب باید خودداری کرد و بذرها باید در خاک های تمیز، بسترهای مناسب و شرایطی که باعث رشد سریع گیاهچه ها شود، کاشته شوند.

سکوهای گلخانه باید تمیز شوند، مخصوصا اگر محصولات حساس به قارچ قبلا روی آن ها کاشته شده باشند. مصرف PCNB در خاک و با آغشته کردن بذرها با این قارچ کش می تواند در کاهش مرگ گیاهچه در گلخانه ها  موثر باشد.

 

منابع:

راهنمای تولید پسته

Epstein, L., R. Bccdc, S, Kaur and L. Ferguson. 2004. Rootstock effects on pistachio trocs grown in Verticillium dahliac infcsted soil. Phytopathology 94: 388395.

Holtz, B.A., T.J. Michailides, L. Ferguson, J.D. Hancock and A.R. Weinhold. 1996. First Report of Rhizoctonia solani (AG-4) on Pistachio Rootstock Seedlings in California. Plant Dis.80(11):1303.

Holtz, B.A. 2002. Pistachio Sccdling blight.Pages 70-71 In. Compendium of Nut Crop Discases in Tempcratc Zones. B.L. Teviotdale, T.J. Michailides and J.W. Pscheidt (eds.), American Phytopathological Society(APS) Press, St. Paul, MN.

 

 

 

 

مشاهده محتوا بیشتر
ادامه مطلب مهندس مرتضی زینلی
بارگذاری بیشتر در آفات و بیماری های پسته

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

هرس درختان نیمه گرمسیری خزان دار (درخت انار و درخت انجیر)

هرس درختان نیمه گرمسیری خزان دار (درخت انار و درخت انجیر) چگونگی هرس درختان انار در مورد ه…